دوشنبه 2 آبان 1390

احتمال پیروزی حماس در انتخابات فلسطین، اسرائیلی‌ها را عصبی کرد

• نوشته شده توسط: ramin h

متن کامل خاطرات جورج بوش-132
احتمال پیروزی حماس در انتخابات فلسطین، اسرائیلی‌ها را عصبی کرد

خبرگزاری فارس: حزب محمود عباس یعنی "فتح" هنوز با مشکلات فساد باقی مانده از دوران عرفات دست به گریبان بود و گزینه اصلی برای جایزگینی آنها جنبش "حماس" بود، دورنمای پیروزی حماس در انتخابات قانونگذاری فلسطین، اسرائیلیها را عصبی و مرعوب ساخت.

خبرگزاری فارس: احتمال پیروزی حماس در انتخابات فلسطین، اسرائیلی‌ها را عصبی کرد

به گزارش فارس، "جورج واکر بوش"، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا از جمله شخصیت‌هایی است که در زمان او و بعضاً به‎واسطه خودش اتفاقات بسیار مهمی در عرصه جهان به‎وقوع پیوست. شاید حوادث 11 سپتامبر مهمترین این اتفاقات باشد که خود بعداً منشأ تحولات بسیار مهمی در عرصه بین‌المللی از جمله دو جنگ در منطقه خاورمیانه شد.
این تحولات و شخصیت خود بوش که عده بسیار زیادی او را مستحق ریاست جمهوری آمریکا نمی‎دانستند و به‏علاوه نفرت زیادی که در افکار عمومی جهان در زمان وی از آمریکا به‎وجود آمد، سبب شد تا خبرگزاری فارس دست به ترجمه و انتشار خاطرات او بزند.
به‎هرحال این کتاب، بیان مسائل از نگاه بوش است و طبعاً تمام آن مورد قبول نخواهد بود ولی شخصیت بوش و خاطرات وی می‌تواند از جمله اسنادی باشد که به محققان و مخاطبان علاقه‎مند به این حوزه کمک فراوانی کند.
قسمت یکصد و سی و دوم از متن کامل خاطرات جورج واکر بوش به خوانندگان محترم تقدیم می‌شود:
 
* با افزایش ناآرامی‌ها در فلسطین نیاز به عاملی بود که بازی را عوض کند

هر چه بیشتر درباره اوضاع آشفته خاورمیانه فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که مشکل اساسی در نبود آزادی در سرزمین‌های فلسطینی است. فلسطینی‌ها بدون صاحب بودن یک کشور از جایگاه درستی در دنیا برخوردار نبودند. فلسطینی‌ها بدون داشتن فردا آمادگی بیشتری داشتند تا توسط افراط‌‌گرایان به کار گرفته شوند. از سویی دیگر در نبود یک رهبر فلسطینی که به صورت مشروع توسط خود فلسطینیان انتخاب شده باشد، رهبری که به مبارزه با تروریسم پایبند باشد، مانع از این بود که اسرائیل نیز شریک مناسبی برای صلح پیدا کند. اعتقاد داشتم که راهکار این امر ایجاد یک کشور دموکراتیک فلسطینی است که توسط مقامات منتخبی هدایت شود که به مردم خود پاسخگو بوده، تروریسم را رد کرده و صلح با اسرائیل را دنبال کنند.
با افزایش خشونت در سرزمین مقدس در بهار سال 2002، به این نتیجه رسیدم که ما به یک عاملی نیاز داریم که بتواند جریان بازی را تغییر دهد. در نظر داشتم در سخنرانی‌ای که در محوطه باغ رز کاخ سفید انجام می‌دهم، تعهد خود را به ایجاد یک دموکراسی فلسطینی اعلام کند. من نخستین رئیس جمهوری آمریکا می‌شدم که تشکیل کشور فلسطینی‌ را به عنوان یک سیاست دنبال می‌کرد.امید داشتم ارایه یک دورنمای بزرگ و واضح به هر دو طرف کمک کند تصمیمات دشواری که برای رسیدن به صلح نیاز است را اتخاذ کنند.
 
* ایده تشکیل دولت فلسطینی در درون دولت من جنجال برانگیخت

این ایده از همان ابتدای دوران دولت من جنجال‌ برانگیز شد. در حالی که کاندولیزا رایس و استیو هادلی [مشاور وقت امنیت ملی کاخ سفید و معاونش] از آن حمایت می‌کردند، "دیک چنی" [معاون بوش] و "دونالد رامسفلد" [وزیر دفاع وقت آمریکا] و "کالین پاول" [وزیر امور خارجه وقت آمریکا] همگی به من توصیه می‌کردند که نباید این سخنرانی را انجام دهم. نگرانی پاول این بود که درخواست برای تشکیل حاکمیت جدید فلسطینی موجب دلخوری یاسر عرفات شده و از شانس یافتن راهکاری که از مذاکرات حاصل شده باشد، می‌کاهد.
 
* از فلسطینی‌ها خواستم رهبرانی جدید برگزینند

من خطرات کار را درک می‌کردم اما متقاعد شده بودم که یک کشور فلسطینی دموکراتیک و رهبری جدیدی فلسطینی تنها راه نیل به صلحی پایدار است. در 24 ژوئن 2002 در سخنرانی خود در محوطه باغ رز کاخ سفید گفتم:‌ "نظر من [برای حل مناقشه خاورمیانه] وجود  دو کشوری است که در صلح و امنیت در کنار هم زندگی کنند. خیلی ساده باید گفت که راهی برای رسیدن به صلح وجو ندارد مگر این که همه طرف‌ها با تروریسم مبارزه کنند. من از مردم فلسطین می‌خواهم که رهبران جدید انتخاب کنند. رهبرانی که با استفاده از ترور به دنبال مصالحه نباشند. من از آنها می‌خواهم یک دموکراسی کارآمد بسازند که بر اساس تساهل و آزادی باشد. اگر مردم فلسطین بطور فعالانه این اهداف را دنبال کنند، آمریکا و جهان نیز بطور فعالانه از تلاش‌های آنها حمایت خواهند کرد."
 
* بعد از سخنرانی‌ام مادرم به کنایه به من گفت "حال نخستین رئیس جمهوری یهودی چطوره؟"


حمایت من از تشکیل کشور فلسطینی زیر سایه درخواست من برای رهبران جدید فلسطینی قرار گرفت. در یکی از عناوین روزنامه‌ها چنین آمده بود که "بوش خواستار برکناری عرفات شد". مدت کمی بعد از سخنرانی‌ام، مادرم با من تماس گرفت و گفت: "حال نخستین رئیس جمهور یهودی چطور است؟" از این که او با این لحن با سیاست‌های من مخالفت کرده بود احساس مضحکی داشتم. معنی این حرف آن بود که احتمالاً پدرم نیز با این کار من مخالف بود. با این حال تعجب نکردم. در حالی که به عقیده من یاسر عرفات یک رهبر شکست خورده بود، اما بسیاری در تشکیلات سیات خارجی قبول داشتند که یاسر عرفات بهترین بخت و امید برای صلح است. من به کنایه مادرم خندیدم اما پیامی که حرفش با خود به همراه داشت را به گوش جان شنیدم. این که من با برخی مخالفت‌های جدی مواجه خواهم شد.
 
* تونی بلر به خاطر طرح تشکیل دولت فلسطینی به من گفت که "جورج! واقعاً توفان به پا کرده‌ای"

روز بعد از سخنرانی به سمت شهر "کانان آکیس" کانادا پرواز کردم تا در نشست افتتاحیه سران گروه هشت [هشت کشور صنعتی دنیا] شرکت کنم. قرار بود که تمرکز نشست سران بر جذب مساعدت‌های خارجی باشد اما سخنرانی من درباره خاورمیانه در ذهن همه کسانی بود که در آنجا حضور داشتند. صبح اولین روز برگزاری نشست هنگام ورزش صبحگاهی به سمت "تونی بلر" [نخست‌وزیر وقت انگلیس] دویدم و او با لبخندی به من گفت:‌ "جورج! واقعاً توفان به پا کرده‌ای."
افراد دیگر چندان به گرمی استقبال نکردند. "ژاک شیراک"، "رومانو پرودی" رئیس کمیسیون اروپا به همراه نخست‌وزیر کانادا بطور علنی مخالفت خود را اعلام کردند. من با رد کردن یاسر عرفات که برنده جایزه صلح نوبل نیز بوده، دیدگاه جهانی آنها را به هم ریخته بودم. به آنها گفتم که از نظر من عرفات هیچ گاه ثابت نخواهد کرد که شریک مناسبی برای صلح [خاورمیانه] است.
 
* طبق نقشه راه، کشورهای عربی رابطه خود را با اسرائیل عادی می‌کردند

کالین پاول بعد از آن هدایت کار را در دست  گرفت تا جزئیات طرح و حرکت به سمت رسیدن به یک کشور فلسطینی را از حرف به مرحله عمل درآورد. این طرح که به نام "نقشه راه" خوانده شد، شامل سه مرحله بود. نخست این که فلسطینی‌ها می‌بایست از حملات تروریستی دست برداشته، با فساد مبارزه، در نظام سیاسی خود اصلاحات ایجاد و انتخابات دموکراتیک برگزار کنند. در عوض، اسرائیل نیز می‌بایست از شهرک‌های غیرمجاز بیرون رود. در مرحله دوم، دو طرف مذاکرات مستقیم را آغاز می‌کردند و به سمت تشکیل دولت موقت فلسطینی حرکت می‌کردند. در مرحله سوم نیز فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها شروع به حل مشکلات پیچیده‌تر نظیر وضعیت اورشلیم [بیت‌المقدس] و حقوق آوارگان فلسطینی و مرزهای دائمی می‌کردند. ملت‌های عربی نیز می‌بایست از مذاکرات حمایت کرده و رابطه خود را با اسرائیل عادی می‌کردند.
 
* طرح نقشه راه مدت اندکی بعد از سرنگونی صدام در عراق اعلام شد

با تشویق تونی بلر، تصمیم گرفتم که طرح نقشه راه را در بهار سال 2003 اعلام کنم. آن هم مدت اندکی بعد از این که صدام حسین را در عراق سرنگون کردیم. هر دو طرف اسرائیلی و فلسطینی از این طرح حمایت کردند. در اوایل ژوئن من با سران عربی در منطقه شرم الشیخ مصر دیدار کردم تا بر تعهد خود به صلح تاکید کرده و از آنها بخواهم همچنان با این روند تعامل داشته باشند. سپس به بندر "عقبه" اردن رفتم تا با نمایندگان فلسطینی و اسرائیلی جلساتی داشته باشم.
با توجه به خونریزی‌هایی که صورت گرفته بود، انتظارم این بود که آن جلسه، جلسه‌ای پرتنش باشد. اما در کمال تعجب، حال و هوای کار دوستانه و آرام بود. معلوم بود که سران دو طرف بخاطر اقدامات و طرح‌های صلح پیشین با یکدیگر آشنایی کامل داشتند. اما من می‌دانستم که لازم است بر تاریخچه‌ای طولانی فایق آیم. "محمد دهلان" رئیس امنیتی فلسطین تاکید داشت که به همه یادآور شود "زندان‌های اسرائیل" جایی بود که او توانسته زبان عبری را به صورت روان و سلیس یاد بگیرد.
 
* محمود عباس برای عملی کردن قول‌های خود به پول و قوای امنیتی نیاز داشت

فلسطینی‌ها با معرفی "محمود عباس" به عنوان نخست‌وزیر و نماینده خود در نشست سران گام مهمی برداشتند. عباس یک مرد با برخورد دوستانه بود که به نظر می‌رسید صادقانه به دنبال صلح است. اما اعتماد به نفسش اندکی کم بود. این کم اعتمادی تا حدودی به این خاطر بود که او فردی منتخب از سوی مردم نبود و تا حدودی هم تلاش داشت که خود را از زیر سایه یاسر عرفات خارج کند. او گفت که تمایل دارد با تروریست‌ها مقابله کند. اما پیش از این که او بتواند قولش را عملی کند به پول و قوای امنیتی قابل اعتماد نیاز داشت.
 
* شارون تصریح کرد که سیاست اسرائیل بزرگ را کنار گذاشته است

بعد از جلسات رسمی، من آریل شارون و محمود عباس را دعوت کردم تا  در محوطه چمن قدم بزنیم. زیر درختان نخل به هر دوی آنها گفتم که ما فرصت تاریخی برای رسیدن به صلح داریم. شارون هم در شهر عقبه و هم در سخنرانی معروف خود در کنفرانس "هرتزلیا" اعلام کرد که سیاست "اسرائیل بزرگ " را کنار گذاشته است و این پیشرفتی ناگهانی و چشمگیر بود. او در عقبه گفت که "به نفع اسرائیل است فلسطینی‌ها را اداره نکند بلکه فلسطینی‌ها خودشان باید کشور خود را اداره کنند."
عباس نیز اعلام کرد: "انتفاضه مسلحانه باید خاتمه یابد و ما باید در تلاش و خواست خود برای خاتمه دادن به اشغالگری و رنج‌های فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها باید به ابزار صلح‌آمیز متوسل شویم."
 
* طرح شارون برای خروج  از غزه اسرائیل را از ادامه پرهزینه اشغالگری در غزه خلاص کرد

در آوریل سال 2004، آریل شارون به واشنگتن آمد تا به من درباره تصمیمی تاریخی گزارش دهد. او گفت که در نظر دارد از شهرک‌های یهودی‌نشین در غزه و بخش‌هایی از شمال کرانه باختری رود اردن عقب‌نشینی کند. برای او که پدر جنبش شهرک‌سازی اسرائیل بود، عذاب‌آور بود که به خانواده‌های اسرائیلی بگوید باید خانه‌های خود را ترک کنند. اما اقدام مهم او دو هدف بزرگ را محقق کرد: اول این که اسرائیل را از اشغال پرهزینه غزه خلاص کرد و دوم آن که واگذاری سرزمین‌ها به دست فلسطینی‌ها به نوعی پیش‌ پرداختی برای تشکیل کشوری آتی بود.
 
* احتمال پیروزی حماس در انتخابات قانونگذاری فلسطین اسرائیلی‌ها را عصبی کرد

امید من این بود که عباس نیز با اتخاذ تصمیمات دشوار بتواند پا به پای شارون پیش آید. اما در سپتامبر سال 2003، عباس بعد از این که عرفات تقریباً در هر موضوعی او را نادیده گرفته بود، استعفای خود را اعلام کرد. درست یک سال بعد از آن عرفات درگذشت. در ژانویه سال 2005، رای‌دهندگان فلسطینی برای نخستین بار طی یک دهه گذشته به پای صندوق‌های رای رفتند. شعار انتخاباتی محمود عباس توقف حملات و از سرگیری روند به سوی تشکیل کشوری فلسطینی بود. او توانست با آرای بالا انتخاب شود. او در نظر داشت که برای توسعه نهادهای یک کشور دموکراتیک تلاش کند و از این رو خواستار برگزاری انتخابات قانونگذاری شد.
حزب محمود عباس یعنی "فتح" هنوز با مشکلات فساد باقی مانده از دوران عرفات دست به گریبان بود. گزینه اصلی برای جایزگینی آنها جنبش "حماس" بود. سازمانی که دارای تشکیلات سازمانی و سیاسی سازماندهی شده بود. دورنمای پیروزی حماس در انتخابات قانونگذاری فلسطین، اسرائیلی‌ها را عصبی و مرعوب ساخت.
 
* در 2006 فلسطینی‌ها از فساد در حزب فتح خسته بودند و حماس در انتخابات پیروز شد

من از برگزاری انتخابات حمایت کردم. آمریکا نمی‌تواند خود را تنها زمانی حامی انتخابات بداند که نتایج انتخابات طبق نظر آن باشد. من می‌دانستم که برگزاری انتخابات برداشتن یک گام به سمت دموکراسی است. هر کسی که پیروز شود، مسئولیت‌های اداره حکومتی اعم از ساختن جاده‌هاف مدارس، اجرای حاکمیت قانون و توسعه نهادهای جامعه مدنی، را بر دوش خواهد گرفت. اگر طرف برنده در انتخابات عملکرد خوبی داشته باشد، بار دیگر انتخاب خواهد شد. اگر نه، مردم این فرصت را می‌یابند که در انتخابات بعدی نظر خود را تغییر دهند. نتیجه هر چه باشددف انتخابات آزاد و منصفانه می‌توانست واقعیت‌ها را نشان دهد.
در 25 ژانویه سال 2006، واقعیت موجود آن بود که فلسطینی‌ها از دست فساد حاکم بر سازمان فتح خسته شده بودند. حماس 74 کرسی از 132 کرسی را از آن خود کرد. برخی از این نتیجه به عنوان عقب‌گرد در روند صلح یاد کردند. اما من به این حد مطمئن نبودم. حماس با تبلیغ تشکی حکومتی پاک و خدمات عمومی کارآمد و نه شعار انتخاباتی جنگ با اسرائیل پیروزی را از آن خود کرده بود.
 
* انتخابات نشان داد که فتح باید تشکیلات خود را به روز کند

حماس همچنین از ضعف فتح در نحوه رقابت‌های انتخاباتی نهایت استفاده را کرد. فتح چندین نامزد را برای یک کرسی معرفی کرده بود و این امر آرای فتح را در آن کرسی‌ها شکست. انتخابات نشان داد که فتح می‌بایست حزب خود را مدرنیزه و به روز کند. این انتخابات همچنین حماس را مجبور کرد که تصمیم بگیرد یا باید همانند یک حزب مشروع انتخاباتی به قول خود برای اداره امور عمل کند یا این که به مسیر خشونت باز گردد؟
 
ادامه دارد...
انتهای پیام/ی



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900802000243

نظرات()

 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic