تبلیغات
روزنامه - چرا فیلمم را به شبکه منحوس «بی‌بی‌سی فارسی» فروختم؟
شنبه 14 آبان 1390

چرا فیلمم را به شبکه منحوس «بی‌بی‌سی فارسی» فروختم؟

• نوشته شده توسط: ramin h

/یادداشت یک مستندساز/
چرا فیلمم را به شبکه منحوس «بی‌بی‌سی فارسی» فروختم؟

خبرگزاری فارس: جای هیچ شک و تردیدی نیست که شبکه‌ منحوسی نظیر «‌بی‌بی‌سی فارسی» از کج‌سلیقگی و ضعف مدیریت فرهنگی نهایت استفاده را برده و با جذب نیروهای مستعد جوان سعی می‌کند با سوء استفاده از آثار فیلمسازان و خریداری رایت آثار با قیمت ناچیز، به اهداف خود دست یابد.

خبرگزاری فارس: چرا فیلمم را به شبکه منحوس «بی‌بی‌سی فارسی» فروختم؟

به گزارش خبرگزاری فارس، «هوشنگ میرزایی» - از مستندسازان کشور - یادداشتی را با عنوان «چرا فیلمم را به شبکه منحوس بی‌بی‌سی فارسی فروختم؟» (که البته این اقدام یعنی همکاری با رسانه دولتی استعمار پیر با هیچ منطق و توجیهی سازگار نیست)در اختیار بخش سینمایی خبرگزاری فارس قرار داده که در ذیل از نظر می‌گذرد: 

برخوردهای تبعیض‌آمیز و سلیقه‌ای مدیران فرهنگی و جشنواره‌های داخلی و همچنین نیاز مالی و برخوردار نبودن از امنیت شغلی، انگیزه اصلی گرایش جوانان مستند‌ساز و فیلمساز به سمت جشنواره‌های خارجی و شبکه بی‌بی‌سی فارسی است.

جای هیچ شک و تردیدی نیست که شبکه‌ منحوسی نظیر «‌بی‌بی‌سی فارسی» مثل سایر شبکه‌های خبری از کج‌سلیقگی و ضعف مدیریت فرهنگی نهایت استفاده را برده و با جذب نیروهای مستعد جوان که از طرف نهادها و ارگان‌های فرهنگی منزوی شده‌اند، سعی می‌کند با سوء استفاده از آثار این فیلمسازان و خریداری رایت این آثار با قیمت ناچیز، به اهداف خود دست یابد. وقتی سال‌های طولانی از عمر یک جوان پشت درهای بسته اتاق مدیران فرهنگی به انتظار و شکستی تلخ برای گرفتن یک بودجه یک میلیون تومانی ساخت فیلم صرف می‌شود و زندگی و معیشت او تهدید می‌شود، طبیعی است که به دام شبکه‌ای نظیر «بی‌بی‌سی فارسی» بیفتد.

بنده از سال 70 با قبولی در رشته فیلمسازی دانشکده صدا و سیما تاکنون که بیست سال از آن زمان می‌گذرد، کمترین حمایت و توجهی از سوی نهادهای فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت نکرده‌ام و نه از طرف مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی و نه سینمای جوانان ایران حمایتی از بنده به عمل نیامده است و در دوران مدیریت «محمد آفریده» در سینمای جوانان تنها برای یکی از فیلم‌های من که با کمک این انجمن ساخته شد، مبلغ 600 هزار تومان در اختیار من قرار گرفت و با وجودی که فیلم‌های اینجانب در جشنواره‌های مختلف و معتبر داخلی و خارجی جایزه و اعتبار کسب نموده‌اند و یکی از این فیلم‌ها مورد تحسین «آنجلو پولوس» فیلمساز مطرح جهان بوده اما از سوی هم‌وطنانم همیشه مورد کم‌لطفی و بی‌مهری بوده‌ام.

بنده در دو دوره از جشنواره سینمای دفاع مقدس فیلم‌هایم جایزه گرفته‌اند که هر دو بار جایزه را به خانواده معظم شهدا تقدیم کرده‌ام و در سال‌های متوالی به عنوان بازنویس نثر و محقق با بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس همکاری کرده‌ام که یکی از این آثار با عنوان «مردان جنگ» تاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است.
با وجود وعده‌های مدیران قبلی انجمن سینمای جوانان مبنی بر مرور آثار بنده و حضورم

خیلی از جشنواره‌های داخلی اعضای هیئت انتخاب و داوری را نه بر حسب شایستگی و بر اساس رفاقت انتخاب می‌کنند و هر ساله این افراد شغل‌شان داوری و انتخاب در جشنواره‌هاست، در حالی که ایران تنها کشور دنیاست که یک جشنواره برای چند سال متوالی داور و هیئت انتخاب آن یک نفر است و این موضوع بازخورد منفی داشته و باعث بی‌اعتمادی و جذب جوانان فیلمساز به سمت جشنواره‌های خارجی می‌شود و متاسفانه وزارت ارشاد نیز هیچ‌گونه کنترلی روی جشنواره‌ها و شیوه‌های برگزاری آن‌ها ندارد.

همه فیلمسازان جوان به درستی شاهد گفته‌های بنده هستند که سال‌ها مدیریت بین‌الملل انجمن سینمای جوانان دست فردی بود که تنها فیلم افرادی خاص و دوستان خودش را به جشنواره‌ها ارسال می‌کرد و جشنواره‌ای در دنیا نبود که او با بودجه و امکانات و هزینه بیت‌المال به آنجا نرود و کاملا انحصاری رفتار می‌کرد. در چنین شرایطی وقتی یک جوان فیلمساز از طریق ارسال قانونی فیلمش و از طرف نهادهای دولتی محروم می‌گردد، چه راهی بهتر از مستقل بودن و ارسال فیلم به جشنواره‌ها با هزینه شخصی.

بنده در یک دوره از جشنواره فیلم رشد، یکی از فیلم‌هایم را با عنوان «مین» شرکت دادم که در آن سال با وجودی که فیلمم با موضوع جشنواره در ارتباط بود، جایزه را به فیلم‌های دیگری دادند و در سال بعد چون یقین داشتم که حق این فیلم پایمال شده، اسم فیلم را به «چیزی شبیه چشم‌هایم» تغییر دادم که جشنواره رشد به این فیلم تندیس سیمین و جایزه نقدی داد؛ در حالی که جشنواره سینمای جوان آن را سال قبل رد کرده بود اما آن را با اسم دیگری برای مسابقه سال بعد انتخاب کرد و من متوجه شدم که هیئت‌های داوری و انتخاب در ایران صادقانه به وظیفه‌شان عمل نمی‌کنند. شبکه‌های العالم و دو و چهار سیما چندین سال تمام طرح‌های من را تصویب می‌کردند اما به مرحله ساخت که می‌رسید، پروژه های من را متوقف می‌کردند که تمام اسناد آن به صورت مستند موجود است.

قبل از اینکه بنده رایت پخش چند فیلمم را در اختیار «بی‌بی‌سی فارسی» قرار بدهم، آن‌ها را به مراکزی نظیر «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی» و «انجمن سینمای جوانان ایران» و همچنین بعضی از مراکز تلویزیونی صدا و سیما ارائه کردم و در درخواستم عنوان کردم که حاضرم این آثار را با کمترین قیمت واگذار کنم که بعد از ماه‌ها انتظار، جواب رد به من دادند. زمانی که فیلم‌ها را در اختیار «بی‌بی‌سی فارسی» قرار دادم، یک موجی از ارسال فیلم به این شبکه ایجاد شده بود و هیچ‌گونه بیانیه و یا اطلاعیه‌ای هم در آغاز فعالیت‌های این شبکه از طرف نهادهای امنیتی مبنی بر جرم بودن واگذاری نمایش فیلم به این شبکه اعلام نشده بود و حتی مدیر کنونی این شبکه (صادق صبا) با همکاری چند نفر از مستند‌سازان ایرانی در داخل ایران یک مجموعه مستند برای بی‌بی‌سی فارسی و با مجوز در سراسر ایران ضبط و تولید کردند که از برنامه‌هایی بود که این شبکه برای تامین برنامه و آنتن در ایران تولید کرد و تا حالا بارها این برنامه از شبکه بی‌بی‌سی فارسی پخش شده است.

تولید این برنامه و پخش آن این تصور را در ذهن من و خیلی از همکارانم به وجود آورد که حتما فعالیت‌های بی‌بی‌سی فارسی قانونی است و پخش فیلم‌های غیر سیاسی حتما از این شبکه، مشکلی ایجاد نمی‌کند؛ چون سال‌ها روند پخش فیلم مستند از این شبکه وجود داشت و برخوردی شکل نمی‌گرفت که یقینا حتی اگر تذکر ساده‌ای هم داده می‌شد، خیلی از همکاران بنده رایت فیلم‌های‌شان را در اختیار این شبکه نمی‌گذاشتند.

دو سال پیش که از طرف وزارت اطلاعات همکاری با این شبکه ممنوع اعلام شد، بنده جلوی پخش فیلم‌هایم را از این شبکه گرفتم و تعهد دادم که با این شبکه همکاری نکنم و از آن زمان به بعد هم همکاری نکرده‌ام. اما متاسفانه با وجود حسن نیت و تعهدی که داده بودم، موانع بی‌شمار دیگری سر راه من قرار گرفت و با وجودی که طرحی را با موضوع زندگی اولین خلبان شهید مفقود‌الاثر کُرد (شهید خالد حیدری) در اداره کل سیمای استان‌ها به تصویب رسانده بودم و استاد مشاور آن محمد‌رضا اصلانی از مستند‌سازان مطرح کشور بود، جلسه نهایی برآورد بودجه این پروژه را کنسل کردند.

بیست سال است که هم از طرف نهادهای فرهنگی و هم جشنواره‌های داخلی آزار می‌بینم. جدید‌ترین فیلم مستندی که من ساختم، با عنوان «ژین» و با موضوع «جهاد اقتصادی» امسال از طرف تهیه‌کننده‌اش (صدا و سیمای مهاباد) در جشنواره‌های داخلی شرکت داده شد و تنها جشنواره رشد آن را برای بخش جنبی انتخاب کرد؛ در حالی که این فیلم ساختاری حرفه‌ای و موضوعی امیدوارکننده از زندگی یک کُرد موفق ایرانی است که باعث به اهتزاز درآمدن پرچم جمهوری اسلامی در آمریکا شده و این شخص که سرمایه اولیه‌اش برای فعالیت اقتصادی یک موتور سیکلت و دو هزار تومان بوده، اکنون از کارآفرینان برتر کشور و از نخبگان صنعت کشاورزی و دامداری و مرغدار نمونه است و واقعا درک نمی‌کنم که این فیلم را چرا دیگر رد می‌کنند؛ فیلمی که اقتدار و عظمت روح یک ایرانی پر تلاش را به تصویر می‌کشد، این که دیگر سیاه‌نمایی نیست.

واقعا گناه کسی که بیش از دو هزار دقیقه سریال دینی مساجد ایرانی و موضوعات مربوط به دفاع مقدس و توانمندی‌های معلولین را کار کرده، این است که از یک اشتباه سهوی او که به خاطر نیاز مالی بوده، نگذرند. 
خبرگزاری فارس _ فروش فیلم و همکاری با شبکه‌های معاند صرفا به بهانه نیاز مالی هرگز مورد تایید نیست با این حال به دلیل اینکه این یادداشت حاوی نکات هشدار دهنده ایی برای مسئولین بود منتشر می‌شود.
انتهای پیام/




منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900810000932

نظرات()