تبلیغات
روزنامه - ابعاد ودامنه عفت‌ورزی در ارتباط با نامحرم
دوشنبه 21 شهریور 1390

ابعاد ودامنه عفت‌ورزی در ارتباط با نامحرم

• نوشته شده توسط: ramin h

ابعاد ودامنه عفت‌ورزی در ارتباط با نامحرم

خبرگزاری فارس: مقصود از حجاب اسلامی، آن نوع پوششی است که دارای این دو ویژگی باشد:1. حدود شرعی پوشش در آن رعایت شده باشد، به گونه‏ای که طبق دستور قرآن کریم زیباییهای بدن زن آشکار نشود.2. با خودنمایی و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد.

خبرگزاری فارس: ابعاد ودامنه عفت‌ورزی در ارتباط با نامحرم

بدون تردید، حجاب و پوشش برای زنان یکی از احکام مسلّم و ضروری دین اسلام است که آیاتی از قرآن کریم و احادیث فراوانی از پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومان(ع) به روشنی بر آن دلالت دارد و در سخن همه فقیهان به وجوب و کیفیت انجام آن تصریح شده است.
از آیات قرآن کریم استفاده میشود که هدف از تشریع حجاب، دست‌یابی به تزکیه نفس، طهارت، پاکدامنی و پیش‌گیری از فساد است:
قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَی لَهُمْ... (نور: 30)
... به مردان با ایمان بگو: دیده فرو نهند و پاکدامنی ورزند، که این برای آنان پاکیزه‌تر است..
قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ... وَتُوبُوا إِلَی اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. (نور: 31)
بگو به زنان با ایمان: دیدگان خود را از [هر نامحرمی] فرو ببندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نکنند... ای مؤمنان همگی به درگاه خدا توبه کنید امید که رستگار شوید.
این نکته قابل توجه است که حجاب قبل از اسلام بین زنان عرب وجود داشت و پیش از نزول آیات مبتنی بر وجوبِ حجاب، زنان مسلمان دارای پوشش بودند1ولی به تدریج به فراموشی سپرده شده بود. نزول حکم حجاب موجب تحولی چشمگیر در احیاء فرهنگ حجاب شد به گونه‌ای که یکی از همسران پیامبر صلی الله علیه و آله پیرامون این تحول میگوید:
مرحبا به زنان انصار! همین که آیات سوره نور نازل شد یک نفر از آنان مانند گذشته بیرون نیامد.2
زنان مسلمان پس از نزول آیات شریفه قرآن، رعایت حجاب و عفاف را سند افتخار و کرامت انسانی خود ساختند و سیره زنان مسلمان صدر اسلام ادامه و استمرار یافت و امروز نیز حجاب نشانگر جایگاه والای زن مسلمان است.
حجاب چیست؟ابتدا باید معلوم شود منظور از حجاب چیست؟ و حدود و ابعاد مختلف آن کدام است؟ تا در مباحث بعد جهت‏گیری و چارچوب مطالب روشن و مشخص شود.
ماده حجب در لغت به معنای «أَلْمَنْعُ مِنَ الْوُصُولِ» یعنی ممانعت از رسیدن به چیزی آمده است.3 درباره این واژه گفته شده که حجب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از داخل شدن است.4 آیه شریفه: « وَمِن بَیْنِنَا وَبَیْنِكَ حِجَابٌ؛ و میان ما و تو پرده‏ای است.»5 (فصلت: 5) شاهد بر این مدعاست.
استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن یک اصطلاح نسبتا جدید است. «در قدیم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء کلمه «ستر» که به معنی پوشش است، به کار میرفته است».6 «واژه حجاب گرچه در لغت به معنای پرده و حایل استعمال شده ولی امروزه به طور مسلم و یقینی فقط به معنای پوشش مخصوص زنان به کار میرود».7 در میزان پوشش زنان، بیشتر رساله‏های عملیه حد واجب آن را پوشانیدن تمام بدن به جز قرص صورت و دو دست از مچ به پایین، میدانند و روشن است که این حکم فقهی کمترین حد و مرز وجوب حجاب فردی را بیان میکند و با نگرشی وسیع‏تر و بررسی آموزه‏های اجتماعی اخلاقی اسلام و نیز با توجه به تأکید اسلام بر مسئله عفاف و حیا و حفظ حریم بین زن و مرد نامحرم باید اصل عدم تبرج را که یک اصل مهم قرآنی است به آن افزود.8 همان‏گونه که استاد مطهری خاطرنشان ساخته است: «پوشش و حجاب زن در اسلام این است که زن در معاشرت با مردان خود را بپوشاند و به جلوه‏گری و خودنمایی نپردازد».9
بنابراین مقصود از حجاب اسلامی، آن نوع پوششی است که دارای این دو ویژگی باشد:
1. حدود شرعی پوشش در آن رعایت شده باشد، به گونه‏ای که طبق دستور قرآن کریم زیباییهای بدن زن آشکار نشود.10 بنابراین لباس‏های تنگ و چسبان که اندام زن در آن به خوبی نمایان است با وجود اینکه در ظاهر امر، بدن او را پوشانده ولی چون شکل و حجم اندام را نمایان میسازد نمیتواند حجاب و پوشش اسلامی تلقی شود.
2. با خودنمایی و جلب نظر نامحرمان همراه نباشد.
به عبارت دیگر، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان دارای دو بعد ایجابی و سلبی است. بعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبی آن حرام بودن خودنمایی به نامحرم است و این دو بعد در کنار هم باید قرار گیرند تا حجاب اسلام محقق شود.
مفهوم عفافاز مفاهیم مرتبط با حجاب، واژه عفاف است. در مورد عفاف گفته شده: «حالت نفسانی است که انسان را از غلبه شهوت باز دارد.»11 این واژه در قرآن به معنای «خودنگهداری» یا «خویشتن‏داری» آمده است:
وَ لْیسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یجِدُونَ نِکاحًا (نور:33)
و کسانی که [وسیله] زناشویی نمییابند باید عفت ورزند... .
خودنگهداری هم در مورد گرایش‏های شهوانی صدق میکند. مانند آنچه در آیه شریفه فوق آمده و هم در مورد استفاده از مال حرام یا شبهه‏ناک مانند در آیه شریفه که میفرماید:
وَ مَنْ کانَ غَنِیا فَلْیسْتَعْفِفْ.(نسا:6)
آن کس که توانگر است [از خوردن مال یتیمی که تحت سرپرستی اوست] خودداری ورزد.
همچنین قرآن کریم در سوره بقره در وصف عفت‌ورزی بعضی فقرا میفرماید:
یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التّعَفّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسیماهُمْ لا یَسْئَلُونَ النّاسَ إِلْحافًا وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنّ اللّهَ بِهِ عَلیمٌ. (بقره: 273)
فرد بیاطلاع، آنان را [از شدت خویشتن‌داری] توانگر میپندارد. آنها را از سیمایشان میشناسی با اصرار چیزیاز مردم نمیخواهند.
بنابراین دایره معنای عفاف گسترده است، اما مصداق روشن عفاف در تعامل میان زن و مرد مطرح میشود و منظور از آن داشتن حجاب اسلامی، مهار کردن نگاه و پرهیز از خودنمایی در برابر نامحرمان و ارتباط جنسی با آنان است و این اختصاص به زنان ندارد، بلکه امری درونی است که شامل مردان هم میشود. البته چون زنان مظهر زیبایی، جمال و جاذبه هستند، حفظ عفت از آنان بیشتر انتظار میرود.
عفاف، امری فطریعفاف یک امر فطری است که ریشه در درون آدمی دارد. روح عفت و پروا پیشگی از بدو خلقت آدمی تا کنون بر وی حاکم بوده است.
قرآن کریم در داستان آفرینش آدم و حوا از این خصلت فطری چنین یاد میکند:
پس [شیطان آن دو را با فریب به سقوط کشانید پس چون آن دو از [میوه] آن درخت [ممنوع] چشیدند برهنگیهایشان بر آنان آشکار شد و به چسباندن برگ [های درختان] بهشت بر خود آغاز کردند...12
طبق این آیه شریفه، حضرت آدم و حوا قبل از خوردن از درخت ممنوعه دارای لباس بودند ولی بر اثر وسوسه شیطان، با خوردن از آن درخت، لباس خود را از دست دادند و بلافاصله به پوشاندن خود اقدام نمودند.
این احساس شرم از برهنگی حتی بدون حضور ناظر بیگانه و سرعت در پوشاندن خود به وسیله برگ‌ها ـ ولو به طور موقت ـ از آن جهت که تحت هیچ آموزش یا فرمانی از جانب خداوند یا فرشته وحی یا تذکر یکی به دیگری صورت نگرفته، بیانگر فطری بودن پوشش و عفت در انسان است.13

دامنه عفاف
=======
دامنه عفت‌ورزی در ارتباط با نامحرم ابعاد مختلفی دارد که عبارتند از:

1. عفت در فکر
-------------------
گرانبهاترین سرمایه‌ای که خداوند به انسان هدیه کرده، گوهر فروزان قوه تفکر و تعقل است. تمامی اعمال و رفتار انسانی، چه خیر و چه شر از فکر انسان سرچشمه میگیرد. بنابراین میتوان گفت بالاترین مرحله عفت‌ورزی در ارتباط با نامحرم این است که انسان حتی فکر گناه را نکند و تمایلات قلبی و اندیشه خود را از گناه حفظ کند.
روزی حواریون حضرت عیسی(ع) از او خواستند آنها را ارشاد کند. حضرت عیسی(ع) فرمود: «موسی(ع) به شما گفت سوگند دروغ نخورید من به شما میگویم سوگد راست هم نخورید. موسی(ع) به شما گفت: زنا نکنید، من به شما میگویم حتی فکر زنا هم نکنید، هرکس فکر زنا و گناه کند مانند کسی است که در خانه‌ای آراسته، آتشی برافروخته است. خانه نمیسوزد ولی دود خانه را فرا میگیرد [فکر گناه هم باعث تیرگی دل و قلب میشود]».14
همچنین در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که در مورد دو نفر مسلمان که [در نزاع‌های شخصی] شمشیر بر روی یکدیگر بکشند و یکی کشته شود، فرمود: «هر دو در دوزخند».
یکی از حاضران عرض کرد: یا رسول‌الله! قاتل معلوم است که به دوزخ میرود امام مقتول چرا؟
فرمود: بدان سبب که او نیز [آهنگ کشتن رفیقش را کرده بود و] اراده داشت او را بکشد.15
امام صادق(ع) نیز در حدیثی فرموده است:
انَّ المُؤمِنَ لَیَنْوی الذَّنْبَ فَیُحْرَمُ الرّزقَ.16
گاهی مؤمن اندیشه گناه میکند و همان، سبب محروم شدن او از روزی میگردد.

2. عفت در نگاه
-------------------
عفت در نگاه به نامحرم از دستورات صریح قرآن کریم است. خداوند در سوره مبارکه نور به مردان و زنان مؤمن دستور می دهد که چشمان خود را از نامحرم بپوشانند.17
اهمیت این مسئله از آنجاست که نگاه همچون پنجره‌ای است که چون بیحساب و بدون مرز گشوده شود، آتش شهوت و هیجان را برخواهد افروخت. نگاه‌های آلوده، زمینه‌ساز فحشا و آلودگیهای اجتماعی است.
حضرت علی(ع) در این باره میفرمایند: «العُیون مصائِدُ الشَیْطان؛ چشم‌ها، دام‌های شیطان هستند.»18
همچنین میفرماید: (غَضُّ الطَرفِ من اَفْضَل الورع؛پایین انداختن چشم از برترین پارسایی است».19
امام صادق(ع) نیز میفرماید: «نگاه حرام تیری آلوده از تیرهای شیطان است و چه بسیار نگاه های حرامی که حسرتی طولانی در پی خواهد داشت»20

3. عفت در گفتار
--------------------
یکی از ابعادت عفت در ارتباط با نامحرم در گفتار ظاهر میگردد. قرآن کریم در این باره خطاب به همسران پیامبر میفرماید:
فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا (احزاب: 32)
... پس به ناز سخن مگویید تا آنکه در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته بگویید.
هرچند آیه شریفه خطاب به همسران پیامبر است ولی بدون شک این یک حکم عام است؛21 و تمامی زنان در ارتباط با نامحرم نباید به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن گویند تا کسانی که در دلشان مرض است در آنان طمع کنند و هرگونه سخن گفتن با ناز و غمزه همراه با تغییر صد به شکل تحریک آمیز، زمینه‌ساز انحراف افراد شهوات‌ران است که باید از آن پرهیز شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید:
هرکس با زن نامحرم شوخی کند، برای هر کلمه‌ای که با او سخن گفته، هزار سال زندانی میگردد.22

4. عفت در رفتار
--------------------
لازمه حضور اجتماعی زن و مشارکت وی در عرصه‌های اجتماعی، گاه ارتباط و معاشرت با مردان است که این معاشرت، عفت در روابط اجتماعی را اقتضا میکند و دارای شرایطی است که از جمله آن:

الف) پرهیز از خلوت با نامحرم
.........................................
یکی از مهم‌ترین موارد عفت در ارتباط با نامحرم، پرهیز از خلوت با او و حضور در مکانی به تنهایی است. اهمیت این مسئله تا آنجاست که پیامبر بر عدم اختلاط آنان با مردان تأکید نموده و میفرماید: بر زنان است که دسوت نداشته باشند در خلوت با مردان بنشینند.23

ب) پرهیز از مصافحه
............................
پیامبر فرمود: «هرکس به طور حرام با زنی مصافحه کند [با او دست بدهد] غضب حق‌تعالی را برای خود خریده است».24

ج) پرهیز از تبرج
.......................
پرهیز از خودنمایی و جلوه گری در مقابل نامحرم دستور صریح قرآن کریم به زنان پیامبر است که شامل تمامی زنان مسلمان میشود:
وَقَرْنَ فِی بُیُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی و... (احزاب: 33)
و در خانه‌هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت‌های خود را آشکار نکنید...
همچنین باید از استعمال عطر و بوی خوش در هنگام معاشرت با نامحرم پرهیز شود.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله میفرماید: «هز زنی که خود را خوش‌بو کند و از خانه خارج شود، مورد لعنت قرار میگیرد تا به خانه مراجعت کند».25
حیامفهوم حیا نیز که ارتباط تنگاتنگی با حجاب و عفاف دارد. در لغت به معنای شرم، خجالت کشیدن و ترک کردن چیزی از ترس ملامت دیگران است.26 این واژه در فارسی معادل شرم و آزرم آورده شده است.27 حضرت علی علیه‏السلام در توضیح حیا میفرمایند: «شرم و حیا، جامه‏ای است دربرگیرنده و حجابی است بازدارنده (از گناه) و پوششی است نگاه دارنده از بدیها. حیا گوهری است همراه با دین، برانگیزنده مهر و محبت و چشمی است مراقب و از بین برنده فساد و تباهی و بازدارنده از فحشا و زشتیها».28
هنگامی که ملکه حیا در نفس انسان راسخ شود در پی آن مهارت پاکدامنی و دوری از گناه در فرد به وجود میآید و فرد میتواند برای عدم بروز هیجان و احساس خاص خود در برابر نامحرم، نوعی کنترل ارادی بر رفتارش داشته باشد.
حیا در زنان حریم و سدی است که آنان را در روابطش با مردان حفظ میکند. حیا مانع از گرفتار شدن زن در دام مردان شهوت‌ران و ضامن پاکدامنی اوست. علی(ع) میفرماید: «علت پاکدامنی، حیاست.»29به عبارت دیگر حیا ارزش زن را حفظ میکند و به او شخصیت انسانی میبخشد.

رابطه حیا، عفاف و حجاب
===============
معمولاً هنگامی که سخن از حجاب به میان میآید، آنچه بیدرنگ به اذهان خطور میکند پوشش و نوع آن است و کمتر به حقیقت و روح حجاب و نیز ریشه‏ها و مراحل شکوفایی آن پرداخته میشود، حال آنکه برای یافتن راه‌کارهای مناسب و عملیاتی کردن ترویج فرهنگ حجاب لازم است به لایه‏های زیرین آن نیز توجه کرد به عنوان مثال، حیا به عنوان یکی از ریشه‏های پذیرش حجاب و مقید شدن به آن محسوب میشود. چرا که «انگیزه حقیقی گرایش زن به حجاب احساس فطری یا غریزی شرم و حیا میباشد. شرم و حیا در زن نسبت به بیگانگان مانند غیرت در مرد امری فطری است به عبارت دیگر حیا درک و شعور فطری و الهام درونی زن به حفظ خود، از دستبرد نااهلان برای حفظ ارتقای ارزش وجودی خویش است به همین لحاظ وقتی این احساس را از دست میدهد در محیط ناامن اجتماع هم کشف حجاب میکند و به عکس وقتی احساس شرم و حیا در او زنده است در محیطی که امنیت کامل هم وجود دارد باز هم متمایل به پوشاندن خویش است».30
بنابراین برای ترویج حجاب نباید از ترویج حیا غافل شد. «هنگامی که ملکه حیا در جامعه‏ای در قلب مردم رسوخ کرد در پی آن عفاف و خودنگهداری درونی ایجاد میشود و سپس ثمره‏های عفاف یعنی حفظ حریم‏ها و حدود، آشکار میشود. در این هنگام است که میتوان شاهد فرهنگ عفاف و حجاب و پوشش صحیح بود. در واقع زمانی میتوان حجاب حقیقی و پایدار را در جامعه مشاهده نمود که شالوده‏های آن یعنی حیا و عفاف به خوبی استوار شده باشد. در واقع ارتباط بین این سه ارتباطی متوالی است نه متوازی یعنی هر سطح از پایین به بالا پیش‏نیاز و مقدمه ایجاد سطح بعدی است».31
بنابراین هنگامی که تلاش‏های رسانه‏ای برای گسترش حجاب و عفاف صورت میگیرد بایستی این نکته را به خاطر داشت که حجاب جنبه عینی و نمود بارز حیا و عفاف به شمار میآید. و جهت ایجاد فرهنگ حجاب و پوشش صحیح، باید همراه آن بلکه قبل از آن فرهنگ حیا را ایجاد نمود سپس برای ترویج و توسعه عفاف برنامه‏ریزی کرد تا زمینه برای گسترش حجاب مساعدتر شود.
جایگاه پوشش در فرهنگ اسلامیمسئله لباس و شکل نوع آن، امری ساده و سطحی نیست که آن را بتوان صرفا محصول سلیقه افراد دانست، بلکه لباس یک محصول فرهنگی است که انسان دانسته یا ندانسته با آن اعلام میکند که از کدام فرهنگ تبعیت میکند و به کدامین ارزش‏ها و اعتقادات پایبند است. در فرهنگ و تفکر اسلامی برخلاف فرهنگ غرب که معنویت را فرع و در حاشیه زندگی مادی انسان میداند انسان موجودی است که تعالی معنوی کمال مطلوب و غایت زندگی اوست و جسم خاکی و دنیای مادی او زمینه‏ها و مقدمات این تعالی است. غریزه جنسی نیز یکی از غرایز خدادادی انسان در زندگی است و اسلام هیچ‏گاه بهره‏مندی از این غریزه را خلاف روحانیت و معنویت ندانسته است ولی محدودیت‏ها و به بیان بهتر تنظیماتی که در شریعت اسلام نسبت به غریزه جنسی وضع شده فقط برای حفظ آن از زیاده‏روی و خروج از تعادل است. بنابراین در چنین بینشی، دیگر تن و بدن مادی انسان، تنها بخش وجودی انسان نیست که با آن به خودنمایی و جلب نظر دیگران بپردازد یا با چشم‏چرانی و زیر پا گذاشتن حریم‏های اخلاقی غرق در لذات شهوانی شده و در پایان نیز با مرگ فانی شود، بلکه انسان رو به سوی خدا و کمال مطلق دارد و باید تمامی قوای خویش از جمله قوای جسمی و جنسی را به‏گونه‏ای تنظیم و کنترل کرده و از آن بهره گیرد تا هر چه بیشتر خود را به تکامل روحی و معنوی برساند. بنابراین انسان لباس میپوشد تا به وسیله آن خود را بپوشاند و از گناهان مصون بماند تا بتواند روح خود را پرورش دهد و مصداق مقام خلیفة الله باشد در اینجا لباس برای انسان یک حریم است و کرامت او را حفظ میکند. قرآن کریم نیز بعد از اشاره به حفظ بدن توسط لباس میفرماید: «لباس تقوا بهترین لباس برای شماست.»32 در سخنان معصومین علیهم‏السلامهم بیشتر از آنکه بر زیباییهای ظاهری لباس و پوشش تأکید شود بر فضایلی همچون حیا، عفاف و ورع از گناه سفارش شده است. علی علیه‏السلام میفرمایند: «احسن الباس الورع33 بهترین لباس پرهیز از گناه است.»
بنابراین پوشش در فرهنگ اسلامی دارای اهمیت و تقدس خاصی است و ضوابط و احکام خاصی نیز برای آن وضع شده که تفصیل آن در کتب فقهی موجود است.

_____________________________________________________________________________
پی نوشت :
1. ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، دارالکتب اسلامیه، 1374، چ 12، ج 15، ذیل آیه 30 سوره نور.
2. مرتضی مطهری، مسئله حجاب، 1375، چ 45، انتشارات صدرا، ص 10.
3. ابوالقاسم الحسین، الراغب الاصفهانى، المفردات فى غریب القرآن، دفتر نشر الکتاب، چاپ دوم، 1404 ه . ق، ص 108.
4. على اکبر قرشى، قاموس قرآن، دارالکتب الاسلامیه، بهار 1378، چاپ هشتم ، ج 2، ص 103.
5. فصلت: 5.
6. مرتضى مطهرى، مسئله حجاب، چاپ 45، انتشارات صدرا، 1375، ص62 .
7. همان، ص 62 .
8. تبرج در لغت به معناى به جلوه درآوردن و زیبایى خود را نشان دادن است. ر.ک: آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربى به فارسى، نشر نى، چاپ اول، 1379، ص 32. رجوع شود به قرآن کریم، سوره احزاب: 33.
9. مسئله حجاب، صص 80 و 79.
10. قرآن کریم در سوره نور آیه 34، خطاب به زنان مسلمان مى‏فرماید: «لایُبْدینَ زِینَتَهُنَّ؛ زینت‏هایشان را آشکار نسازند». مفسران مصداق زینت در آیه شریفه را بدن زن مى‏دانند که وجه و کفین از پوشاندن استثناء شده است. ر.ک: ناصر مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، دارالکتب الاسلامیه، تابستان 1369، چاپ هشتم، ج 14، ص 439.
11. قاموس قرآن، ج 5، ص 18.
12. اعراف: 22.
13. آنچه زنان و دختران درباره حجاب باید بدانند، به اهتمام دفتر مشاور رئیس سازمان در امور جوانان، نشر سروش، 1383، چ 1، ص 40.
14. حر عاملی، وسائل الشیعه، مکتب الاسلامیه، تهران، چ 7، 1373، ج 5، ص 37.
15. جامع السعادات فی موجبات النجاة، مولا محمد مهدی نراقی، تصحیح سید محمد کلانتر و محمدرضا مظفر، قم، اسماعیلیان، چ 3، ج 3، ص 163.
16. بحارالانوار، ج 73، ص 358.
17. نور: 30 و 31. محدوده و مشخصات این حکم در فقه و رساله‌های علمیه مشخص شده است.
18. حسین شیخالاسلامی، ترجمه غررالحکم و دررالکلم، قم، انتشارات انصارایان، ج 2، ص 1087.
19. همان، ج 2، ص 1086.
20. وسائل الشیعیه، ج 7، ص 138.
21. تفسیر نمونه، ج 17، ص 290.
22. وسائل الشیعه، ج 14، ص 133.
23همان.
24. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، انتشارات کتابچی، 1373، چ 4 ، ج 103، ص 247 ، ح 27.
25. همان، ص 142.
26. معلوف، لویس، المنجد، ترجمه محمد بندرریگى، ج 2، ص 355.
27. على اکبر دهخدا، لغت‏نامه دهخدا، ج 18، ص 843 ؛ قاموس قرآن، ج 5، ص 215.
28. سیداصغر ناظم زاده قمى، جلوه‏هاى حکمت گزیده موضوعى کلمات امیرالمؤمنین علیه‏السلام، دفتر نشر الهادى، پاییز 1373، چاپ اول، صص 199 ـ 200 .
29. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، مکتب الاعلام الاسلامی، ج 2، ص 564، ح 4557.
30. اعراف: 26: یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمْ لِباسًا یُواری سَوْآتِكُمْ وَ ریشًا وَ لِباسُ التَّقْوى ذلِكَ خَیْرٌ... .
31. عبدالواحد بن محمد آمدى، غررالحکم و دررالکلم، تصنیف: مصطفى و حسین درایتى، دفتر تبلیغات اسلامى، چاپ دوم، قم، 1378، ص 270.
32. سیدمجتبى هاشمى رکاوندى، مقدمه‏اى بر روان‏شناسى زن، قم، انتشارات شفق، 1368، ص 221.
33. ناهید طیبى، مقاله «هرم عفاف از حیا تا حجاب» نشریه پیام زن، سال 15، ش5، مرداد 1385، صص 13 ـ 10.

منبع : کتاب "حجاب و عفاف در سیما"

ادامه دارد ...



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900620000946

نظرات()