تبلیغات
روزنامه - بخشودن قصاص غایت اخلاق در حیطه عمل است
دوشنبه 21 شهریور 1390

بخشودن قصاص غایت اخلاق در حیطه عمل است

• نوشته شده توسط: ramin h

اخلاق کاربردی/2
بخشودن قصاص غایت اخلاق در حیطه عمل است

خبرگزاری فارس: معاون پژوهشی موسسه فرهنگی دارالهدی با اشاره به اینکه فقه، مخاطب را از درجات پایین انسانی به اخلاق برتر سوق می‌دهد، «گذشتن از قصاص» را غایت اخلاق در حیطه عمل دانست.

خبرگزاری فارس: بخشودن قصاص غایت اخلاق در حیطه عمل است

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، در عصری که انسان خود را درگیر امور روزمره کرده است و از سر عادت به امور خویش می‌پردازد، گاهی اوقات اخلاق از زندگی او رخ می‌بندد، لزوم پرداختن به اخلاق و کاربردی کردن آن در زندگی فردی و اجتماعی بیش از گذشته احساس می‌شود، به همین منظور با حجت‌الاسلام والمسلمین سید حبیب حسینی رنانی معاون پژوهشی موسسه فرهنگی دارالهدی و کارشناس اخلاق گفت‌و‌گویی در این خصوص ترتیب دادیم که در ذیل‌ می‌آید:

توجه کم محققین به پژوهش‌های اخلاقی

*وضعیت اخلاق‌پژوهی در پژوهش‌های کاربردی کشور چگونه است؟

-متاسفانه باید عرض کنم که نه تنها پژوهش‌های کاربردی بلکه کلاً اخلاق پژوهی در طول تاریخ و هم اکنون از رشته‌های پژوهشی بوده که کمتر مورد توجه محققین و پژوهشگران بوده و پژوهش‌های جدی و عمیق کمتر در آن صورت گرفته است، هم اکنون تعداد مراکز پژوهشی و اخلاق پژوهان خیلی معدود و اندک است.
علی رغم تاکیدات مقام معظم رهبری و خلایی که اکثر بزرگان و مسئولین احساس نموده‌اند، اما متاسفانه هنوز هم با این واقعیت تلخ مواجه هستیم، در پژوهش‌های موجود هم کمتر با پژوهشی مواجه می‌شویم که با متد اجتهادی و صد در صد برخاسته از منابع غنی اسلامی باشد، چرا که اصلاً محقق دارای شرائط برای این نوع پژوهش‌ها را کم داریم.

کمبود مروجان اخلاقی برای گسترش اخلاق کاربردی در جامعه

* آیا صرف اتکا به روند پژوهش‌های سنتی اخلاق اعم از تدریس و کلاس‌های اخلاق یا کتاب‌های اخلاقی جواب‌گوی نیاز‌های اخلاقی جامعه است یا خیر؟ در صورتی که جوابگو نیست راهکارها برای ارتقا این وضعیت چگونه است؟
-قطعاً این نوع کارها لازم هست، اما کافی نیست، برای اینکه بتوانیم اخلاق یا هر رشته دیگر را در سطح جامعه رواج دهیم و نیازها را پاسخ دهیم، نیاز به منابع معتبر و غنی و همچنین نیاز به سه دسته نیرو داریم.
دسته اول به محققینی در زمینه اخلاق نیاز داریم که قواعد استخراج گزاره‌های اخلاقی از متون دینی را بدانند و با متدی کاملاً اجتهادی و تخصصی و نه صرفاً نقل و ترجمه کردن آیات و روایات سوالات و نیازهای جامعه را پوشش دهند، برای تربیت این نوع پژوهشگران باید مراکز تخصصی با رویکرد حوزوی و اجتهادی دایر شود.
دسته دوم به مروجان اخلاقی نیاز داریم که دارای هنرها و توان‌های تبلیغی لازم باشند که بتوانند آنچه محققین استخراج نموده‌اند را با زبان هنر و با روش‌های متنوع و مناسب به عموم مخاطبان ارائه دهند که اصحاب رسانه هم در همین دسته می‌توانند، قرار گیرند.
دسته سوم به مربیان و اساتید اخلاقی نیاز داریم که تشنگان اخلاق و معنویت را تربیت و به مقصد برسانند و آنچه را محققان اخلاق تحقیق و استخراج کرده‌اند و مروجان ترویج داده‌اند، را در جان مخاطبان بنشانند و آنها را تربیت کنند.
از نظر منابع که الحمدلله در قرآن و احادیث شریف اهل بیت علیهم‌السلام با هزاران گنجینه مواجه هستیم و از غنای لازم برخورداریم و از این جهت، از خیلی از کشورها و فرهنگ‌های دیگر جلو هستیم.
اما از نظر نیروهای سه‌گانه فوق در فقر شدید به سر می‌بریم، محقق و مربی اخلاق خیلی کم داریم، مروجان و مبلغانی هم که داریم که تعدادشان نسبتاً بیشتر هم هست، اما چون مطالبی که مروجین و مبلغین روحانی و غیر روحانی ارائه می‌دهند، مستند به تحقیقات عمیق نیستند و هم پوشانی لازم را ندارند، منظم، منسجم و دارای پیوند منطقی نیستند، لذا کمتر توانسته کسی را به مقصود برساند.
هر چند تاثیراتی هم داشته و دارند، هر مبلغی و مروجی بر اساس ذوق و سلیقه خود روی یک موضوعی تاکید می‌کند که چقدر این تاکیدات کارشناسانه و برخاسته از تحقیقات و اولویت‌های واقعی است، خود جای بحث دارد، در خصوص جواب این سوال که برای پیمودن مسیر اخلاق در بعدهای مختلف فردی و اجتماعی چه باید کرد؟ جواب منسجم و مستدلی دیده نشده است.
به هر حال برای نهادینه کردن اخلاق در جامعه بعد از انجام تحقیقات لازم باید نتایج تحقیقات به صورت پر دامنه و مداوم با ابزار و روش‌های مختلف و هماهنگ در جامعه ترویج شود، تا بعد از گذشت یک نسل اخلاقیات در جامعه نهادینه شود، باید زیبایی اخلاق و زشتی بد اخلاقی در جامعه به تصویر کشیده شود تا در نگاه جامعه اخلاقیات به صورت ارزش و بد اخلاقی‌ها ضد ارزش شوند.

احساس نیاز اخلاق راه را برای تفکیک علوم اخلاق اسلامی هموار می‌سازد

* با توجه به اینکه در اخلاق پژوهی غرب، به اخلاق سیاست، اخلاق مدیریت، اخلاق جنسی و ... پرداخته شده است، چرا در جهان اسلام به این موضوع پرداخته نشده است؟
-تصور بنده این است که چنانچه در زمینه اختراعات گفته می‌شود، نیاز مادر اختراعات است، در این زمینه‌ها هم باید بگوییم، پیشرفت و پدید آمدن فضای رقابت و به وجود آمدن چالش‌ها و بحران‌های جدید باعث شده، در جهان غرب احساس نیاز به اخلاق‌های کاربردی بیشتر باشد و در نتیجه کارهایی هم در این زمینه‌ها صورت گرفته است، هر چند بعضاً این گونه کارها برای مقاصد مادی و تجاری می‌باشد و نه برای تعالی و رشد واقعی انسان‌ها، اما به هر حال در فضای خودشان کارهایی انجام داده‌اند.
در کشور ما هم به دنبال پیشرفت‌های صورت گرفته و چالش‌ها و سوالات جدید و احساس نیازی که به وجود آمده، کارهایی در این زمینه‌ها صورت گرفته است، اما از نظر تعداد و تنوع موضوعی و کیفیت پژوهشی فاصله زیادی با وضعیت ایده­آل داریم. 

چرایی عدم توسعه اخلاق کاربردی دراحساس نیاز نکردن بزرگان نهفته است 

* چرا با توجه به اینکه در احادیث و روایات ما به بسیاری از مباحث اخلاق کاربردی اعم از اخلاق سیاسی و اخلاق دشمنی پرداخته شده است، هنوز نتوانسته‌ایم، اثر پژوهشی مدونی در اخلاق کاربردی تدوین کنیم؟! این کاستی رو از چه فرد یا قشری می‌‌بینید؟
-البته معلوم است که در یک اثر نمی‌توان همه اخلاق‌های کاربردی را ارائه کرد و نیازمند به آثار متعدد در علوم مختلف هستیم و از طرفی کارهایی هم کم و بیش توسط اساتید بزرگوار شده است، اما چنانچه قبلاً عرض شد، علت کم بودن این‌ گونه آثار را باید در عدم پیشرفت و توسعه در قرون گذشته و احساس نیاز نکردن بزرگان و مسئولین گذشته دانست.
به هر حال توسعه با خود سؤالات و چالش‌های جدیدی را می‌آورد که چون قبلاً کمتر توسعه اتفاق افتاده، لذا سوالات و چالش‌هایی که محور اخلاق کاربردی است، هم کمتر اتفاق افتاده است، مثلاً هر چه علم پزشکی پیشرفت می‌کند، سؤالات جدیدتری را تولید می‌کند که در اخلاق پزشکی باید پاسخ آن‌ را داد، مانند سوال در مورد اخلاقی بودن تغییر جنسیت یا شبیه سازی یا غیره .
از آنجا که تعداد محققین حوزه دین و اخلاق محدود بوده و هست، لذا در طول تاریخ توان آنها هم بیشتر صرف نیازها و سوالات مبتلا به مردم شده و می‌شود، مثل علم شریف فقه، لذا حوزه‌هایی مثل اخلاق و به خصوص اخلاق کاربردی کمتر در کانون توجه ایشان قرار گرفته است.

«اخلاق با متد اجتهادی» از رابطه تنگاتنگ فقه و اخلاق حکایت دارد 

*ارتباط اخلاق با فقه چگونه است؟ آیا اخلاق توان جایگزینی فقه را دارد؟

-اگر معتقد باشیم که در همه حوزه‌های علوم انسانی باید به منابع اصیل اسلامی مراجعه کنیم و با متد و روش اصطلاح اجتهادی گزاره‌ها را استخراج کنیم که چنین اعتقادی را هم داریم، پس به یک بیان اخلاق و فقه علوم جدا از همی نیستند، بلکه اخلاق با متد اجتهادی همان ادامه فقه در حوزه‌هایی است که باید وارد می‌شده و نشده است.
همین فقه موجود را هم که نگاه کنیم، خیلی موضوعات و مسائل آن هستند که کاملاً جنبه اخلاقی دارند، مثل عبادات که اخلاق بندگی را مطرح می‌کنند، پس کاملاً جدا دانستن این علوم از همدیگر به نظر می‌رسد، اشتباه باشد، خیلی از واجبات و مستحبات فقهی هستند که مصادیقی از افعال اخلاقی هستند مثل استحباب پرداخت صدقه در طول سال یا در ایام خاص یا مثل استحباب عیادت مریض و آداب آن یا مثل استحباب خرید سوغات در مسافرت‌ها و صدها و هزارها مستحبی که مصداق بارز یک فعل اخلاقی هم هستند.
همچنین خیلی از محرمات و مکروهات هستند که مصداق بارز یک حرکت ضد اخلاقی می‌باشند،. مثل حرمت اذیت مؤمن یا حرمت غیبت یا حرمت ظلم یا غیره، خیلی از آدابی که در فقه برای کارهای مختلف ذکر شده است، در واقع مصداق یک فعل اخلاقی است، مثل آداب غذا خوردن یا آداب لباس پوشیدن، پس به یک بیان می‌توان گفت، فقه و اخلاق یک رابطه این همانی دارند، تمام افعال اخلاقی از نظر فقهی یا واجب هستند یا مستحب و تمام ضد ارزش‌های اخلاقی از نظر فقه یا حرام هستند یا مکروه، هر چند برای خیلی از کارها و موضوعات اخلاقی هنوز توسط فقهاء حکم فقهی داده نشده است.
اما همین فقه با همین محدودیتی که الان دارد، ظرفیت اخلاقی زیادی دارد، اگر جامعه اسلامی ما به تمام معنی پایبند به واجبات و محرمات و همچنین مستحبات و مکروهات بودند، ما الان جامعه به شدت اخلاقی‌تر و زیباتری را داشتیم و خیلی راحت‌تر می‌توانستیم، به طرف اخلاقی‌تر زندگی کردن حرکت کنیم.
پس اخلاق و فقه دو حوزه از هم جدا نیستند، بلکه در هم تنیده و مکمل هم هستند، منتهی ادبیات و گفتمان‌شان متفاوت است، البته در برخی از موارد هست که فقه حداقل‌ها را مطرح کرده، ولی در عین حال مراحل بالاتر و اخلاقی‌تر را هم سفارش می‌کند؛ مثلاً قصاص مجرم را برای شخص آسیب دیده جایز دانسته و این حق را به او داده اما گذشت و عفو او را هم در برخی شرایط سفارش نموده است، در واقع اگر برای اخلاقی زیستن، قائل به مراتب و درجات شویم فقه از درجات پایین شروع می‌کند و کم کم با تاثیری که در مخاطب خود می‌گذارد، او را به مراتب بالاتر و ورود به اخلاق برتر سوق می‌دهد.
مخصوصاً که ما با طیف‌های مختلفی از انسان‌ها مواجه هستیم که از نظر رشد اخلاقی، قوای فکری و عاطفی در یک سطح نیستند، لذا باید چنین مراتب و مراحلی را برای تربیت اخلاقی افراد قرار داد که از فقه شروع شود و به اخلاق منجر شود و به عرفان ختم شود.
اما آیا اخلاق می‌تواند به جای فقه بنشیند؟ خیر چون حوزه‌هایی که فقه در آنها ورود کرده و می‌کند خیلی وسیع است و اصلاً اخلاق ابزار ورود به آنها را ندارد، مثل احکام و روش‌هایی که فقه برای عبادات ما مطرح می‌کند تا بهترین بهره‌ها را از عبادات خود ببریم، در حالی که از نظر اخلاق اصل عبادت کردن خوب است، اما برای چگونه عبادت کردن راهنمایی خاصی که مبتنی بر قواعد عالم غیب و شهود باشد ندارد، یا مثل احکامی که فقه برای دیات وضع می‌کند و دیه هر جرمی را مطرح می‌کند، در حالی که اخلاق کمترین راهنمایی را می‌تواند، در این زمینه داشته باشد، همچنین احکام ارث، احکام کفن و دفن میت، احکام ذبح حیوانات و غیره.

ارتباط مستمر نهادهای پژوهش اخلاقی راه را برای اشاعه اخلاق کاربردی هموار می‌سازد 
 
*راهکارهای حرکت به سمت اخلاق کاربردی چیست؟
-باید نیروهای لازم که قبلاً اشاره شد، تربیت شوند و مؤسسات پژوهشی متعدد با برنامه، هدف منسجم و منظم تاسیس شود و بین این مؤسسات پژوهشی و مدیران سازمان‌ها و نهادهای مختلف جامعه رابطه نزدیک برقرار شود تا چالش‌ها و سوالات آنها به صورت پژوهش‌های کاربردی در آید، همچنین تاثیر اخلاق در رشد و ترقی امور مختلف برای مدیران و مسئولین معلوم شود و از این رهگذر به توسعه اخلاق کاربردی برسیم، همچنین از پژوهشگران و محققین این رشته حمایت‌های لازم صورت پذیرد. 

اخلاق دینی با محوریت قرب الهی نقطه طلایی اخلاقی زیستن را رقم می‌زند

*آیا اخلاق سکولار است؟
قطعا اخلاق نمی‌تواند سکولار باشد و اگر اخلاق سکولار شود، چنانچه در برخی از جوامع هست، اولاً برخی حوزه‌ها را دیگر نمی‌تواند، پوشش دهد، مثل اخلاق بندگی، ثانیاً سطح اخلاقی بودن کارها و کیفیت آنها خیلی پایین می‌آید و خیلی تاثیر کمتری در رشد انسان دارند، مثلاً کمک کردن به همنوع از نگاه سکولار خوب است و علت آن هم حس ترحم یا جلوگیری از طغیان نیازمند یا صرفاً نگاه انسانی می‌باشد، اما در اخلاق دینی، علت‌های متعالی‌تر و بهتری برای اخلاقی زیستن هست، مثل تقرب به خدا و دوری از خود پرستی.
از طرفی برای پیدا کردن مصداق برخی موضوعات اخلاقی یا مصداق‌های بالاتر و بهتر نیاز به اخلاق دینی داریم، همچنین فهم حد و اندازه افعال اخلاقی و ترجیح احکام اخلاقی در مقام تعارض بدون کمک دین ممکن نیست.
انتهای پیام/ک



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900604123441

نظرات()