تبلیغات
روزنامه - مطالب هفته دوم مهر 1390
دوشنبه 11 مهر 1390

پرونده بانوان جوان ایران در لبنان با 2 برنز بسته شد

• نوشته شده توسط: ramin h

در مسابقات جودوی دختران آسیا
پرونده بانوان جوان ایران در لبنان با 2 برنز بسته شد

خبرگزاری فارس: پرونده تیم دختران جوان جودوی ایران در مسابقات قهرمانی آسیا با کسب 2 مدال برنز بسته شد.

خبرگزاری فارس: پرونده بانوان جوان ایران در لبنان با 2 برنز بسته شد

به گزارش خبرگزاری فارس، بعد از چهارمی تیم نوجوانان ایران در مسابقات قهرمانی دختران جودوی آسیا که روز جمعه در بیروت برگزار شد، جودوکاران جوان روزهای شنبه و یکشنبه به مصاف حریفان آسیایی‌شان رفتند.

سهم تیم ایران در چهار وزن سنگین، یک مدال برنز بود که مونا اصغری در 78+ کیلو از آن خود کرد و در چهار وزن سبک نیز که روز یکشنبه مبارزه‌هایش برگزار شد نیز غزل یغما در 48- کیلو گردن‌آویز برنز دیگری به خود اختصاص داد تا پرونده تیم دختران در این رده سنی با 2 برنز بسته شود.

تیم نوجوانان ایران نیز کارش را با 2 مدال نقره و یک برنز به اتمام رسانده بود.
این تیم امشب به ایران بازمی‌گردد.
در این دوره از رقابت‌ها ماموران کمیته بین‌المللی مبارزه با دوپینگ حضور داشتند که از دختران سنگین‌وزن جوان ایران نیز نمونه گیری شد.
انتهای پیام/د
 



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900711000446

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

گودرزی: از عملکرد خودم در جهانی استانبول راضی نیستم

• نوشته شده توسط: ramin h

هر طور شده باید به دوبنده تیم ملی در المپیک برسم
گودرزی: از عملکرد خودم در جهانی استانبول راضی نیستم

خبرگزاری فارس: ملی‌پوش 84 کیلوی ایران در رقابت‌های کشتی آزاد قهرمانی جهان گفت: به هیچ وجه از عملکرد خودم در ترکیه راضی نیستم؛ چون فقط برای مدال طلا رفته بودم و به چیز دیگری فکر نمی‌کردم.

خبرگزاری فارس: گودرزی: از عملکرد خودم در جهانی استانبول راضی نیستم

علیرضا گودرزی در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی باشگاه خبری فارس «توانا»، درباره عملکردش در رقابت‌های قهرمانی جهان گفت: رقابت‌ها را خوب شروع کردم، اما چون در روزهای قبل از حضور در جهانی در مسابقات زیادی شرکت کرده بودم کمی از ناحیه مچ پا دچار ناراحتی بودم.
وی ادامه داد: نمی‌خواهم بهانه بیاورم، اما قرعه خوبی نداشتم و نتوانستم آن طور که باید کشتی بگیرم. به هیچ وجه از عملکرد خودم در ترکیه راضی نیستم؛ چون فقط برای مدال طلا رفته بودم و به چیز دیگری فکر نمی‌کردم.
نفر اول رقابت‌های انتخابی تیم ملی گفت:‌ بدنم بعد از دور سوم خالی کرد و نتوانستم کشتی بگیرم. در دیدار مقابل ساندرسون هم در تایم اول اسیر حریف شدم و روحیه‌ام را از دست دادم. مطمئن باشید انتقام این دو شکست را از شریف‌اف و ساندرسون خواهم گرفت. تمریناتم را بهتر و جدی‌تر از قبل پیگیری می‌کنم هر طور که شده باید به دوبنده تیم ملی در المپیک برسم تا انتقام این شکست‌ها را در لندن از آنها بگیرم.
انتهای پیام/م



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900711000391

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

برگزاری جشن ویژه کودک در پارک ساحلی بوشهر

• نوشته شده توسط: ramin h

مدیر عامل موسسه فرهنگی ـ ورزشی شهرداری بوشهر خبر داد:
برگزاری جشن ویژه کودک در پارک ساحلی بوشهر

خبرگزاری فارس: مدیر عامل موسسه فرهنگی ورزشی شهرداری بوشهر از برگزاری جشن ویژه کودک در پارک ساحلی شورای بوشهر خبر داد.

خبرگزاری فارس: برگزاری جشن ویژه کودک در پارک ساحلی بوشهر

به گزارش خبرگزاری فارس از بوشهر، صدرالله محمدی باغملایی صبح امروز در جمع خبرنگاران  ضمن تشریح برنامه‌های موسسه فرهنگی ورزشی شهرداری بوشهر در حوزه کودکان به مناسبت روز جهانی کودک، اظهار داشت: موسسه فرهنگی ورزشی شهرداری و کانون پرورش فکری کودکان همزمان با روز جهانی کودک سلسله برنامه‌هایی را نظیر برگزاری کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی، جشن بادبادک‌ها  و ایستگاه نقاشی  کودکان تدارک دیده اند که در پارک ساحلی شورا اجرا می‌شود.
مدیر عامل موسسه فرهنگی ورزشی شهرداری از برگزاری جشن بادبادک‌ها، مسابقات بزرگ ویژه کوکان بوشهر و کارگاه‌های آموزشی به مناسبت 16 مهرماه روز جهانی کودک خبر داد.
وی با اشاره به برگزاری کارگاه‌های آموزش ویژه کودکان، خاطرنشان کرد: در این کارگاه‌ها موضوعات متنوعی در ارتباط با آموزش‌های مورد نیاز کودک در حوزه فرهنگ شهر نشینی ، اسباب بازی و کودکان، نقش پدر و مادر در رشد و سلامت کودک، تغذیه کودکان و سایر موضوعات مورد نیاز کودکان و خانواده‌های آن‌ها در قالب کلاس‌های آموزشی ارائه می‌شود.
مدیر عامل موسسه فرهنگی ورزشی شهرداری بوشهر همچنین به برگزاری جشن  ویژه کودک در پارک ساحلی شورا اشاره و تصریح کرد: در حاشیه این جشن غرفه‌هایی شامل آموزش‌های ویژه کودکان در حوزه ترافیک، نقاشی ، پازل و بازی‌های فکری ، اجرای تئاترهای ویژه کودکان و... جمع بندی و اجرا می‌شود.
وی همچنین به برگزاری جشن بادبادک‌ها اشاره و تاکید کرد: بر اساس برنامه ریزی های انجام شده، جشن بادبادک‌ها به مناسبت روز جهانی کودک در پارک ساحلی شورا با  حضور کودکان بوشهری از ساعت 16 الی 18 اجرا می‌شود.
محمدی باغملایی همچنین از برگزاری کارگاه سفال و حجم سازی برای کودکان به صورت نمادین در پارک ساحلی شورا در قالب ویژه برنامه‌های موسسه در روز جهانی کودکان خبر داد.
وی در پایان به برنامه‌های غیر متمرکز طراحی شده در سطح شهر اشاره کرد و اظهار داشت: موسسه فرهنگی ورزشی در روز جهانی کودک از تمامی ظرفیت‌های بومی محلی و سایر واحد هایی که موسسه فرهنگی ورزشی شهرداری را در اجرای این برنامه‌ها یاری کرده‌اند استفاده کرده تا برنامه‌های متنوعی را ویژه کودکان بوشهر برگزار کند.
انتهای پیام/خ۲۰



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900711000429

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

ردنپ: آرسنال مالک توپ بود اما ما برنده شدیم

• نوشته شده توسط: ramin h

خرسندی مربی تاتنهام پس از برد 2 بر یک
ردنپ: آرسنال مالک توپ بود اما ما برنده شدیم

خبرگزاری فارس: سرمربی تیم فوتبال تاتنهام گفت: در شرایطی برنده دربی با آرسنال شدیم که مالکیت توپ از آن حریف بود.

خبرگزاری فارس: ردنپ: آرسنال مالک توپ بود اما ما برنده شدیم

 به گزارش خبرگزاری فارس و به نقل  از روزنامه سان، هری ردنپ که شب گذشته تیمش در دربی با آرسنال به برتری 2 بر یک رسید، اظهار داشت: خوشحالم برنده بازی شدیم که در نیمه اول آرسنالی‌ها مالکیت توپ بیشتری نسبت به ما داشتند، این برتری باعث فشار زیادی بر ما شد.
 
وی افزود: آنها با یک بازیکن بیشتر در خط میانی بازی کردند. پس بیشتر و بهتر صاحب توپ می‌شدند، به این منظور برای توپ‌گیری و ایجاد تماس با مشکل مواجه شدیم. با این همه خوشحال کننده بود که تحت این شرایط فنی گل اول را هم به ثمر رساندیم.
 
او ادامه داد: در فاصله میان دو نیمه تغییراتی برای گرفتن میانه ‌میدان ایجاد کردیم؛ اما آرسنال در نیمه دوم کارش را خوب شروع کرد تا به گل مساوی رسید. با این حال تحت تاثیرات تغییرات کلی امکان برتری بر آرسنال را کسب کردیم.
 
او تصریح کرد: فکر می‌کنم نیمه دوم خیلی قوی‌تر از 45 دقیقه اول عمل کردیم و موقعیت‌های زیادی را نیز به دست آوردیم.
انتهای پیام/آ



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900711000415

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

جنون "مرد" او را از فرزندانش جدا کرد

• نوشته شده توسط: ramin h

در دادگاه خانواده/
جنون "مرد" او را از فرزندانش جدا کرد

خبرگزاری فارس: وکیل زن در دادگاه خانواده به دلیل جنون شوهر موکلش خواهان طلاق و دریافت مهریه‌ او بود که در نهایت جنون مرد باعث جدایی او از فرزندانش آرمیتا و علی شد.

خبرگزاری فارس: جنون "مرد" او را از فرزندانش جدا کرد

به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبری فارس «توانا»، وکیل زن و قیم مرد با مراجعه به دادگاه خانواده 2 (ونک) دادخواست طلاق و مهریه زن را به قاضی سید مهدی مطلبی رئیس شعبه 269 این مجتمع قضایی خانواده ارائه کرد.

* پسرم در بیمارستان روانی شهید صدر بستری است
---------------------------------------------------------------

من قیم پسرم هستم و در حال حاضر او در بیمارستان روانی شهید صدر بستری است و من به دادگاه آمدم که تکلیف پسرم را روشن کنم.

پسرم مشکل عصبی داشت ولی همسرش او را درک نکرده و خواهان طلاق است. حتی فرزندان را نیز می‌خواهد از پسرم و من دور کند.

* 10 میلیون می‌دهم خلاص!
----------------------------------

عروسم از مهریه 307 سکه‌ای‌اش 257 سکه را بخشیده و تنها 50 سکه می‌خواهد ولی من 10 میلیون می‌دهم و ملاقات فرزندان پسرم را برای او می‌خواهم.

من 10 میلیون می‌دهم، خلاص! در حقیقت عروسم باید بداند که من بیشتر از این میزان پول نقد ندارم و تنها 10 میلیون می‌دهم.

* آرمیتا و علی را نبینم دق می‌کنم
-------------------------------------------------

حضانت 2 فرزند پسرم که آرمیتا 7 ساله و علی 6 ساله است را به عروسم می‌سپارم ولی او من و فرزندم را از دیدن نوه‌هایم محروم نکند چرا که اگر فرزندان تک پسرم را نبینم، دق می‌کنم.

عروسم قبل از ازدواج از بیماری پسرم باخبر بود و بعد راضی به ازدواج شد، بنابراین این رفتار او نا عادلانه است.

* شوهرم موکلم جنون شدید دارد
-----------------------------------------

شوهر موکلم جنون شدید دارد و هرگز راضی به ادامه زندگی نیست و حضانت فرزندان خود را به عهده گرفته و تنها ملاقات آنها برای پدرشان را در کلانتری خواهان است.

موکلم تنها 50 سکه از مهریه 307 سکه‌ای خود را می‌خواهد و مابقی را در ازای طلاق می‌بخشد، بنابراین در برابر شوهرش لطف کرده است.

* قانون، طلاق را به دلیل جنون صادر می‌کند
---------------------------------------------------

قاضی مطلبی رئیس شعبه 269 مجتمع قضایی خانواده ونک بعد از حرف‌های زن میانسال، مرد را محکوم به 10 میلیون به عنوان مهریه زن کرد، همچنین حکم طلاق را صادر نمود.

وی گفت که با توجه به جنون مرد، قانون، طلاق را اعلام می‌کند بنابراین جدا شدن زن از مرد قابل درک است و مقرر است که مرد هفته‌ای 2 ساعت در کلانتری فرزندان خود را ببیند.
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710001267

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

ویژگیهای دو جامعه ایده‏آل و منحط از دیدگاه قرآن

• نوشته شده توسط: ramin h

/ علل انحطاط و سقوط جوامع از دیدگاه قرآن - 3/
ویژگیهای دو جامعه ایده‏آل و منحط از دیدگاه قرآن

خبرگزاری فارس: قرآن بر اساس محورهای اساسی و دیدگاه توحیدی و نیز با توجّه به اصول دین، نمایی از جامعه مطلوب را ارائه می‏دهد و عوامل پیدایش یا انحطاط آن را هم معرفی می‏کند.

خبرگزاری فارس: ویژگیهای دو جامعه ایده‏آل و منحط از دیدگاه قرآن

پیش از ورود به مباحث اصلی این فصل، توجّه به نکات زیر ضروری است:
الف) تشخیص جامعه ایده‏آل و معیارهای آن به گونه‏ای که به نفع تمام جامعه باشد، از مسائل بسیار مهمّ است و از دیرباز دانشمندان، صاحب‏نظران و... در این زمینه تلاش‏ها کرده و نظریّه‏های متفاوتی ارائه داده‏اند، ولی آن‏چه ما در پی آن هستیم، نظر خاصّی است که قرآن در این زمینه دارد؛ چرا که «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ؛ قطعا این قرآن به [آیینی] که خود پایدارتر است، راه می‏نماید». (اسراء: 9)
قرآن بر اساس محورهای اساسی و دیدگاه توحیدی و نیز با توجّه به اصول دین، نمایی از جامعه مطلوب را ارائه می‏دهد و عوامل پیدایش یا انحطاط آن را هم معرفی می‏کند. بنابراین «طرح ویژه قرآن برای جامعه مطلوب و متعالی، بر اساس ایمان به غیب، بینش توحیدی و اصالت دادن به معنویاتْ پی‏ریزی شده و غایت آن در ماوراء مادّه و مادّیات است و آن جامعه تحت ولایت و امامت الهی اداره می‏شود و علاوه بر برخورداری از معنویات،اخلاق و فرهنگ صالح و متناسب با اصول فوق‏الذکر، از علم و دانش، رشد، آگاهی و انواع نعمت‏های مادّی حیات دنیوی نیز بهره‏مند است».1
ب) بر اساس باورهای دینی و اعتقادی که منبعث از نگرش توحیدی بر جهان هستی است، بر این باوریم که تمام پدیده‏های هستی به اراده خداوند است و تحقق هیچ امری بدون اذن و اراده او میسّر نیست: «قُلِ اللّهُمَّ مالِکَ الْمُلْکِ تُؤتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ.
بگو: بارخدایا! تویی که فرمان‏فرمایی؛ هر آن کس را که خواهی فرمان‏روایی بخشی و از هر که خواهی، فرمان‏روایی را باز ستانی و هر که را خواهی، عزّت بخشی و هر که را خواهی، خوار گردانی. (آل عمران: 26)
با این حال، اعتقاد به این نکته هیچ منافاتی با این ندارد که سرنوشت جوامع در حرکت به سوی تعالی یا انحطاط، به دست افراد باشد؛ به این معنا که این افراد جوامع هستند که با یک سری اعمال ارادی و اختیاری، سرنوشت خود و جوامعی را که در آن زندگی می‏کنند، رقم می‏زنند؛ زیرا نفس این مطلب، یعنی اختیار و آزادی انسان و نقش بنیادین او در سرنوشت خود نیز، مشمول اراده و مشیّت حضرت حق است و قرآن کریم، بر همین اساس در عین حال که می‏فرماید: «تُؤتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشاءُ...»، به این نکته نیز تصریح می‏کند که: «لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ؛ در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند». (رعد: 11)
افزون بر این، در مباحث آینده خواهیم دید که قرآن علّت عذاب و هلاکت پیشینیان را، انحراف از حق، تکذیب رسل، لجاجت و عناد، ظلم و... معرفی می‏کند که همه این امور، از افعال اختیاری انسان هستند؛ هم‏چنان‏که اگر جامعه‏ای اراده کرد تا در مسیر حق و به سوی سعادت حرکت کند، خداوند به آنها کمک می‏کند و این خود یکی از سنّت‏های الهی است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْ؛ ای کسانی که ایمان آورده‏اید! اگر خدا را یاری کنید، یاری‏تان می‏کند و گام‏های‏تان را استوار می‏دارد». (محمد: 7) و «قاتِلُوهُمْ یُعَذِّبْهُمُ اللّهُ بِأَیْدیکُمْ وَ یُخْزِهِمْ وَ یَنْصُرْکُمْ عَلَیْهِمْ؛ با آنان بجنگید تا خدا آنان را به دست شما عذاب و رسوای‏شان کند و شما را بر ایشان پیروزی بخشد». (توبه: 14)
ج) در فصل اول گذشت که در قرآن، نامی از واژه انحطاط یا تعالی برده نشده و آن‏چه در قرآن با آن روبه‏رو هستیم، مظاهر انحطاط و تعالی است. بنابراین، برای به دست آوردن دیدگاه قرآن درباره جامعه ایده‏آل یا منحط، باید سراغ این مظاهر برویم و هر یک از آنها را به عنوان معیاری برای انحطاط و یا تعالی تلقی کنیم. در نتیجه هر یک از این معیارها، شاخصی برای جامعه ایده‏آل یا منحط خواهد بود و بر همین اساس در حدّ توان می‏کوشیم تا مهم‏ترین شاخص‏ها را با استفاده از آیه‏های قرآن پی بگیریم.
د) هرچند اموری را به عنوان معیار انحطاط یا تعالی برای جوامع بیان می‏کنیم، ولی این نکته باید مورد توجّه باشد که در صورتی این امور معیار هستند و می‏توانیم به عنوان میزان انحطاط یا تعالی از آنها یاد کنیم که در جامعه به صورت فرهنگ درآمده و شیوع پیدا کرده و به صورت صفات جامعه شکل گرفته باشند.2
ه) در این گفتار در نظر داریم ابتدا مهم‏ترین شاخصه‏های یک جامعه ایده‏آل یا منحط را بررسی کرده و سپس دو نمونه از جوامع منحط را که قرآن به تفصیل به آنها پرداخته معرفی کنیم.

شاخصه‏های یک جامعه ایده‏آل و جامعه منحط

پیش‏تر بیان شد انحطاط و تعالی دو واژه متقابل هستند. بر این اساس می‏توانیم با دست‏یابی به هر یک از معیارهای تعالی یا انحطاط در قرآن، معیار طرف مقابل آن را هم به دست آوریم. همچنین از این قاعده کلّی و عقلی، به عنوان یک اصل کمک می‏گیریم که اگر خداوند قومی را هلاک کرد یا عذاب فرمود، این به جهت تحقّق یکی از سنن الهی است مبنی بر این‏که هرگاه جامعه‏ای با منحرف شدن از مسیر حق، به انحطاط کشیده شد و راه هدایت را در پیش نگرفت، هلاک شده یا به عذاب الهی گرفتار می‏گردد. با استفاده از این اصل، علّت هلاکت یا عذاب بعضی از اقوام و جوامع پیشین که بعضی از آیه‏ها به آن اشاره دارد، می‏تواند معیاری برای انحطاط جوامع به حساب آید.
با توجّه به مطلب بالا، مهم‏ترین معیارها را معرفی می‏کنیم و البته این به معنای این نیست که مدعی باشیم تمام معیارها را پیدا کرده‏ایم، ولی این ادّعا را می‏توان داشت که بسیاری از عوامل انحطاط یا تعالی که امروزه در زندگی روزمرّه شاهد آن هستیم، می‏توانند قابل انطباق با یکی از معیارهایی باشند که معرفی می‏گردند.
باید گفت شاخصه‏هایی که معرفی می‏شوند، متفاوت از یکدیگر هستند؛ یعنی بعضی از آنها به اندازه‏ای سخیف هستند که اگر جامعه‏ای به آن مبتلا شد و امکان بازگرداندن آن جامعه به سمت صلاح وجود نداشت، آن جامعه به قهر الهی دچار خواهد شد؛ مثل عمل شنیع لواط که موجب هلاکت قوم لوط شد3 و بعضی هم به آن اندازه نیست، ولی معیار و نشانه‏ای از سقوط و انحطاط جوامع به شمار می‏آید و عوارضی را در پی دارد؛ مثل اختلاف طبقاتی، تبعیض یا تفرقه و اختلاف که این امور هرچند ممکن است موجب هلاکت نشوند، ولی آثار و تبعات منفی و مضرّی را به همراه دارند و از معیارهای سقوط و انحطاط به شمار می‏آیند.

1. ظلم

این‏که ظلم به چه معناست و دایره شمولش چقدر است، اقسام آن چیست و تأثیر آن در جامعه به چه میزان است، همه مباحثی است که به لطف خداوند متعال، در بخش دوم به آن خواهیم پرداخت. آن‏چه در اینجا درصدد بیان آن هستیم، این است که وجود ظلم در جامعه، دلیل بر منحط بودن آن جامعه است و چون ظلم امری مشکّک است، هر چه مقدار آن بیش‏تر و ابعادش وسیع‏تر باشد، آن جامعه منحط‏تر خواهد بود.
با مراجعه به قرآن، شواهد بسیاری در این مورد به چشم می‏خورد؛ نظیر آیه: «وَ ما کُنّا مُهْلِکِی الْقُری إِلاّ وَ أَهْلُها ظالِمُونَ؛ و ما شهرها را ـ تا مردمشان ستمگر نباشند ـ ویران کننده نبوده‏ایم». (قصص: 59) این آیه، بیانگر این حقیقت است که وجود ظلم در جامعه، به گونه‏ای آن را به انحطاط می‏کشاند که اهل آن مستحق هلاکت می‏گردند و این نکته‏ای است که خود ظالمان پس از دیدن آثار عذاب به آن اعتراف می‏کنند: «وَ کَمْ مِنْ قَرْیَةٍ أَهْلَکْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَیاتًا أَوْ هُمْ قائِلُونَ * فَما کانَ دَعْواهُمْ إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا إِلاّ أَنْ قالُوا إِنّا کُنّا ظالِمینَ؛ و چه بسیار شهرها که [مردم] آن را به هلاکت رسانیدیم، و در حالی که به خواب شبان‏گاهی رفته یا نیم‏روز غنوده بودند، عذاب ما به آنها رسید و هنگامی که عذاب ما بر آنان آمد، سخنشان جز این نبود که گفتند: راستی که ما ستم‏کار بودیم». (اعراف: 4 و 5)
بدیهی است وقتی ظلم از معیارهای انحطاط به شمار آمد، نقطه مقابل آن یعنی عدالت، از معیارهای تعالی جامعه خواهد بود و در هر جامعه‏ای، به هر اندازه که عدالت رعایت شود، آن جامعه از تعالی برخوردار می‏شود.

2. جهل

جهل به معنای نداشتن علم است (جَهَلَه: ضدُّ عَلِمَه فهو جاهل).4 نداشتن علم، شناخت و آگاهی را جهل می‏گویند و در زبان فارسی نیز به معنای نادانی5 آمده است، ولی می‏توان ادّعا کرد که با دقّت در آیه‏ها چنین به دست می‏آید که در قرآن، جهل تنها به معنای نداشتن علم و آگاهی و نادانی نیست، بلکه در مواردی معنایی بالاتر و وسیع‏تر دارد؛ یعنی مواردی است که به نظر می‏رسد علم و آگاهی هم وجود دارد و در عین حال بر انجام دادن کارهای خلاف و جاهلانه اصرار می‏شود و قرآن در این گونه موارد به مرتکبان خلاف، نسبت جهل می‏دهد: «أَ إِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ شَهْوَةً مِنْ دُونِ النِّساءِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ؛ آیا شما به جای زنان، از روی شهوت با مردها درمی‏آمیزید؟ [نه] بلکه شما مردمی جهالت پیشه‏اید». (نمل: 55)
می‏دانیم که لوط، قومش را انذار می‏کرد و از عواقب این عمل شنیع آگاهشان می‏ساخت و مکرّر به آنها توصیه می‏کرد: «قالَ یا قَوْمِ هؤلاءِ بَناتی هُنَّ أَطْهَرُ لَکُمْ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ لا تُخْزُونِ فی ضَیْفی أَ لَیْسَ مِنْکُمْ رَجُلٌ رَشیدٌ * قالُوا لَقَدْ عَلِمْتَ ما لَنا فی بَناتِکَ مِنْ حَقِّ وَ إِنَّکَ لَتَعْلَمُ ما نُریدُ؛ [لوط] گفت: ای قوم من! اینان دختران من‏اند. آنان برای شما پاکیزه‏ترند؛ پس از خدا بترسید و مرا در کار مهمانانم رسوا مکنید. آیا در میان شما آدمی عقل‏رس پیدا نمی‏شود؟ گفتند: تو خوب می‏دانی که ما را به دخترانت حاجتی نیست و تو خوب می‏دانی که ما چه می‏خواهیم. (هود: 78 و 79)
آنان می‏دانستند جنس مخالف؛ یعنی زن برای آنها بهتر است و بر اساس بعضی روایت‏ها، پیش از این‏که شیطان آنها را به این کار زشت وادار کند، با همسران خود هم‏بستر می‏شدند. علاوه بر آن، میل به جنس مخالف برای رفع نیازهای جنسی، امری غریزی است و امور غریزی، به گونه‏ای از علوم حضوری به‏شمار می‏رود. بر همین اساس می‏توان گفت نسبت جهل در این آیه، مربوط به عواقب آن است؛ یعنی قوم لوط عذاب و عقاب دنیوی و اخروی آن عمل شنیع، را نمی‏دانستند.
پس از روشن شدن معنای جهل، مدّعا این است که یکی از شاخصه‏های انحطاط جوامع، جهل است؛ یعنی هرگاه در یک جامعه، جهل شایع و حاکم بشود، آن جامعه در حال سیر به سوی انحطاط است.
در این‏که جهل عامل انحطاط است، تردیدی نیست. این یک مسئله عقلی است و در روایت‏ها هم این موضوع به چشم می‏خورد. امیرالمؤمنین علی علیه‏السلام می‏فرماید: «الجهل فساد کل أمر»6 که بر اساس این فرمایش، ریشه هر فساد و تباهی، جهل است.
حضرت در جای دیگر می‏فرماید: «الجهل معدن الشرّ»7 یعنی مخزن و مرکز هر شرّی جهل می‏باشد. ایشان در روایتی دیگر حرص، بخل و آزمندی را جهل می‏داند: «الحرص و الشره و البخل نتیجة الجهل»8 و بر اساس روایتی نیز، جهل را عامل خرابی و فساد آخرت معرفی می‏کند: «الجهلُ یُفسد المعاد».9 پس از این‏که معلوم شد جهل از شاخصه‏های انحطاط جامعه به شمار می‏آید، به قرینه تقابل، معلوم می‏گردد، هرگاه وجود علم در جامعه به صورت فرهنگ درآید، آن را باید از شاخصه‏های تعالی جامعه دانست. البتّه این پرسش باقی می‏ماند که آیا مطلق علم و جهل در جوامع، نشان دهنده سیر جوامع به سوی انحطاط یا تعالی است؟ آیا هر نوع جهلی مضرّ است یا این‏که بعضی از انواع جهل، نه‏تنها برای صیانت انسان مفید، بلکه لازم است و همچنین آیا وجود هر علمی دلیل تعالی است یا بعضی از انواع علم نه‏تنها مفید نیست، بلکه مضرّ است؟ اینها پرسش‏هایی است که در فرصتی دیگر باید به آنها پرداخت.

3. ترک امر به معروف و نهی از منکر

ترک فریضه امر به معروف و نهی از منکر، علاوه بر این‏که یکی از علل انحطاط جوامع است و در جای خود به تفصیل درباره آن سخن خواهد رفت، خود یکی از شاخصه‏های انحطاط جوامع به‏شمار می‏رود؛ یعنی هرگاه در جامعه‏ای، ترک این فریضه، به صورت یک سنّت و فرهنگ درآمده باشد، آن جامعه به سوی انحطاط پیش می‏رود و این، چیزی است که با تمام وجود در جامعه خود و دیگر جوامع، اعم از جوامع اسلامی و غیر اسلامی شاهد آن هستیم. در قرآن و روایت‏ها هم بر روی این مسئله تأکید بسیاری شده است. در این زمینه دو آیه از سوره مائده را ببینید: «لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنی إِسْرائیلَ عَلی لِسانِ داوُودَ وَ عیسَی ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ * کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ؛
از میان فرزندان اسراییل، آنان که کفر ورزیدند، به زبان داوود و عیسی بن مریم مورد لعنت قرار گرفتند. این [کیفر] به خاطر آن بود که عصیان ورزیده و [از فرمان خدا] تجاوز می‏کردند [و] از کار زشتی که آن را مرتکب می‏شدند، یکدیگر را بازنمی‏داشتند. راستی، چه بد بود آن‏چه می‏کردند». (مائده: 78 ـ 79)
بر این اساس، بعضی از اقوام بنی‏اسراییل مورد لعنت پیامبران‏شان واقع شدند. دلیلش این بود که معصیت می‏کردند و دستورهای الهی را زیر پا می‏گذاشتند و در عین حال، هم‏دیگر را از کار زشت خود باز نمی‏داشتند. قید «کانوا» که بر سر فعل مضارع آمده، دلیل بر این است که مسئله ترک «نهی از منکر» به صورت یک سنّت و فرهنگ درآمده بود و استمرار داشت تا جایی که جامعه به انحطاط کشیده شد و مستحق لعنت پیامبران‏شان گردیدند و بر اساس بعضی روایت‏ها،10 به صورت «قرده» (بوزینه) و «خنزیر» درآمدند.
رسول مکرّم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز در جایی به این موضوع اشاره کرده‏اند: «لا یَزال النّاس بخیر ما أمروا بالمعروف و نهوا عن المنکر و تعاونوا علی البرّ، فاذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات، و سلّط بعضهم علی بعض، و لم یکن لهم ناصرٌ فی الارض و لا فی السماء؛ پیوسته مردم در خیر و خوبی به سر می‏برند، مادامی که امربه معروف و نهی از منکر می‏کنند و تعاون بر نیکی دارند، ولی اگر آن را ترک کنند، برکات از آنان سلب می‏شود و بعضی از آنها بر بعض دیگر تسلط (ظالمانه) پیدا می‏کنند و نه در زمین و نه در آسمان، یاوری برای آنان نیست».11
 
4. تفرقه و اختلاف

با استناد به آیه‏های قرآن، ادّعا این است هرگاه در جامعه‏ای، تفرقه میان افراد به شکل سنّت درآمده و اتّحاد و یکدلی از دست برود، آن جامعه سیر نزولی را می‏پیماید و رو به سوی انحطاط می‏رود. بعضی از آیه‏های قرآن، وجود تفرقه و نزاع میان افراد جامعه را سبب انحطاط و شکست جوامع می‏داند و نسبت به آن هشدار می‏دهد: «وَ أَطیعُوا اللّهَ وَ رَسُولَهُ، وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ...؛ از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سست شوید و مهابت شما از بین برود». (انفال: 46)
چنان‏که عقل و وجدان نیز حکم می‏کند، همان‏طور که وحدت و یک‏دلی، قدرت و عظمت یک ملّت را به همراه دارد، در مقابل، تفرقه و کشمکش، ذلّت، خواری، سستی و ضعف آنها را در پی خواهد داشت و همیشه دشمنان ملّت‏ها، از حربه تفرقه به عنوان یکی از کلیدی‏ترین حربه‏های کارآمد برای رسیدن به اهدافشان بهره جسته‏اند. امروزه دشمنان نظام اسلامی ما نیز با تمام توان خود، درصدد ایجاد اختلاف و شکاف میان افراد و گروه‏های جامعه هستند تا به اهدافشان که همانا سقوط نظام اسلامی و سلطه دوباره بر ایران است، برسند. باید اعتراف کنیم که دشمن در این باره موفّقیّت‏هایی نیز داشته است. بر ماست که نسبت به استمرار این توطئه و عاقبت آن به خدا پناه بریم و مراقب باشیم. این نکته بسیار قابل توجّه است که قرآن کریم در مواردی، اختلاف را نوعی شرک تلقی کرده و می‏فرماید: «وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ؛ و چون کسانی مباشید که پس از آن که دلایل آشکار برای‏شان آمد، پراکنده شدند و باهم اختلاف پیدا کردند». (آل عمران: 105)
در روایت‏ها هم هشدارهایی جدّی نسبت به اتّحاد و پرهیز از تفرقه به چشم می‏خورد. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آلهمی‏فرماید: «و لا تختلفوا، فإنّ من کان قبلکم اختلفوا فهلکوا؛ باهم اختلاف نکنید که پیشینیان شما دچار اختلاف شدند و نابود گشتند».12
در این روایت حضرت، علّت هلاکت پیشینیان را اختلاف بیان می‏کند و عقل سلیم هم این مطلب را می‏پذیرد که ریشه فتنه‏ها و آتش افروزی‏ها و متزلزل شدن قدرت و شوکت انسان‏ها و جوامع بشری، در اختلاف و تفرقه میان آنهاست و هرگاه در جامعه‏ای آثار اختلاف هویدا گردد، اهل باطل بر اهل حق برتری می‏یابند. پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آلهمی‏فرماید: «ما اختلفت امّة بعد نبیّها إلاّ ظهر أهل باطلها علی أهل حقّها؛ هیچ امّتی پس از پیامبر خود گرفتار اختلاف نشد، مگر آن که باطل گرایان آن بر حق‏خواهانش پیروز گشتند».13
جایی که اهل باطل نقش آفرین باشند، آن جامعه سرنوشتی جز انحطاط نخواهد داشت. شاید بتوان بهترین مصداق این روایت را زمان بعد از رحلت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله معرفی کرد که می‏بینیم امّت اسلام با تمام مجد و عظمت و قدرتی که داشت، چگونه در اندک زمانی، به خاطر اختلاف، همه افتخارهای خود را از دست داد.
به هر حال وجود اختلاف و تفرقه، یکی از شاخصه‏های انحطاط جوامع به‏شمار می‏رود، چنان‏که وحدت و یکدلی را باید شاخصه وجود تعالی دانست.

5. فساد جنسی

مفاسد اخلاقی بسیار گوناگون است و مصادیق فراوانی را از قبیل استکبار،14 عناد،15جُبن،16 ناامیدی17 و ترک نماز18 می‏توان برای آن برشمرد که در جایگاه خود به بعضی از آنها اشاره خواهد شد، ولی در این میان، فساد جنسی قبح و شناعت بیش‏تری دارد و به تبع آن، نسبت به سایر شاخصه‏های انحطاط، نقش برجسته‏تر و آشکارتری را در سقوط افراد و جامعه داراست.
قرآن کریم، در یک مورد، به طور عام مسئله پیروی از شهوات را در کنار ترک نماز، به عنوان شاخصه جامعه منحط و غیر توحیدی معرفی می‏کند و می‏فرماید:
«فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا؛ آن‏گاه پس از آنان جانشینانی به جای ماندند که نماز را تباه ساخته و از هوس‏ها پیروی کردند و به زودی [سزای] گمراهی [خود] را خواهند دید». (مریم: 59)
و در مورد دیگر در جریان قوم لوط به نحو خاص، به عمل شنیع لواط اشاره کرده و آن را به عنوان معیار سقوط و هلاکت آن قوم، معرفی می‏نماید، آن جا که می‏فرماید:
«کَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلینَ *...* أَ تَأْتُونَ الذُّکْرانَ مِنَ الْعالَمینَ * وَ تَذَرُونَ ما خَلَقَ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ أَزْواجِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ عادُونَ ... * ثُمَّ دَمَّرْنَا اْلآخَرینَ * وَ أَمْطَرْنا عَلَیْهِمْ مَطَرًا فَساءَ مَطَرُ الْمُنْذَرینَ.
قوم لوط فرستادگان را تکذیب کردند... آیا از میان مردم جهان، با مردها در می‏آمیزید؟ و آن‏چه را پروردگارتان از همسرانتان برای شما آفریده وا می‏گذارید؟ [نه] بلکه شما مردمی تجاوزکارید... سپس دیگران را سخت هلاک کردیم و بر [سر] آنان بارانی [از آتش گوگرد ]فرو ریختیم و چه بد بود باران بیم داده‏شدگان». (شعراء: 160 ـ 173)
به‏هر حال عامل انحطاط بودن «فساد جنسی» امری آشکاراست و نیازی به‏طولانی کردن سخن نیست. درمقابل، عفّت و رعایت اصول شرعی، عامل تعالی جامعه خواهد بود.

6. اتراف

«ترف» به معنای تنعّم است و کسی که به سبب وفور نعمت زیاده طلب، مست و مغرور گردیده و اسباب غفلت و طغیان او فراهم شده، مُترِف نامیده می‏شود.
از آیه‏های قرآنی چنین به دست می‏آید که اگر مترفین در جامعه فراوان شوند، مقدّمات سقوط آن جامعه فراهم خواهد شد و سیر نزولی آن آغاز می‏گردد. یکی از سنّت‏های خداوند این است که هرگاه بخواهد قومی را عذاب کند، به واسطه مترفین آن قوم، اسباب نزول عذاب را فراهم می‏سازد: «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِکَ قَرْیَةً أَمَرْنا مُتْرَفیها فَفَسَقُوا فیها فَحَقَّ عَلَیْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمیرًا؛ و چون بخواهیم شهری را هلاک کنیم، خوش‏گذرانانش را وا می‏داریم تا در آن به انحراف [و فساد ]بپردازند و در نتیجه، عذاب بر آن [شهر] لازم گردد؛ پس آن را [یکسره] زیر و زبر کنیم». (اسراء: 16)
پس مترفین هستند که جامعه را به انحطاط کشانیده و اسباب عذاب را فراهم می‏کنند و چون آنها به خاطر ثروت، قدرت، رفاه و... ، سرمست بوده و از خداوند و قدرت او غافل می‏گردند دست به طغیان زده و به سمت گناه و رویارویی با ارزش‏ها می‏روند و جامعه را به سمت آن سوق می‏دهند. در نتیجه، اسباب سقوط جامعه را فراهم می‏کنند. خداوند در جای دیگر می‏فرماید: «وَ ما أَرْسَلْنا فی قَرْیَةٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاّ قالَ مُتْرَفُوها إِنّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُونَ؛ و [ما] در هیچ شهری هشدار دهنده‏ای نفرستادیم، جز آن که خوش‏گذرانان آنها گفتند: ما به آن‏چه شما بدان فرستاده شده‏اید، کافریم». (سبأ: 34)
کفر ورزیدن و تکذیب رسولان الهی، دلیلی جز طغیان حاصل از ثروت و رفاه ندارد. در هر حال، یکی دیگر از شاخصه‏های انحطاط جوامع، اتراف و بدمستی در مقابل نعمت‏های الهی است.

7. مطلق گناه یا انجام حرام و ترک واجب

ارتکاب هر عملی که خداوند متعال آن را نهی یا ترک هر عملی که خداوند به آن امر کرده است گناه نام دارد. از اصول مسلّم و باورهای جدّی ما مسلمانان این است که خداوند از اوامر و نواهی خود، هدفی جز هدایت و سعادت واقعی بشر در دنیا و آخرت ندارد و همه وعده و وعیدهایی که در سراسر قرآن به چشم می‏خورد، برای نجات انسان از ضلالت و گمراهی و به دست آوردن عزّت و سربلندی در هر دو عالم است. بنابراین، می‏توان نتیجه گرفت هر چیزی را که خداوند نهی فرموده، برای جلوگیری از انحطاط مرتکبان آن اعمال در دنیا و محروم نشدن از سعادت اخروی و هر چیزی که به جا آوردنش را امر کرده، برای رشد دادن و به تعالی رساندن انجام دهندگان آن دستورات و در نتیجه سعادت‏مند شدن آنهاست.
البتّه ممکن است عقل انسان فلسفه وجودی همه اوامر و نواهی خداوند را درک نکند، ولی در عین حال به فلسفه بسیاری از آنها که در بعضی آیه‏ها و روایت‏ها به آنها اشاره شده می‏توان دست یافت.
گناه، انواع گوناگونی دارد و هر جامعه‏ای که به یک یا چند نوع از آن آلوده شود، به گونه‏ای که به صورت سیره و روش درآید، جامعه منحطی خواهد بود. بدیهی است جامعه‏ای که آثار گناه در آن نبوده، بلکه آثار عبودیت و اطاعت از فرامین و نواهی الهی در آن دیده شود، جامعه‏ای رو به رشد و تعالی تلقی خواهد شد. از جمله آیاتی که مطلق ذَنب و گناه را عامل انحطاط می‏داند، آیه‏ای از سوره غافر است که می‏فرماید: «أَ وَ لَمْ یَسیرُوا فِی اْلأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ کانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ کانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثارًا فِی اْلأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللّهُ بِذُنُوبِهِمْ؛ آیا در زمین نگردیده‏اند تا ببینند فرجام کسانی که پیش از آنها [زیسته]اند چگونه بوده است؟ آنها از ایشان نیرومندتر بوده و آثار [پایدارتری] در روی زمین [از خود باقی گذاشتند]، با این همه، خدا آنان را به کیفر گناهان‏شان گرفتار کرد». (غافر: 21)
در این آیه، علّت عذاب اقوام گذشته که قدرت و شوکت خاصّی در روی زمین داشته‏اند، گناهان آنها معرفی شده است.
از جمله روایت‏هایی که بر تأثیر منفی مطلق گناه در عمران و آبادی زمین و به طور کلی در سعادت دنیوی انسان‏ها دلالت دارد، روایتی از امام باقر علیه‏السلام است که می‏فرماید: «إِنّه ما مِن سَنَة اَقَلُّ مَطَرا مِن سِنَةٍ، وَ لکِنَّ اللّه‏َ یَضَعَهُ حَیْثُ یَشاء، إنّ اللّه‏ عزّ و جلّ إِذا عَمِلَ قَومٌ بالمعاصی صرف عنهم ما کان قدّر لهم من المطر فی تلک السنة الی غیرهم؛ هیچ سالی از سال دیگر کم باران‏تر نیست، بلکه این خداوند است که باران را به هر کجا که بخواهد فرود می‏آورد؛ چرا که هرگاه قومی به گناهان مبتلا می‏شود، خداوند بارانی را که برای آنها مقدّر شده بود، به سمت اقوام دیگر می‏فرستد».19
در خاتمه این بخش ذکر این نکته ضروری است که موارد ذکر شده، فقط به عنوان نمونه بود وگرنه، امور دیگری هستند که هرکدام به تنهایی می‏توانند از شاخصه‏های انحطاط به شمار آیند که از جمله آنها، می‏توان به اموری هم‏چون «انکار و تکذیب پیامبران»20، «تقلید کورکورانه»21 و «اعراض از حق»22 اشاره کرد که چنان‏چه هر کدام در یک جامعه به شکل فرهنگ درآید و شیوع پیدا کند، بر انحطاط آن جامعه دلالت می‏کند.
البته این نکته نیز نباید مورد غفلت قرار گیرد که انحطاط امری تشکیکی بوده و مقدار انحطاطِ ناشی از هر یک از این امور نسبت به دیگری متفاوت است. بعضی از انحطاط‏ها به گونه‏ای است که موجب عذاب استیصال23 می‏گردد؛ مثل انحطاط قوم نوح و لوط علیهماالسلام و بعضی به این حدّ نیستند مثل کفر و نفاق عرب جاهلیت که سال‏های سال در مقابل دعوت پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله مقاومت کرده و لجاجت به خرج دادند، ولی در عین حال عذاب استیصال گریبان آنها را نگرفت. البته به هر حال تمام این امور از مصادیق انحطاط به‏شمار می‏آیند.

_______________________________________________________________________
پی نوشت :
1 . معیارها و عوامل تمدّن از نظر قرآن، صص 3 ـ 5.
2 . جهت آگاهى بیش‏تر نک: محمد جعفر نجفى علمى، برداشتى از جامعه و سنن اجتماعى در قرآن، تهران، وزارت ارشاد، 1371، چ 1، ص 219.
3. نمل، 55 ـ 58.
4. سعید الخوزى الشرتونى، اقرب الموارد فى فصح العربیة و الشوارد، ایران، دارالأسوه، 1374، چ 1، ج 1، ص 479.
5. مهشید مشیرى، فرهنگ زبان فارسى، تهران، سروش، 1371، ص 327.
6. عبدالواحد آمدى، غرر الحکم و دُرر الکلم، مترجم: محمدعلى انصارى قمى، قم، انتشارات دارالکتاب، ج 1، ص 32.
7. همان، ص 24.
8. همان، ص 63 .
9. همان، ص 30.
10. السید هاشم الحسینى البحرانى، البرهان فى تفسیر القرآن، قم، مؤسسه بعثت، 1415، ج 2، ص 343، حدیث 3240/3.
11. ابوالفضل على الطبرسى، مشکوه‏الانوار، قم، دارالکتب الاسلامیة، 1385، چ 2، ص 51.
12. علاءالدین المتّقى بن حسام‏الدین الهندى، کنز العمّال، تصحیح: صفوة السقا، بیروت، مکتبة الرسالة، 1409، ص 177، ح 894 .
13. همان، ص 183، ح 929.
14. جاثیه، 23.
15. نوح، 7.
16. نساء، 77.
17. یوسف، 78.
18. مریم، 59.
19. محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1412، چ 1، ج 25، ص 402 ج 70، ص 329، ح 12.
20. شعراء، 186؛ ص، 4؛ هود، 27؛ اعراف، 64 و 66 .
21. بقره، 170؛ زخرف، 24؛ مائده، 104؛ اعراف، 28؛ انبیاء، 53؛ زخرف، 22.
22. اعراف، 96؛ روم، 41؛ نساء، 16.
23. یعنى نابود کردن، ریشه کنى، از میان بردن، استأصله أى قلعه من أصله نک: لسان العرب، ج 1.

منبع : کتاب " علل انحطاط و سقوط جوامع از دیدگاه قرآن"

ادامه دارد ...



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710001141

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

اصلاحیه قانون نظام صنفی در نوبت صحن علنی مجلس

• نوشته شده توسط: ramin h

رئیس شورای اصناف کشور در گفت‌وگو با فارس خبر داد
اصلاحیه قانون نظام صنفی در نوبت صحن علنی مجلس

خبرگزاری فارس: رئیس شورای اصناف کشور گفت: اصلاحیه قانون نظام صنفی در نوبت صحن علنی مجلس است.

خبرگزاری فارس: اصلاحیه قانون نظام صنفی در نوبت صحن علنی مجلس

قاسم نوده فراهانی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس در خصوص آخرین وضعیت اصلاحیه قانون نظام صنفی کشور گفت: بررسی های کارشناسی در کمیسیون اقتصادی مجلس به پایان رسیده است.
وی افزود: در حال حاظر اصلاحیه قانون نظام صنفی در نوبت صحن علنی مجلس است.
به گزارش فارس، نوده فراهانی اوایل خرداد ماه سال گذشته از خذف برخی موارد اصلاحیه قانون نظام صنفی توسط دولت بدون شنیدن توضیحات نمایندگان اصناف خبر داد و به فارس گفت: قانون نظام صنفی از دولت به کمیسیون اقتصادی مجلس ارجاع شد منتهی این لایحه حدود دو سال در دولت مانده بود بود لذا نیاز به اصلاحاتی داشت که ما طی جلساتی که با کمیسیون اقتصادی داشتیمف آنها را مطرح کردیم.
به گفته رئیس شورای اصناف یکی از موارد حذفی توسط دولت تبصره ماده 75 قانون نظام صنفی بود که بر اساس آن خواسته شده بود رؤسای اتحادیه‌ها که بر مبنای عملکردشان حقوقی دریافت می‌کردند و از مزایای بیمه استفاده نمی‌کردند بتوانند خودشان را بیمه کنند که در دولت حذف شد. مورد دیگر از موارد مربوط به انتخاب هیئت رئیسه اتحادیه‌ها بود که بر اساس قانون قبلی سمت‌ها بر اساس انتخابات داخلی تعیین می‌شد اما ما پیشنهاد دادیم تا بر اساس تعداد آراء در انتخابات اتحادیه‌ها سمت‌ها تعیین شود که این مساله نیز در دولت حذف شد. همچنین پیشنهاد داده بودیم تا نام شورای اصناف کشور تغییر کند و تبدیل به شورای عالی اصناف کشور شود لذا مجامع صنفی نیز تغییر نام داده و به شورای اصناف استان تبدیل شوند که این موضوع نیز در دولت حذف شد.
به گزارش فارس، در خصوص اهم اصلاحیه‌های این قانون می توان به تغییر تعداد هیئت مدیره اتحادیه‌های صنفی اشاره کرد که اگر تعداد اعضای اتحادیه‌ها تا هزار نفر باشد، تعداد هیئت مدیره سه نفر و اگر بالای هزار نفر باشد تعداد اعضای هیئت مدیره پنج نفر باشد.
اصلاحیه بعدی در خصوص انتخابات هیئت مدیره اتحادیه‌هاست، چرا که پس از انتخاب اعضاء هیئت مدیره اقدام به برگزاری انتخابات می‌کند و ممکن است کسی که بالاترین رای را آورده باشد در اتحادیه دارای پایین ترین سمت باشد، بر این اساس انتخابات داخلی اتحادیه‌ها حذف می‌شود و بر اساس انتخابات عمومی و تعداد آرا سمت‌ها بین اعضا مشخص شود.
بنابراین گزارش، اصلاحیه بعدی در خصوص هیئت رئیسه شورای اصناف و مجامع است تا مدت فعالیت هیات رئیسه از دو سال به 4 سال تغییر یابد ولی در وزارت بازرگانی این اصلاحیه به 3 سال تبدیل شده است. تغییر قابل ملاحظه دیگر نیز مربوط به اختیاراتی است که باید به رئیس شورای اصناف داده شود تا بتواند در مراکز تصمیم‌گیری دولتی حضور یابد.
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000406

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

آموزه های رسانه ای از جنبش محرومان انگلیس

• نوشته شده توسط: ramin h

آموزه های رسانه ای از جنبش محرومان انگلیس

خبرگزاری فارس: خیزش مردم انگلستان اگرچه با مدد مشت آهنین و طنین امپراتوری رسانه ای غرب ساکت شده است، اما در ذات خود دستاوردهای رسانه ای نیز به دنبال داشت که به آن می پردازیم.

خبرگزاری فارس: آموزه های رسانه ای از جنبش محرومان انگلیس

جنبش 6 آگوست محرومان در انگلستان واقعیتی بود که فهم ما را از رسانه و دموکراسی تغییر داد و تمام مردم جهان به درک این حقیقت نائل آمدند که واقعیت های کشورهای لیبرال دموکراسی آنچه که تاکنون رسانه ها گفته اند و نشان داده اند نبوده است، آن واقعیت ها از 6 آگوست با یک خیزش عمومی به ناچار راه خود را به رسانه ها باز و وجود خود را هویدا کرد. توفان سرکش مردم در انگلستان با چنان موجی بر سازمان های رسانه ای غرب فرود آمد که آنها ناچار شدند اعتراف کنند که در غرب مردم گرسنه، غارتگر و بیکار از تعداد انگشتان یک دست فراتر هستند، آنها ناچار شدند اعتراف کنند که تبعیض نژادی در غرب هنوز پس از چندین دهه مشکل اساسی غرب است، رسانه ها چاره ای جز این نداشتند که با صدای بلند، فریاد عدم اعتقاد خود به آزادی بیان را به همگان نشان دهند که دیر یا زود این رسانه ها مجبور شدند پا را از واقعیت های مجازی به واقعیت های حقیقی بگذارند و مشکلات غرب را نیز مانند سومالی پوشش بدهند و بگویند در داخل انگلستان که جشن ماه عسل ولیعهد که شش ماه با بسیج همه رسانه ها و سازمان ها صورت می گیرد یک سومالی گرسنه ای در درون خود دارد که با زور سرنیزه جرئت عرض اندام ندارد!
به هر حال، خیزش های اروپایی همان گونه که رهبر معظم انقلاب وعده آن را داده بود، در حال شکل گیری است و اگر مانند تونس و مصر نتوانند به سرانجامی برسند حداقل دستاورد آن اعتراف به سیستم های ناسالم سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در غرب و آغاز فروپاشی لیبرالیسم است.
خیزش مردم انگلستان اگرچه با مدد مشت آهنین و طنین امپراتوری رسانه ای غرب ساکت شده است، اما در ذات خود دستاوردهای رسانه ای نیز به دنبال داشت که به آن می پردازیم.

واقعیت غرب: در سالیان گذشته رسانه های اندک و کم صدای کشورمان هرچه تلاش داشتند که زندگی محقرانه مردم کشورهای غربی را به تصویر بکشند، این امکان فراهم نمی شد، نمی توانستیم صدای خود را نه به بیرون از مرزها که حتی در خیابان های جنبی مرکز رسانه ملی برسانیم. نمی توانستیم تصاویر درستی از زندگی مردم فلاکت زده غرب را به نمایش بگذاریم، تا مردم با دیدن آن باور کنند که غرب بهشت ترسیم شده رسانه های غربی نیست. آنهایی که در سال های گذشته مشتری پرو پا قرص بی بی سی و صدای آمریکا شده اند، شاید در لابه لای غارتگر خوانده شدن مردم انگلیس و حمله وحشیانه پلیس به آنان و منازل معترضان حداقل تصویری در زمینه ذهنی آنان شکل گرفته باشد که در هفته های اخیر، آنچه دیده اند با آنچه که در سالیان گذشته از زندگی رویایی غرب شنیده اند متفاوت است. اگر امروز کسی نمی خواهد باور کند همه پرده های زندگی رویایی غرب فروافتاده، تقصیر ما نیست. باید چشم هایش را بشوید تا جور دیگر بی بی سی را ببیند! بی بی سی در مطلبی با عنوان «ناآرامی های بریتانیا، چه چیزی مردم را به غارتگری می کشاند؟ نوشت:« تماشای تصاویر دزدی های بی شرمانه و وارد کردن خسارت غیرموجه به ساختمان ها و خودروها طی چند شب ناآرامی، این کشور را در بهت فرو برده است. لندن و چند شهر دیگر بریتانیا این هفته شاهد صحنه هایی استثنایی از آتش زدن ساختمان ها و درگیری های خیابانی بود.
بسیاری از کسانی که در غارت شبانه مغازه های لوازم الکتریکی، لوازم ورزشی شرکت کرده بودند، حتی با اجناس دزدی در مقابل دوربین ها ژست گرفتند و عکس غنایم خود را در شبکه های اجتماعی منتشر کردند.» پروفسور «پیتز» در مورد تحلیل این وقایع به بی بی سی می گوید: اکثر کسانی که در وقایع این هفته دست به غارت زدند در محله های فقیرنشین زندگی می کنند و شغلی ندارند، خشمگین و مایوس هستند. وی که از مشاوران مقامات محلی در چندین ناحیه لندن است، می گوید: «چپاول» مردم بی قدرت را ناگهان قدرتمند می کند و این تاثیری بسیار «سکرآور و شعف انگیز» است. بی بی سی همچنین در گزارش دیگری اذعان می دارد: یکشنبه شب، گروه های تبهکار در لندن دست به غارت مغازه ها زدند.
بی بی سی با انتشار این گونه اخبار به دنبال آن بود که ناآرامی های لندن را به طبقه ای فقیر و محروم منتسب کند و این دقیقا همان گفته ای است که ما در سالیان گذشته گفته ایم که اکثریت مردم گرسنه اند و پلیس و تیم سیاسی در خدمت اقلیتی ثروتمند است.
بی بی سی هم چنین اعتراف کرده است که اکثر افرادی که در ناآرامی های چندین شهر لندن نقش داشته اند، افرادی هستند که در محلات فقیرنشین زندگی می کنند و شغلی ندارند و بیکار هستند. این تصویر از فضای اشتغال و رفاه باید با تامل بیشتری مورد توجه قرار بگیرد، زیرا تلویزیون فارسی بی بی سی همواره، تصویری اتو کشیده از جامعه به اصطلاح رفاه زده را در سالیان گذشته منعکس کرده است که با واقعیت های فعلی فاصله دارد.
سانسور و تحریف رسانه ای: یکی از مهم ترین آموزه های جنبش 6آگوست محرومان انگلیس، همراهی و هماهنگی رسانه های غربی در سانسور و تحریف اتفاقات لندن و شهرهای پرآشوب انگلیس و همچنین وارونه نمایی این وقایع است. علی رغم اینکه در سایت های رسانه های فارسی زبان فردا، صدای آمریکا، رادیو فرانسه در مورد بازتاب این اتفاقات چیزی به چشم نمی خورد، رسانه های انگلیسی زبان که در شهرهای مختلف انگلیس قابل دریافت بودند، با برچسب های غارتگر و آشوبگر به توصیف این محرومان طغیان کرده پرداختند.
این رسانه ها حاضر نشدند تصویری انسانی از یک اتفاق اجتماعی را به نمایش بگذارند، آنها حتی در نشان دادن تصاویر، تصاویر کلوز آپ انسانهایی را نشان می دادند که در ظاهر حتی به انسان هم شبیه نبودند، آنها همان انسانهایی بودند که پیش از این به عنوان متهمان و مجرمان جرائم گوناگون از تصویر آنها رونمایی شده بود، آنها همان انسانهایی بودند که امروز در لندن و دیگر شهرهای انگلیس نظافت اماکن را برعهده دارند، درسومالی گرسنگی می کشند و حتی نماز می خوانند.
شبکه رسانه ای غرب این فرصت را پیدا کرد که در آشو ب های انگلیس بخشی از انسان نماها را معرفی کند؛ انسانهایی که حق کار دارند اما حق حیات و زندگی ندارند. بازنمایی رسانه ای قیام محرومان در انگلیس به تولید نسل جدیدی از انسان در رسانه انجامید که باید در قرن بیست و یکم همانند قرن هجدهم درچرخ دنده های ماشین صنعتی غرب همچنان نقش روغن را بازی کند، رسانه های غرب، انسانی را تولید کردند که واقعیت حیوانی نیز ندارد تا چه رسد به درخواست و تمنایی که آیا می تواند از بشر داشته باشد یا خیر.
امروز رسانه ها باید بر تولید چنین انسانی درغرب آشوب کنند که چرا چهره ای مسخ شده از انسانیت به نمایش درآمد که حق حیات را نیز از آن سلب کرده است، رسانه ها باید آشوب کنند که اهداف مقدس سازمانهای رسانه ای چرا در ارج نهادن به مقام انسانیت این گونه تحریف شده کار می کند، اگر رسانه مستقلی پیدا می شد و بانگ طلب انسانیت را از انسان ها جست وجو می کرد حق داشت .
مقابله با شبکه های اجتماعی: ایجاد شبکه های اجتماعی دراینترنت با عنوان فیس بوک، توئیتر،یاهو مسنجر اگر چه در ابتدا ممکن است با اهداف تجاری و یا جاسوسی راه اندازی شده باشند، اما عضویت میلیون ها کاربر درسرتاسر جهان دراین شبکه ها و همزمانی ارتباط آنها با همدیگر، فرصتی پدیده آورده است که کشورهای غربی و سازمان های جاسوسی از این ارتباط غیر هدفمند به صورت هدفمند در راستای اهداف خود بهره برداری کنند.
دوسال پیش همزمان با انتخابات 88 جنگ توئیتری درایران کلید زده شد، این جنگ که سربازان آن تحت یک شبکه هماهنگ، با دروغ و نیرنگ، تحولات ایران را پوشش می دادند و تحت یک فرماندهی سایبری درآمریکا فعالیت می کردند و آن زمان علی رغم اینکه شبکه توئیتر نیاز به تعمیرات داشت، از کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا دستور رسید که انجام تعمیرات را به وقتی دیگر موکول کنند و جنگ توئیتری را درایران شعله ور نگه دارند. همان زمان «کلینتون» در دیدار با «آویگدور لیبرمن» وزیر خارجه رژیم صهیونیستی درخصوص اهمیت استفاده از توئیتر علیه ایران، گفت: توئیتر ابزار مهمی است که به معترضان ایرانی به ویژه جوانان اجازه می دهد در جریان حوادث اخیر انتخابات ریاست جمهوری با یکدیگر در تماس باشند.
وی همچنین گفت: توئیتر بسیار مهم است و در زمانی که منابع اطلاعاتی دیگر وجود ندارد، این شبکه، نقش مهمی در حفظ خطوط ارتباطی برعهده دارد و به افراد امکان می دهد اطلاعات را مبادله کنند.
این حق اساسی مردم [ ایران] است که بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند.
ایده حق ارتباط اگر چه آن زمان به صورت یک ادعا در مردم ایران بیان شده است اما در انگلیس به گونه ای دیگر و عکس گفته گذشته شان عمل می شود و مسئولان انگلیسی و آمریکایی به دنبال مقابله با این حق هستند. در خیزش محرومان انگلیس، پلیس «اسکاتلند یارد» اعلام کرد: شبکه های اجتماعی توئیتر، فیس بوک و بلک بری در انجام ناآرامی ها نقش مهمی را داشته اند.
گاردین می نویسد: خرابکاران در لندن از طریق بلک بری با هم در تماسند و قرار تجمعات خود را می گذارند. درمیان جوانان بریتانیایی تلفن هوشمند بلک بری بیش از هر گوشی دیگری محبوب است.
برپایه تحقیقات «آف کام» یک سوم از جوانان و نوجوانان لندن از بلک بری استفاده می کنند، پیام های کوتاه فرستاده شده از این طریق مستقیما در شبکه های اجتماعی مانند توئیتر منتشر می شوند.
«دیوید کامرون» نخست وزیر انگلیس از فعالیت شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و توئیتر به شدت ابراز نگرانی کرده، خواستار نظارت بر فعالیت های شهروندان انگلیسی از طریق این شبکه های اجتماعی و جاسوسی از کاربران مظنون است.
دولت انگلیس حتی تلاش می کند، قانونگذاران این کشور را متقاعد کند تا طرح محدودیت در استفاده از اینترنت، شبکه های اجتماعی و تلفن های همراه را تصویب کنند.
بی بی سی فارسی در تاریخ 11 آگوست (20مرداد) در خبرهای خود از احتمال ایجاد محدودیت در شبکه های اجتماعی توسط دولت انگلیس برای کنترل کردن اعتراضات خبر داد.
درهمین حال، این شبکه های اجتماعی، در هماهنگی با دولت انگلیس اقدام به دادن اطلاعات افراد استفاده کننده از این شبکه ها، برای ایجاد ناآرامی در انگلیس خبر دادند. شرکت RIM به عنوان سازنده گوشی های بلک بری اعلام کرد که در تحقیقات پلیس لندن درباره نقش سرویس مسنجر رایگان این شرکت در تشدید آشوب و غارت در انگلیس همکاری می کند و هویت استفاده کنندگان از این وسیله را به پلیس گزارش می دهد. حال با این عملکرد دول غربی می توان ادعای آزادی بیان و حقوق بشر و دسترسی آسان به اینترنت و... این مزدوران را باور کرد. واقعیت این است که اگر خیزش مردمی انگلیس هیچ دستاوردی نداشته باشد، همین که پرده از نقاب مزورانه دولتمردان انگلیسی و غربی برداشت، بهترین دستاورد آشوب های لندن بود و قطعا دولت مزور انگلیس دیگر چون گذشته نمی تواند علیه سایر ملل و کشورها، یاوه گویی کرده و دم از حقوق بشر و... بزند.

نویسنده : فرهاد مهدوی

منبع : روزنامه کیهان 10/07/1390

انتهای پیام /
 



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000641

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

نمی‌دانم یارانه اصناف انرژی‌بر چه زمانی تأمین اعتبار می‌شود

• نوشته شده توسط: ramin h

رئیس مرکز اصناف و بازرگانان در گفت‌وگو با فارس:
نمی‌دانم یارانه اصناف انرژی‌بر چه زمانی تأمین اعتبار می‌شود

خبرگزاری فارس: رئیس مرکز اصناف و بازرگانان گفت: نمی‌دانم یارانه اصناف انرژی‌بر چه زمانی تأمین اعتبار می‌شود.

خبرگزاری فارس: نمی‌دانم یارانه اصناف انرژی‌بر چه زمانی تأمین اعتبار می‌شود

حسن رادمرد در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس؛ در پاسخ به این سؤال که آیا یارانه 250 میلیارد تومانی اصناف ابلاغ شده است یا خیر گفت: بله با پیگیری‌های آقای رئیس‌جمهور این موضوع محقق شده و با امضای آقای رحیمی برای تأمین اعتبار به معاونت برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی ابلاغ شده است.
وی در واکنش به این سؤال که فکر می‌کنید چه زمانی تأمین اعتبار این یارانه انجام شود گفت: نمی‌دانم که چه زمانی مشکل تأمین اعتبار حل شود.
رئیس مرکز اصناف و بازرگانان گفت: تاکنون 112 هزار صنف انرژی‌بر در سامانه ما ثبت‌نام کرده‌اند و در فاز اول به 37 واحد صنفی تسهیلات یارانه‌ایی بین یک تا ده میلیون تومان پرداخت می‌شود.
وی همچنین افزود: همه بانک‌ها اعلام آمادگی کرده‌اند که در این خصوص با ما همکاری کنند.
انتهای پیام/ص



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000244

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

پژوهشی در موسیقی و اثرات آن

• نوشته شده توسط: ramin h

قسمت دوم/
پژوهشی در موسیقی و اثرات آن

خبرگزاری فارس: درمقابل همة این حرف هایی که زده شد و همة مضرّاتی که برای موسیقی گفته شد عده ای نیزادّعا می کنند که موسیقی در درمان بسیاری از بیماری ها کاربرد دارد والبتّه امروزه یکی از بحث های مهم، همین بحث درمان، بوسیله موسیقی است که اصطلاحا ًبه آن موسیقی درمانی گفته می شود.

خبرگزاری فارس: پژوهشی در موسیقی و اثرات آن

اثرات جسمانی و مادی موسیقی :
همان گونه که گفتیم در این باب ، اثرات موسیقی را ازجنبة فیزیکی و جسمانی نیز بررسی خواهیم کرد ولی برای این که بتوانیم زیان های جسمی موسیقی را بیان کنیم ابتدا به مقدمه ای باید اشاره کنیم:دربدن انسان، یک سلسله اعصاب وجود دارد که به آن، سلسله اعصاب نباتی می گویند. سلسله اعصاب نباتی به دو دسته تقسیم می شوند : 1ـ اعصاب سمپاتیک. 2ـ اعصاب پاراسمپاتیک.اعصاب سمپاتیک وظیفه اش تنگ کردن مردمک چشم، جلوگیری ازترشح ، بالا بردن فشارخون، تنگ کردن ضربان قلب و... می باشد و باعث می شود که انسان در کارهای زندگی بیدار و در امور،کوشا و فعّال باشد.اعصاب پاراسمپاتیک برعکس اعصاب سمپاتیک عمل می کند . ارمغان آن برای انسان، رخوت وسستی و بی حالی،خواب، غفلت، سهو و نسیان و اندوه حزن و بیهوشی است و وظیفه اش انقباض عضلات صاف ، ایجاد ترشح ، تقلیل فشارخون، تنگ کردن مردمک چشم وکند کردن ضربان قلب و... می باشد(28)
 
بدیهی است وقتی از خارج تحریکاتی روی اعصاب شروع می شود اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک به میزان تحریکات خارجی تعادل خود را از دست داده پائین یا بالا می روند. ازجلمه تحریکات خارجی که منجر به عدم تعادل بین اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک می شود ارتعاشات موسیقی است که باعث اثراتی دربدن می شود که ما به گوشه ای ازآن ها اشاره خواهیم کرد:
 
1ـ ضعف اعصاب:
ازبین رفتن تعادل بدن که منوط به مختل شدن تعادل وتوازن بین دوسیستم اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک است منجر به پدیدآمدن ضعف اعصاب می شود.دکتر «آرنولدفریدمانی» پزشک بیمارستان نیویورک ورئیس کلینیک سردرد، باکمک دستگاههای الکترونی تعیین امواج مغز وتجربیاتی که بدست آورده ثابت کرده که یکی از عوامل مهم خستگیهای روحی وفکری وسردردهای عصبی،گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقّت وتوجّه می کنند(29)شورای ملّی تحقیقات کانادا هم نتایجی از تحقیقات خود اعلام کرده که قابل توجّه است : صدای موسیقی ، هر قدر هم که ضعیف باشد ، آشفتگی فوق العاده شدیدی در کار مغز ایجاد می کند ، صدای ملایم موسیقی حتّی درموقع خواب دشمن سلامت است.خطرناک ترین و بدترین عذاب برای کسی که به خواب رفته است،صدای آهستة موسیقی درحال پخش است(30)
 
2ـ عمرکوتاه:
گفته می شود عمر متوسّط انسان، حدود 120سال می باشد ولی علل وعوامل مختلفی درکاهش یا افزایش این مقدار مؤثر است . عواملی چون تغذیه،تفریح ،خنده،گناه و...امام صادق (ع ) می فرمایند: «بَیتُ الغِنا لا تؤمنُ فیهِ الفَجیعةُ وَ لاتُجابُ فیه الدَّعوَةُ وَلایَدخُلُهُ المَلَکُ(31).«خانه ای که در آن غنا باشد، از مرگ و مصیبت دردناک ایمن نیست و دعا در آن به اجابت نمی رسد و فرشتگان وارد آن نمی شوند».طبق یافته های دانشمندان نیز از جملة عوامل کاهش طول عمر انسان، سرو صداها و صدای موسیقی می باشد به طوری که اکثرموسیقی دان ها به نصف عمر طبیعی هم نرسیده اند و بعضاً با عوارض و مرگ ناگهانی از دنیا رفته اند، حتّی در قرون قبل هم که مردم از این آلودگی ها به دور بوده ودارای عمرهای طولانی بوده اند، کار گزاران موسیقی ازعمرطبیعی محروم بوده اند.
 
آمارهایی که در این زمینه اعلام شده است مؤیّد این مطلب است که نوع موسیقی دانان، دارای عمرهای کوتاهی بوده اند و ما دراین نوشتار به جهت اختصار ، فقط به ذکر نام برخی از این موسیقی دانان بسنده می کنیم تا فقط شواهدی بر این مطالب ذکر شده، ارائه شده باشد و عزیزان را جهت اطّلاعات بیشتر به کتب مربوطه(32) ارجاع می دهیم.تذکر:

الف ـ البتّه ممکن است ازموسیقی دانان کسانی هم باشندکه عمرآنها بیش از اینها بوده باشد ولی در اینموردآن چه راکه غالب بوده درجدول، بیان کرده ایم.

ب ـ ممکن است علّت مرگ همة افراد ذکر شده ، صرفاً موسیقی نبوده و علل دیگری نیز دخیل باشد ولی آن چه مسلّم است یکی از عوامل آن را می توان موسیقی ذکرکرد.

در ذیل به ترتیب : نام ، تاریخ تولد، تاریخ مرگ،مدت عمر، ملیت این افراد ارائه می گردد:


1- لئونارد  دولئو - 1696 - 1744 - 50سال - ایتالیایی

2- پرگولوزی - 1710- 1736- 26 سال - ایتالیایی

3- هرولد - 1791- 1833- 43 سال - فرانسوی

4-ژرژبیژه - 1838- 1875- 37 سال - فرانسوی

5- مندلسن - 1809- 1847- 38 سال - آلمانی

6- بتهون - 1770- 1826- 56 سال - آلمانی

7- اسکریابین - 1872- 1915- 43 سال - روسی

8- ایوانویچ گلینکا - 1804- 1857- 53 سال - روسی

9- مک داول - 1861- 1908- 47 سال - آمریکایی

10- جان فیلد - 1782- 1837- 55 سال  - آمریکایی

11- توماس مورله - 1557- 1602- 45 سال - انگلیسی

12- هنری پرسل - 1658- 1695- 37 سال - انگلیسی

در ضمن، این اسامی از کتاب تأثیر موسیقی بر اعصاب وروان، استخراج شده است.
 
3 ـ گرایش به مواد مخدّر:
بسیاری ازموسیقی دانان به علّت عارض شدن ضعف اعصاب گرایش به مواد مخدّر پیدا کرده تا شاید درمانی برای این بیماری پیداکنند. مواد مخدّر در نگاه اول مسکّن خوبی برای اعصاب وروان است لذا غافل از مضرّات زیاد آن ،به آن روی آورده و در دام آن گرفتار می آیندکه البتّه خود مواد مخدّر نیز درکاهش قوة بینایی نقش دارد و مضرّات مواد مخدّر ، خود فصل جداگانه ای می طلبدکه از گنجایش بحث خارج است.
 
4 ـ ضعف چشم:
از جمله حسّاسترین اعضای بدن چشم ها وگوش ها هستند. حرکت چشم ها توسط اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک انجام می شود وگفته شدکه بوسیله ارتعاشات موسیقی تعادل این سیستم به هم می ریزد و موجب ضعف اعصاب می شود ، ادامه این عملکرد موجب تأثیرات عمیق دراین اعضای حسّاس و در نتیجه با عث ضعف چشم و حتّی کوری می شود.
 
5 ـ فشارخون :
یکی دیگر از عوارض موسیقی پیدایش بیماری فشار خون است که البتّه این هم عوامل مختلفی دارد و موسیقی یکی ازآن عوامل است. این مسئله را پزشکان با بررسی های خود دریافته اند و به کسانی که با موسیقی و سروصدای زیاد در ارتباط اند در مورد عوارض آن هشدار داده اند. دکتر «گورلدواین» پس از مطالعات زیاد به این نتیجه رسید که رادیو، علّت اساسی فشارخون به شمار می رود و برای اطمینان از این موضوع بازوبند فشار خون را به خود بست و این نتیجه بدست آمدکه هرقدر انسان از یک قطعة موسیقی بدش بیاید، همان اندازه فشار خون او بالا می رود ، دکتر «واین» از تغییر فشار خون در اثر شنیدن چند قطعة موسیقی درتعجّب بود و بالأخره برای این که دچار خطر رادیو نشود رادیو را خاموش کرد.
 
از همه مهمتر مشاهده حالات روانی خود موسیقی دانان است که بزرگترین نمایش تجربیات و آزمایش های علمی و عملی است که زیان موسیقی را در این قسمت برای ما تشریح می کند ، زیرا آنها به تدریج ،گرفتار اختلالات عصبی و حسّاسیّت های بی جا شده و در نتیجه، اغلب دچار انقباض عروق و فشارخون و سکته های مغزی گردیده و حتّی بعضی ها در هنگام نواختن موسیقی، فشار خون آنها بالارفته ودر اثر سکتة ناگهانی جان خود را فدای تحریکات و ارتعاشات موسیقی کرده اند.
 
 آیا همین سکته های نوازندگان، در هنگام اجرای برنامه های موسیقی؛ خود ،دلیل بارز دیگری نیست ، مبنی براین که موسیقی تا چه اندازه در ایجاد فشار خون مدخلیّت دارد؟(339این ها بخشی از مضرّات موسیقی بود، چراکه موسیقی، مضرّات دیگری را نیز به همراه دارد، ازجمله: مشکلاتمغزی ، مشکلات قلبی ، تهییج و...که به جهت جلوگیری ازاطالة کلام به همین مقدار بسنده و از توضیحات بیشترخودداری می نماییم.
 
موسیقی وکمال انسان
برخی برای توجیه استماع موسیقی آن را برای بدست آوردن حال و مقام ،مفید دانسته و می گویند : چه مانعی داردکه برای رهروان حق وحقیقت در ابتدای کار، موسیقی و سماع برای تحصیل حال تجویز شود؟پاسخ :کدامین منطق واقع بینانه می گویدکه تعلیم و تربیت هایی که به وسیلة عمل خارجی وگفتار صحیح و روشن صورت می گیرد،حذف شود و به وسیلة موسیقی وسماع که فاقد محتوا بوده وتنها باشکل خوشایندش خیالات راتحریک می کند،تحوّل واقعی در انسان به وجود آورده شود؟ اگرشما برای اشخاص احمق و کسانی که از نیروی اندیشه وتعقّل محرومند،صدهاهزار آهنگ پرمعنی وزیبا بنوازید ،چه تأثیر مثبت در آنان ایجاد خواهد کرد؟
 
درنتیجه برای به ثمررسیدن تعلیم وتربیت مجبورهستیم قوای دفاعی وخودِروان راتقویت کنیم ،نه خیالات وتجسمیّات ونا هشیاریهای تصنّعی را....بهترین دلیل این مدّعا(که هر اندازه موسیقی، آدمیان را به خود مشغول بدارد، ازحالات روحانی وملکوتی خالص آنان می کاهد) وضع روانی اکثریت قریب به اتفاق مردم دوران معاصر ماست که به جهت گسترش موسیقی در شرق و غرب ،حتّی متأسّفانه درهمة کشورهای اسلامی یک حالت لذّت گرایی وتأثیر پذیری از موسیقی ، روان آنان را فرا گرفته و از وجد و هیجانات و شهودهای عالی ملکوتی والهی آنان به طور وحشتناک کاسته است.(34)
 
همچنین اگر قرار بود که موسیقی ، عاملی در تکامل انسان باشد و وسیله ای برای رسیدن به مقامات الهی باشد بدون شک ، رهبران ما یعنی معصومین (علیهم السّلام) این مطلب را برای پیروان خویش بیان می فرمودند و از بیان این مسئله فرو گذار نمی کردند چرا که آنان برای رساندن انسان ها به کمال حقیقی خویش آمده اند و اگر چیزی راکه باعث رسیدن انسان به کمال است ذکر نکرده باشند نقض غرض خواهد بود. لذا نمی توان این حرف را پذیرفت.

مسئلة دیگراین است ؛که درست است موسیقی یک هنر است ولی ازطرف دیگر، فقط یک محرّک برای روح و روان انسان است . به عبارت دیگر موسیقی چیزی را به انسان نمی دهد وآن حالات مختلفی را که برای موسیقی گفته شد به او اعطا نمی کند بلکه صرفاً یک محرّکی است که آن حالاتی را که در انسان ها وجود دارد تحریک می کند و بر می انگیزد.پس موسیقی دارای دو جنبه است:1ـ جنبة شکل روانی آن. 2ـ جنبة محتوایی آن.و امّا شکل روانی موسیقی ،آن تأثیری است که انسان در درون خود ، با شنیدن موسیقی احساس می کند.
 
امّا محتوای موسیقی چیست؟
وقتی که آهنگ حماسه ای نواخته می شود، آیا این آهنگِ حماسه ای مانند مارش، در درون خود چیزی که واقعیت داشته باشد به من می دهد یا مانند کلمات یا عدوات قراردادی تأثیری در من به وجود می آوردکه حالت حماسه ایِ مرا می جوشاند؟ من می جوشم ، نه این که محتوای موسیقی این حالت را در من به وجود می آورد، بلکه عامل محرّک احساسات و هیجانات من عبارت است از واحدهای مربوط به آن حماسه که در محیط زندگی ام چه از سرگذشت خود و چه از تاریخ ملّت و قومی که جزئی ازآن هستم ،به وجودآمده است ، یا تاریخ ملّت خود.
 
پس موسیقی محتوایش حماسه و محبّت و عشق و اندوه نیست ، بلکه این عناصر رسوب یافته دردرون من است که با ورود امواج موسیقی در درونم می جوشد و تحریک می شوم. این است معنای آن که می گوید موسیقی شکل دارد ولی محتوا ندارد یا محتوا وشکل درموسیقی یکی بیش نیست .(35)

فصل چهارم : نظرعلمای اسلام و دانشمندان غرب راجع به آثارموسیقی:
حال که با اثرات موسیقی برجسم و روان انسان آشنا شدید ، سراغ دانشمندان غرب و علمای اسلام خواهیم رفت تا نظرات آنها را نیز راجع به موسیقی بدانیم.
 
« امام خمینی(ره) »: « از جمله چیزهایی که مغز جوان ها را تخدیر می کند، موسیقی است ... موسیقی، انسان را از جدّیت بیرون می برد. یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت را با موسیقی سروکار داشته باشد، یک جوانی که اکثر اوقاتش را پای موسیقی بنشیند ... از مسایل زندگی و از مسایل جدّی به کلّی غافل می شود عادت می کند همان طورکه به مواد مخدّر عادت می کند...موسیقی با تریاک فرقی ندارد، تریاک یک جور خلسه می آورد و این یک جور خلسه می آورد... نباید دستگاه تلویزیون، جوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند....این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو، آنها می روند از جای دیگری موسیقی می گیرند حال اگر از جای دیگر می گیرند، ما باید به آنها موسیقی بدهیم؟...جوانی که به موسیقی عادت کرد دیگر نمی تواند کار انجام دهد ، دیگرنمی تواند قاطع باشد». (36)

« امام خامنه ای(حفظه الله) »:« به نظرم می رسد که موسیقی می تواند گمراه کننده باشد، می تواند انسان را به شهوات دچار کند ، می تواند انسان را غرق در ابتذال و فساد و پستی کند ؛ می تواند هم این نباشد و می تواند عکس این باشد . مرز حلال وحرام اینجاست».(37)

« علّامه جعفری(ره) »: «عمدة جذّابیّت و لذّت موسیقی و انبساط آوردن آن ، معلول سلب هشیاری به واقعیتهای درون ذات و برون ذات و هم چنین سلب اختیار است...در حالی که موسیقی ها حتّی روحانی ترین آنها با دو حقیقت مزبور (هشیاری واختیار) سازگار نیست و این اصل را همة ما می دانیم که هیچ حرکت ناهشیارانه و جبری نمی تواند تکاملی باشد، اگر چه با نظر به عوامل گوناگون ، دارای لذّت و جذّابیّت بوده باشد . جنبة تخدیری موسیقی را نیز می توان در نظر گرفت ، لذا اگر درحال جذبة موسیقی، ذکر الله اکبر را به زبان بیاوریم ، هیجان وتأثّر از موسیقی مانع ازآن خواهد بودکه ما معنای آن ذکر مقدّس را به طور معیّن و مستقیم درک کنیم و با همة قوای مغزی وروانی متوجّة آن باشیم».(38)

«ناپلئون هیل» (نویسندة آمریکایی) : «ده چیز است که باعث هیجان و تحریک مغز می شود این وسائل ده گانه که مغز انسان را به هیجان و فعّالیّت وادار نموده و نوسانات آن را به اعلا درجه می رساند عبارتند از:

1ـ اشتیاق وعلاقة جنسی 2ـ ... 3 ـ ... 4ـ موسیقی 5 ـ ...»(39)
پروفسور«ولف آدلر»( استاد دانشگاه کلمبیا) : « بهترین و دلکش ترین نواهای موسیقی، شوم ترین آثار را روی سلسله اعصاب می گذارد....موسیقی علاوه براین که سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقّت خارج از حدّ طبیعی آن سخت خسته می کند، عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود تولید عرقی خارج از حدّ طبیعی در پوست ایجاد می نماید که بسیار زیان بخش است و ممکن است مبدأ امراض دیگری قرارگیرد»(40)

«هگل» (فیلسوف شهیر فرانسوی) می گوید: «ادبیات عالی ترین هنرها، و موسیقی پست ترین هنرهاست زیرا اولی بیش از همه با فکر و معنا سر وکار دارد و موسیقی با حقیقت و معنا سر وکار ندارد».(41)
 
فصل پنجم : موسیقی درمانی
درمقابل همة این حرف هایی که زده شد و همة مضرّاتی که برای موسیقی گفته شد عده ای نیزادّعا می کنند که موسیقی در درمان بسیاری از بیماری ها کاربرد دارد والبتّه امروزه یکی از بحث های مهم، همین بحث درمان، بوسیله موسیقی است که اصطلاحا ًبه آن موسیقی درمانی گفته می شود. و یا گفته می شود که پخش موسیقی در گاو داری ها بر روی شیر دهی گاوها تأثیر داشته و مقدار شیردهی آنان را افزایش داده است و از این قبیل مسائل.
 
دراین موردتوجه به چند نکته لازم می باشد: اولاًباید دیدکه این ادعاهای مطرح شده تا چه حد صحّت وسقم دارد وتاچه حد از جنبه های تبلیغاتی برخوردار است.ثانیاً بسیاری از روانپزشکان معترف اند به این که نتیجة درمان با موسیقی بسیارضعیف است چنان که «اسکریل» در این زمینه می گوید: «من اقرارمی کنم که عدم موفّقیّت هایی در زمینة درمان با موسیقی وجود دارد ولی باید در ضمن، اثرتسکین دهنده و مشغول کنندة آن را نیز درنظرداشت(42)». ثالثا ًباید نسبت بین کسانی راکه بوسیلة موسیقی درمان شده اند وکسانی که از این طریق دچار بیماری های روحی شده اند سنجید و مقایسه کرد و دیدآمار کدام یک بیشتر است. در این صورت با مشاهدة آمار زیاد بیماران خواهیم دید که آمارشان قابل مقایسه نیست .
 
در ضمن ، برفرض تأثیر مناسب داشتن، یا این گونه است که آن موسیقی ، موسیقی طبیعی است یا موسیقی هنری است که انسان براستماع آن مجاز باشد ، نه هرموسیقی. و این گونه موسیقی ها نیز نه برای هر شخصی بلکه برای یک عدة خاصّی که پزشک متعهّدی برای اوتجویز کرده باشد مفید خواهد بود. لذا این گونه نیست که هر شخصی بتواند هر نوعی از موسیقی را که خواست به این بهانه گوش دهد. همچنین شاید بیماری هایی از این طریق درمان شود ولی ما فقط ظاهر قضیّه را می بینیم و مضرّات آن را نمی بینیم. مثل درمان، با قرص ها که ظاهراً بیماری، بواسطة آن رفع می شود ولی در واقع، یک عارضة دیگری پیدا می شودکه شاید در کوتاه مدت ، متوجة آن نشویم ولی در دراز مدت اثر خود را بگذارد .
 
کارکرد موسیقی در درمان نیز محدودة خاصّ زمانی و کاربردی دارد و استفاده بلند مدت و بی پروای آهنگهای مختلف، بویژه آهنگ ها ی پرتنش، مورد تجویز هیچ درمانگری نیست.در مورد موسیقی و افزایش شیر گاو هم باید گفت :همان دانشمندانی که افزایش شیر گاو را براثر موسیقی اثبات کرده اند بعدها پائین بودن کیفیّت آن شیر وشیری را که غیر طبیعی دوشیده شود اثبات کرده اند.(43) هم چنین عمرگاوها پائین تر آمده است.
 
درنهایت می توان گفت : ممکن است موسیقی دارای اثرات مثبتی برای انسان باشد ولی آیا باید فقط به اثرات مثبت آن نگاه کرد؟در مورد شراب هم قرآن ، فرموده : منافعی برای مردم دارد(44)و شاید هم حتّی در برخی مراکز، تجویز شود ولی قرآن در ادامه می فرمایدکه ضرر وگناهش بزرگتر از نفعش هست .
 
لذا هرآن چه را اگر چه دارای منافعی نیز باشد نمی توان مطلقاً مفید دانست و باید جنبه های دیگر آن را نیز در نظرگرفت. و بالأخره این که نمی توان منکر تأثیر موسیقی و حتّی لذّت موسیقی شد و این مسئله، حل شده است ولی بحث اصلی راجع به آن دسته ازموسیقی هایی بود که هم ازنگاه شرع وهم ازنگاه دانشمندان مذمّت شده بود که در اثر تخریبی چنین موسیقی جای تردید نیست وعمدة مضرّاتی هم که گفته شد به همین قسم از موسیقی بر می گردد.
 
یک نکته نیز حائز اهمیّت می باشد وآن این که اگرچه در این مقاله از زاویة فقهی کمتر به این مسئله توجّه شد ولی باید دانست که آن چه راکه شرع از آن نهی کرده حتّی اگر از لحاظ علم تجربی عکس آن اثبات شود نباید فریب خورد و امرشرع را غیرعلمی قلمدادکرد بلکه باید تابع محض دستورات الهی بود حال علم ،آن را اثبات کند یا نه. و اما در مورد دیگرموسیقی ها همان طورکه ملاحظه شد عدّه ای این گونه موسیقی را نیز ردکردند ولی درمقابل، عدّه ای نیز به چنین موسیقی خرده نگرفته و حتّی برخی از آن استقبال کرده اند.
 
نتیجه گیری
واقعیّت این است که اظهارنظردر مورد استفاده ازموسیقی ،کارهرکسی نیست و باید به متخصّص آن در این باب رجوع کرد ولیکن آنچه ازگفتار بزرگان با وجود اختلافات دراین مسئله می توان به دست آورد این است که می توان از موسیقی در مسیر صحیح آن استفاده کرد وآن را به طور مطلق طرد نکرد. ازطرفی درکلام رهبرمعظّم انقلاب ازموسیقی به عنوان هنری که تلفیقی ازدانش، اندیشه و فطرت خدادادی استتعبیر می شود و پایة آن پایة الهی دانسته می شود.(45)
 
 لذا می توان از این هنر برخاسته از فطرت خدادادی استفادة بهینه کرد. ازطرف دیگر، امروزه دنیای غرب و استعمارگر از این هنر متعالی درراستای اهداف سوء خود، استفادة ابزاری زیادی کرده و برای پیاده کردن اهداف شوم خود از این راه به عنوان یکی ازمؤثّرترین راه ها برای تأثیرگذاری بر روی جوانان بهره های فراوانی برده است و تا حدود بسیارزیادی نیز از آن نتیجه گرفته ولیکن متاسفأنه درکشورهای درحال توسعه وکشورهای شرق این مسئله مورد غفلت قرار گرفته وآنها فقط به عنوان بازیگر برای کارگردانان اصلی ایفای نقش می کنند و در واقع آنان پذیرندة آن چیزهایی هستند که به آنها القا و قالب می شود وازخودشان در ین زمینه ها تولیداتی ندارند.
 
 لذا این گونه کشورها نیز می توانند با استفادة مطلوب از این هنر وتولید موسیقی های مناسب و دارای محتوا از آن به عنوان یکی از راه های انتقال مفاهیم و فرهنگ خود استفاده کنند. چه این که به لحاظ علمی، صوت و موسیقی نوعی موج است و موج نیز یکی از راه‌های انتقال انرژی شناخته شده است که البتّه در رابطه با انتقال انرژی واستفاده از این روش بحث گسترده ای نیاز است و از حوصلة بحث، خارج است. به هرحال بحث موسیقی از دورترین زمان ها مطرح بوده است . دردوران پیامبران و بعد از آن دوره ، در دوران ائمّه(علیهم السّلام) وتا به امروز ادامه داشته است و این گونه نیست که یک بحث تازه مطرح شده باشد.در این باب، اقوال زیادی نیز مطرح است که در این مقاله سعی شد در حدّ وسع ، به این بحث پرداخته شود و از مطرح نمودن جنبه های دیگر موسیقی به دلیل عدم گنجایش این نوشتار صرفنظر شد . امید است خداوند متعال، ما را عالم وعامل به وظایف قرار دهد.
 
پی‌نوشت‌ها:
28.نگاهی به موسیقی ، ص36.
29. سلامتی وطول عمر دراحکام اسلام، ص82و83.
30. تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص 73به نقل از روزنامه اطلاعات،شماره12754.
31.کافی،ج6،ص1655،ح15ووسائل الشیعه،ج12،باب99،ص225،ح1.
32. سعدی حسنی، تاریخ موسیقی ـ عبداللهی خوروش، حسین ،تاثیر موسیقی براعصاب وروان.
33. تاثیرموسیقی براعصاب وروان،ص110و112.
34. موسیقی از دیدگاه فلسفی وروانی، ص147ـ 148.
35. همان،ص 53 و54.
36. موسوی خمینی ،روح الله،صحیفه نور،ج5،ص241وص243و ج7ص245.
37.نکته های ناب،ص 103.
38.موسیقی ازدیدگاه فلسفی وروانی،ص 56ـ57.
39. هیل،ناپلئون، راه توانگری ،ترجمة علی تعاونی،ص86.
40.مجله دیمانش ایلوستر ،چاپ پاریس ،شماره 630.
41.هگل،مبانی فلسفه، ص 407.
42. تأثیرموسیقی براعصاب وروان،ص 32.
43. سلامتی وطول عمردراحکام اسلام،ص88 و92.
44. بقره(2)،آیة219.
45. نکته های ناب،ص 105.

منبع: راسخون

انتهای مطلب/
 



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000082

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

بانک جهانی عامل خسارت‌های مالی جهان

• نوشته شده توسط: ramin h

یادداشت اقتصادی//
بانک جهانی عامل خسارت‌های مالی جهان

خبرگزاری فارس: ورشکستگی بانکهای غربی، بدهی کلان کشورها و بحران اقتصادی اروپا نمونه‌ای از عملکرد نظارتی بانک جهانی و سایر مؤسسات اقتصادی بین‌المللی است که باعث از دست رفتن اعتماد به نظام بانکی جهان شده است.

خبرگزاری فارس: بانک جهانی عامل خسارت‌های مالی جهان

وظیفه بانک جهانی چیست؟ مقررات بانک جهانی کجاست؟ بانک جهانی در خدمت کیست؟
بانک جهانی به کشورهای توسعه نیافته و یا در حال توسعه در راستای توسعه اقتصادی به چه میزان کمک کرده است؟
اینها سؤالاتی است که ذهن هر فرد مطلع به مسائل اقتصادی را به خود اختصاص می‌دهد. اما عملکرد این تشکیلات عظیم که کلمه بین‌المللی را با خود یدک می‌کشد به گونه‌ای است که به‌رغم حمایت‌های بی‌شماری که از کشورهای پیشرفته کرده نتوانسته موفقیتی داشته باشد. ورشکستگی بانکهای غربی، بدهی کلان کشورها و بحران اقتصادی اروپا نمونه‌ای از عملکرد نظارتی بانک جهانی و سایر مؤسسات اقتصادی بین‌المللی است. این عملکرد باعث از دست رفتن اعتماد به نظام بانکی در جهان است.
ادامه این روند بحران را در جهان افزایش خواهد داد. دو مسئله باعث این اوضاع نامناسب شده است. اول اینکه بانک جهانی و سایر مؤسسات اقتصادی بی‌طرفانه عمل نمی‌کنند و گرایش آنها به سمت غرب و نظام سرمایه‌داری است. دوم اینکه این مؤسسات همانند یک بنای بسیار زیبا و شیک بنا نهاده شده‌اند که از دور چشم هر بیننده‌ای را مجذوب خود می‌کند اما متأسفانه این بنا از جنبه‌های مختلف روی شن بنا نهاده شده و با اندک لرزشی فرو می‌ریزد همچنانکه در حال حاضر این اتفاق افتاده است. به تبع آن اتفاقاتی مثل عدم بدهی بانکها، اختلاس‌های کلانی که در کشورهای مختلف حادث می‌شود از آثار شوم عملکرد اقتصادی این مؤسسات، ورشکستگی بخش عظیمی از سیستم بانکی غرب است.
 بنابراین آسیب‌شناسی و بررسی چالشهای اقتصادی موجود توسط اقتصاددانان کشور برای ارائه راه حل مناسب امری اجتناب‌ناپذیر است و باید با توجه به یافته‌های حاصل از بررسی مشکلات فعلی ناشی از عملکرد اقتصادی راهکارهای مناسبی اتخاذ شود تا تجربیات ناموفق اقتصاد جهانی در کشور تکرار نشود و همانگونه که رهبر فرزانه انقلاب در دیدار اخیر خود بیان کردند این موضوع و موارد مشابه بین نخبگان مطرح شود تا از این سرمایه عظیم نیز بهره کافی نصیب کشور شده و حاصل آن زمینه توسعه اقتصادی و رسیدن به اقتصاد اول منطقه فراهم شود.


محمدرضا شاقعی‌نیا کارشناس اقتصادی

انتهای پیام/ص



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900704001103

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

تو مرده‌ای

• نوشته شده توسط: ramin h

نامه ای از یک شهید به صدام
تو مرده‌ای

خبرگزاری فارس: تو روزی مردی که نتوانستی آن نور را خاموش کنی، نوری که از غار حرا به قلوب ملت ما تابیده بود و اکنون می‌رود تا جهانی را روشنی بخشد. سردار، تو روزی مردی که ما بسیاری از آن‌چه را که دوست می‌داشتیم از دست دادیم!

خبرگزاری فارس: تو مرده‌ای

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، آن چه می‌خوانید نامه‌ای است که شهید احمد شوشه فرزند عباس از گرگان، بعد از عملیات کربلای 5، به صدام نوشته است. تلاش های فارس برای یافتن عکسی از این شهید ناموفق مانده است. از تمامی کسانی که تصویری از این شهید در اختیار دارند خواهشمندیم با خیرگزاری فارس، تماس گرفته و بخش ویژه نامه ها را یاری نمایند

*تو مرده‌ای سردار! مردان ما یک بار دیگر آمدند سردار، مردان صخره و دشت. مردان رود و نیزار، مردان راز و نیاز اینان مثل رگ‌های نورانی صاعقه‌اند، مثل پاره‌های آهن و مثل براده‌های نورند. ببین چگونه ارابه‌های پولادین تو در دست‌های مردان ما مثل موم آب می‌شوند و چگونه سربازان مفلوک تو بر خاک زانو می‌زنند، ببین چگونه خاکریز‌ها و سنگرهایت در دشت گسترده شلمچه از هم فرو می‌پاشد و دهان فرماندهانت از ترس قفل می‌شود. تناور مردان ما را ببین! حریتی در دل آن‌ها است که به وسعت شقاوت تو زبانه می‌کشد. باید این مردان را شناخته باشی. باید به تو گفته باشند که اینان کیانند. این مردان یک شبه اروند رود را به خواب ناز فرو بردند تا به بیداری فاو برسند. همین مردان بودند که پوزه‌ی تو را از حمیدیه تا به فاو به خاک مالیدند و ازمهران تا کرکوک نعش تو را بر خاک کشیدند و امروز از شلمچه تا بصره و فردا تا کربلا تو را لگدمال خواهند کرد. سردار تو مرده‌ای! تو روزی مردی که نتوانستی آن نور را خاموش کنی، نوری که از غار حرا به قلوب ملت ما تابیده بود و اکنون می‌رود تا جهانی را روشنی بخشد. سردار، تو روزی مردی که ما بسیاری از آن‌چه را که دوست می‌داشتیم از دست دادیم! نخل‌های شکسته را به یاد فرزندان‌مان با خون و آتش زینت دادیم و امواج رودها را به نام دلاوری نام گذاری کردیم. این قلل مرتفع که به آبی آسمان عزّت و صلابت می‌بخشند به نام نامی گمنامی ثبت شدند تا گل‌هایی که بر دامن آن می‌رویند سرخ باشند. حتی سرخ‌تر از خون پاکی که تخته سنگ‌های آن را رنگین کرده بود. سردار تو همان روز مردی روزی که دختر بچه روستایی از پنجره کومه‌اش نگاه معصومش به کلاه آهنی سربازانت افتاده، روشنی قلب کوچکش خاموش شد، و در بستر عروسکش به خواب ابدی فرو رفت. آری سردار امروز ما پیروزیم، به برکت آن نور، پیروزیم به برکت خون‌هایی که مثل فواره به آسمان پاشید و تنور سرخ این همه شقایق، دشت‌ها و کوه‌های ما را گرم کرد. سردار، تو مثل هر دیکتاتور دیگری می‌ترسی و می‌لرزیی، تو می‌دانستی که بخاری کرملین برای همیشه آدمی را گرم نمی‌کند و شومینه کاخ سفید ممکن است با فوت یک بسیجی خاموش شود، برای همین است که تو باد کرده‌ای به روی دست آن پوست فروش که خنده‌های آهنین دارد و روی زین اسب آن گاوچران هفتاد ساله باد کرده‌ای. سردار، آیا می‌دانی که آن‌ها پاپیون‌های مشکی خود را آماده گذاشته‌اند تا برایت اعلام عزا کنند، به پشت تریبون حماقت در ستایش جنایات تو نطق کنند. سردار، آن‌هایی که تو را با زاغه مهمات نوازش می‌کردند نگفتند که این سرزمین، سرزمین رسول الله است، نگفتند که این مردان فرزندان حیدرند، آیا به تو نگفتند که این مردان بر نوک قله‌ها گلوله‌ی خمپاره می‌گذارند و تخته سنگ‌ها را پله می‌کنند. نه سردار، آن‌ها هم نمی‌دانستند و نمی‌دانند، تو هم نمی‌دانی بعد از این مدال‌هایت را برای بچه‌ها بگذار تا سرگرم شوند. یونیفرم، شنل و دستکش مخمل را برای مترسکی بگذار که شرمنده صاحب جالیز است. سردار آماده باش، مردان ما می‌آیند تناور مردانی که سبزی جنگل از دم گرم آنان است. آماده باش سردار، تا مردان ما نقطه سرخ رنگ و مرطوبی را بر شقیقه‌ات هدیه کنند. آری سردار! تو مرده‌ای پیش از آن که مردان ما از راه برسند. هفته گذشته یک بار دیگر بازوان قدرتمند رزمندگان غیور اسلام حماسه آفرید و سیلی محکم دیگری بر چهره کریه حکام مزدور بغداد و اربابان غربی و شرقی آنان نواخت. عملیات پیروزمند کربلای 5 که در شرایطی بسیار حساس انجام شد، پاسخ دندان شکنی بود به یاوه‌گویی‌های حکام بغداد و همه بوق‌های تبلیغاتی استکباری و صهیونیستی که می‌خواستند از صدام مزدور و مفلوک یک قهرمان بسازند و یک بار دیگر چهره رنگ باخته او را با سرخ آب و سفید آب‌هایی که در کارخانجات دروغ سازی آمریکا و اروپا و اسراییل تهیه می‌شوند بزرگ نمایند. عملیات دشمن شکن کربلای 5 در عمل نشان داد که اکنون هیچ سلاحی جز سلاح تبلیغات دروغین در دست جبهه متحد کفر و استکبار و صهیونیسم جهانی نیست و ثابت کرد که این سلاح هم کارآیی چندانی ندارد استقامت ملت باعث شد که سردار قادسیه و کسی که ماموریت فتح سه روزه تهران را به عهده گرفته بود به یک فرمانده شکست خورده و بی‌آبرو تبدیل شود که حتی دوستانش هم در ادامه حمایتش دچار تردید شده‌اند،و به صلاح خود می‌دانند که حساب خود را از حساب سردار نگون بخت قادسیه جدا کنند. در پی عملیات انهدامی و پیروزمند کربلای 4 که ضربه‌‌ای کاری بر پیکر ارتش رو به زوال صدام بود حکام بغداد برای سرپوش گذاشتن بر شکست‌هایشان و به منظور فریب حامیان خود اقدام به برگزاری جشن و پایکوبی کردند و برای یکدیگر نامه و تلگراف فرستادند و تبلیغات وسیعی را به راه انداختند که کم سابقه بود. آن‌چه در عملیات کربلای 5 انجام شد نشان داد که حتی کودتای تبلیغاتی حکام بغداد نیز هیچ گره‌ای از مشکلات لاینحل آنان نخواهد گشود و آنان چاره‌ای جز تن دادن به شکست ندارند اکنون وقت آن است که (طالع خلیل الحیم الدوری) فرمانده سپاه سوم عراق که در منطقه شلمچه در جریان عملیات ظفرمند کربلای 5 دچار شکست بزرگی شده است باز هم به ارباب خود صدام نامه بنویسد و از او به عنوان (سردار بزرگ قادسیه نام ببرد) و گزارش به فلاکت افتادن خود و سایر افسران و سرابازانش را به او بدهد. فرمانده سپاه تار و مار شده سوم عراق که در بغداد بسیار روی آن حساب می‌کنند خوب است اکنون به سردار نگون بخت قادسیه گزارش دهد که صدها نفر از افسران و درجه‌داران و سربازانش به اسارت رفته و هزاران تن از آنان کشته وزخمی شده‌اند. 12 فروند هواپیمایش در یک روز سرنگون شده و تجهیزات جنگی‌اش توسط رزمندگان اسلام به غنیمت رفته‌‌اند و علیه ارتش شکست خورده بعث به کار گرفته شده‌اند. (الدوری) هر چند به این رسوایی اعتراف نخواهد کرد ولی او این را هم خوب می‌داند که نامه‌های سر تا پا دروغ و فریب او نیز دیگر کاری از پیش نخواهد برد. درست مثل سلاح‌های اهدایی و پیچیده شرق و غرب که هیچ کاری از پیش نبردند. در منطقه شلمچه دشمن بعثی صهیونیستی، استحکامات زیادی به وجود آورده بود و نیروهای زبده و دسته اول خود را در آن‌جا به کار گماشته بود و آن‌چه اهمیت عملیات پیروزمندانه کربلای 5 را بیشتر می‌کند همین است. رزمندگان توانمند اسلام: با شیوه‌های پیچیده و بسیار پیشرفته خود از طریق آب و خاک به قلب زبده‌ترین نیروهای دشمن حمله بردند و مهم‌ترین استحکامات دشمن را در نوردیدند و گلوی او را فشردند. وجود موانع طبیعی مانند باتلاق در منطقه از یک سو و موانع ایزایی متعدد و استحکامات عظیم از سوی دیگر، منطقه عملیاتی شلمچه را که برای رژیم بعثی صهیونیستی عراق نقطه امید بود به دژی تسخیر ناپذیر مبدل کرده بود. تسخیر این دژ مستحکم توسط توانمندان اسلام، هشدار بیدار کننده‌ای است برای صاحبان منطقه‌ای صدام که به خواب خرگوشی فرو رفته و فریب تبلیغات دروغین شیادی همچون صدام را خوردند. این حمله‌ها و عملیات‌های متعدد برای حامیان منطقه‌ای و ماورا مجازی رژیم بغداد هم هشدار دهنده است و قاعدتاً پیام‌های بسیاری را نیز به همراه دارد. اگر مسکو تلاش می‌کند که با ادامه حمایت تبلیغاتی خود از جنایت کاران جنگی حاکم در بغداد، چیزی را تغییر دهد و یک ملت و یک انقلاب را به پای میز مذاکره با متجاوزین و جنایت کاران جنگی بنشاند و اگر واشنگتن تصور می‌کند که با ادامه کمک‌های اطلاعاتی و تجهیزاتی خود می‌تواند چیزهایی را تغییر دهد و اگر حامیان منطقه‌ای صدام هنوز هم در اعلام حرف دل خود تردید دارند و از این مسئله بیمناک‌اند که مبادا رژیم بعث عراق بر اریکه قدرت باقی بماند و آن‌ها را به خاطر پشت کردن به جنایت کاران جنگی عقوبت نمایند. همه و همه می‌بایست با در نظر گرفتن قدرت رزمندگان اسلام و پیروزی‌های شگرف ارتش اسلام در جریان عملیات کربلای 5 به این نتیجه برسند که رژیم بغداد کمترین شانسی برای ماندن ندارد و ایران اسلامی در تعهد خود در راه مجازات متجاوزین و سرنگونی رژیم جنایت‌کار عراق تا آخر ایستاده‌ است و تا پایان این راه فاصله چندانی باقی نمانده است. اینک همه چیز حکایت از فرا رسیدن روز سرنوشت دارد. مرگ صدام نزدیک شده و هیچ چیزی نمی‌تواند روحیه در هم شکسته دار و دسته صدام را ترمیم کند. دشمن نفس‌های آخر را می‌کشد و عربده‌های مستانه فرزندان میشل عفلق دیگر در کاخ بغداد نمی‌پیچد. این درس خوبی برای همسایگان عراق است. همسایگانی که ترسو‌تر از صدام‌اند و در عین حال مثل خود او پر مدعا. حکام شیخ نشین کویت خوب است اکنون عاقبت اندیشی را پیشه کنند و این همه اسیر هواها و هوس‌های یک جنگ‌افروز مفلوک که روزهای آخر عمر خود را می‌گذراند نباشند و بر روی برگزاری اجلاس سران کشورهای اسلامی در کشور ناامن خود اصرار نورزند و شاید تا فرا رسیدن روز اجلاس سران ممالک اسلامی سرنوشت صدام روشن شده باشد.

شهید احمد شوشه ـ گرگان 

گرامیداشت «سی و یکمین سالگرد هفته دفاع مقدس در خبرگزاری فارس»/78

انتهای پیام/

 



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900626001054

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

دوست دارم تنها یک گلوله به گلویم بخورد

• نوشته شده توسط: ramin h

یادی از شهید عبدالحسین برونسی
دوست دارم تنها یک گلوله به گلویم بخورد

خبرگزاری فارس: توی دنیا بعد از شهادت، تنها یک آرزو دارم.دوست دارم یک گلوله بخوره به گلوم. تعجب کردیم. گفت: یک صحنه از روز عاشورا همیشه قلب منو آتیش می زنه! اشاره کرد به جریان بریده شدن گلوی حضرت علی اصغر(ع)

خبرگزاری فارس: دوست دارم تنها یک گلوله به گلویم بخورد

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، روستای "گلبوی کدن" سال 1331 پذیرای حضور نوزادی به نام عبدالحسین شد. باد و باران، گرما و سرما آمد و رفت و کودک به گرمای محفل علم رسید. سال چهارم دبستان بود که به خاطر بیزاری از عمل زشت معلم طاغوتی و فضای نامناسب، درس ومدرسه را رها کرد و در زمین های کشاورزی مشغول کار شد. مأوایش تنها مسجد محل شد ولی همچنان در مبارزه با طاغوت ثابت قدم بود و در دوران خدمت سربازی به جرم پایبندی به اعتقادات دینی مورد اهانت و آزار افسران و نظامیان قرار گرفت. سال 1347 با خانواده‌ای روحانی وصلت کرد که شروع انجام مبارزات او گردید. اعتراضاتش بر خدعه‌های ر‍ژیم پهلوی از جمله اصلاحات ارضی منجر به ترک محل زندگی در مشهد شد. پس از چندی به کار بنایی مشغول گردید و به مرور زمان در کنار کار مشغول خواندن دروس حوزوی شد ولی به علت اوج گرفتن مبارزات، زندان‌های پی در پی، شکنجه‌های ساواک و پیروزی انقلاب اسلامی و ورودش در گروه ضربت سپاه پاسداران از ادامه تحصیل بار دیگر باز ماند. با شروع جنگ تحمیلی در اولین روزهای دفاع به جبهه رفت و با رشادت‌هایی که از خود نشان داد مسئولیت‌های مختلفی بر عهده گرفت که آخرین مسئولیتش قبل از عملیات خیبر، فرماندهی تیپ18 جواد الائمه(ع) بود و با همین سمت در 23/12/1363 در عملیات بدر با رمز" یا فاطمة اازهرا(س)" نشان شهادت را در بی نشانی پیکر مطهرش یافت و فرزندانش مرثیه خوان لحظه‌های فراق شدند. آنچه خواهید خواند خاطراتی است از شهید حاج عبدالحسین برونسی.

*صورتش را که دیدم جا خوردم. اندازه چند سال پیر شده بود. ساواکی‌ها یک دندان سالم هم توی دهانش باقی نگذاشته بودند؛ چند وقت مجبور شد دندان مصنوعی بگذارد. آن روز هر چه اصرار کردم برایم بگوید چه بلاهایی سرش در آورده‌اند، فقط گفت: چیز خاصی نبوده. یک بار که داشت برای چند تا از دوستانش تعریف می‌کرد، اتفاقی حرف هایش را شنیدم. شکنجه‌های وحشیانه‌ای داده بودندش؛ شکنجه‌هایی که زبان آدم گفتنش شرم دارد و قلم از نوشتنش عاجز است. او می‌خندید و می‌گفت. من گریه می‌کردم و می‌شنیدم.

*روزی که آزاد شد، همسایه‌ها خوشحالی می‌کردند. یکی شان هم شیرینی داد؛ خودش ولی ناراحت بود و غمگین. فکر می‌کردم ناراحتی اش مال بلاهایی است که سرش آورده بودند. همین را به اش گفتم. گفت: اونا که ناراحتی نداره. گفتم: پس برای چی ناراحتی؟ گفت: برای اینکه شهید نشدم. گفت: اگر شهید می‌شدم جای شیرینی دادن داشت؛ ولی حالا که از زیر دست اون جلادا زنده برگشتم و توفیق شهادت نداشتم؛ باید خرما بدن!

*خبرهای نگران کننده‌ای از منطقه می‌رسید. می گفتند درگیری‌ها شدید است. یک گوسفند نذر کردم؛ نذر سالم برگشتن عبدالحسین. از جبهه که آمد موضوع را به اش گفتم. خودش یک گوسفند خرید. در و همسایه و بعضی از فامیل‌ها گوسفند را دیده بودند. فهمیده بودند نذری است منتظر رسیدن گوشتش بودند. گوسفند را که کشتیم، عبدالحسین چیزی برای خودمان نگه نداشت. تمام گوشت‌ها حتی جگر و کله پاچه اش را به صورت مساوی تقسیم کرد. بعد همه آنها را ریخت داخل یک گونی. گونی را گذاشت ترک موتور گازی‌اش و راه افتاد. فکر کرده بودم خودش می‌خواهد آنها را ببرد در خانه دوست و آشنا. ولی این کار را نکرده بود. وقتی به اش اعتراض کردم، گفت: مگه شما گوسفند را فی سبیل الله نذر نکردی؟ گفتم: خوب چرا. گفت: خوب گوشتش باید می‌رسید دست کسانی که به نون شب شون محتاج بودن. گفت: ما الحمدلله نه خودمون به نون شب محتاجیم، نه دوست و آشناهایی که داریم.

*هم برای او مثل روز روشن شده بود، هم برای من، تا وقتی که جبهه بود، مشکلاتمان خیلی کمتر بود و زندگی مان آرامتر. همین که می‌آمد مرخصی، مشکلات هم یکی بعد از دیگری شروع می‌شد؛ بچه‌ها مریض می‌شدند، وسایل خانه خراب می‌شد و خیلی چیزهای دیگر پیش می‌آمد. طوری می‌شد که گاهی به شوخی به اش می‌گفتم: نمی‌شه شما همین مرخصی را هم نیای! همیشه می‌گفت: من شما را سپردم به امام رضا (ع)، برای همین هم مطمئنم وقتایی که توی خونه نیستم، مشکلات و گرفتاری‌هاتون خیلی کمتر می‌شه.

*فرمانده پسرم بود. شنیدم بدجوری مجروح شده. آورده بودندش مشهد. رفتم عیادتش. صورتش نورانی بود و روحیه اش عالی. از حال و هوایش معلوم بود مال این دنیا نیست. بعد از سلام و احوالپرسی، صحبت را کشیدم به بهشت و حوریه‌های بهشتی. گفتم: خلاصه حاج آقا رفتی اون دنیا یکی شون هم برای ما بگیر. خندید و گفت: ما صد تا حوریه اون دنیا رو به همین زن خودمون نمی‌دیم. گفت: اگر اون مثل شیر مواظب بچه‌های من نباشه، توی جبهه هیچ کاری از من برنمی‌آد.

*پدرش بیشتر از شصت سال داشت. عبدالحسین هر بار که می‌دیدش، به اش می‌گفت: بابا وسایلت را جمع کن که این بار می‌خوام با خودم ببرمت جبهه. او زیر بار نمی‌رفت. می‌گفت: از من سن و سالی گذشته؛ جنگ مال شما جوون ترهاست. عبدالحسین می‌گفت: خدمت به اسلام پیر وجوون نمی‌شناسه. یک بار از سر اعتراض به اش گفتم: این پیرمرد بنده خدا رو می‌خوای ببری جبهه که چی بشه؟ گفت: خیلی دوست دارم ببرمش اونجا که شهید بشه. آخرش هم یک بار هر طور بود، راضی اش کرد و سه چهار ماهی بردش جبهه.

*تشریح عملیات می‌کردیم. بچه‌های ارتش هم بودند. همه صحبت‌ها حول و حوش مسایل تاکتیکی می‌گردید، و اینکه؛ ما چه داریم، دشمن چه دارد. نوبت عبدالحسین رسید، بلند شد ایستاد. گفت: بحث‌های تاکتیکی و این حرف‌ها، نباید ما رو مغرور کنه؛ نگید عراق تانک داره ماهم داریم. رفت سراغ جنگ‌های صدر اسلام؛ جنگ احد. از غروری گفت که باعث شکست نیروهای اسلام شد، و درباره عقیده و معنویت حرف زد. بعد هم شروع کرد به مقایسه سپاه امام حسین(علیه السلام) و سپاه یزید(لعنة الله علیه). طولی نکشید که زد به صحرای کربلا و بعد هم به گودی قتلگاه. حالا همه بدون استثناء داشتند زار زار گریه می‌کردند. صدای عبدالحسین بلند تر شده بود و لرزان‌تر. گفت: اسلحه و وسیله درسته که باید باشه، ولی اون نیرویی که می‌خواد ماشه آرپی‌جی را فشار بده، باید قلبش از عشق امام حسین(ع) پر شده باشه و گرنه نمی‌تونه جلوی تانک‌های پیشرفته دشمن را بند بیاره.

*وسط جلسه برای کادر فرماندهی میوه آوردند. بچه‌ها خسته بودند و گرسنه. آمدند مشغول خوردن بشوند، عبدالحسین نگذاشت. به مسئول تدارکات گفت: این میوه رو برای همه گرفتی یانه؟ گفت: نه حاج آقا این سهم بچه‌های فرماندهیه که بیشتر از بقیه زحمت می‌کشند. عبدالحسین ناراحت شد. گفت: ما اینجا نشستیم و داریم نقشه می‌کشیم؛ نیروهای دیگه هستن که باید این نقشه‌ها رو عملی کنند و برن توی دل دشمن. آن روز تا برای همه میوه نگرفتند لب به میوه‌ها نزد.

*خانه ما آفتاب گیر بود. از اواسط بهار تا اوایل پاییز من و چند تا بچه قد و نیم قد، دایم با گرما دست و پنجه نرم می‌کردیم. فقط یک پنکه درب و داغان داشتیم. من نمی‌دانستم عبدالحسین فرمانده گردان است ولی می‌دانستم حقوق او کفاف خریدن یک کولر را نمی‌دهد. یک روز اتفاقی فهمیدم از طرف سپاه تعدادی کولر به او داده‌اند تا به هر کس خودش صلاح می‌داند بدهد. بعضی از دوستانش واسطه شده بودند تا یکی از آنها را ببرد خانه خودش. قبول نکرده بود. به اش اصرار کرده بودند. گفته بود: این کولرها مال اون خانواده هاییه که جگرشون داغ شهید داره، تا وقتی اونا باشن، نوبت به خانواده من نمی‌رسه.

*از سر شب رفته بودیم شناسایی. وقتی برگشتیم، گفتند: جلسه است. جلسه تا یک ساعت به اذان صبح طول کشید همین که پام رسید به چادر، مثل جنازه‌ها ولو شدم روی زمین. عبدالحسین ولی نخوابید. آستین‌ها را زد بالا و رفت پای منبع آب. از صبح فشار کار بیشتر از همه روی دوش او بود، ولی ایستاد به نماز. اذان صبح هم آمد ما را بیدار کرد. بعد از نماز باز کار بود و فعالیت.

*قبل از عملیات میمک بود. دلم آرام نداشت. عبدالحسین انگار فهمید این را. بدون مقدمه گفت: من با تمام وجود به آیه" وما رمیت اذ رمیت، ولکن الله رمی" اعتقاد دارم. گفت: توی عملیات‌ها مطمئنم این خداست که گلوله من رو به هدف می‌نشونه. داشتم نگاهش می‌کردم. پرسید: قرآن داری همرات؟ یک قرآن جیبی کوچک داشتم. گفتم: آره. گفت: برای اینکه حرفم به ات ثابت بشه، همین الان قرآنت را در بیار و باز کن، اگر این آیه نیومد. قرآن را در آوردم. بسم الله گفتم و بازش کردم آمد:" و ما رمیت اذ رمیت، ولکن الله رمی".

*گفت: توی دنیا بعد از شهادت، تنها یک آرزو دارم. گفتم: چه آرزویی؟ گفت: دوست دارم یک گلوله بخوره به گلوم. تعجب کردیم. گفت: یک صحنه از روز عاشورا همیشه قلب منو آتیش می‌زنه! اشاره کرد به جریان بریده شدن گلوی حضرت علی اصغر(ع) و این که امام حسین (ع) خون مقدس او را به آسمان پاشیدند و گفتند: خدایا قبول کن. عملیات و الفجر یک مجروح شد. گلوله‌ای تو آخرین حد بردش. خورده بود به گلوش. وقتی می بردندش عقب؛ از گلوش داشت خون می‌آمد. می‌گفت: دیگه غیر از شهادت آرزویی ندارم. 

گرامیداشت «سی و یکمین سالگرد هفته دفاع مقدس در خبرگزاری فارس»

انتهای پیام/ 
 



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900626001109

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

روی بسته سیگارش نوشته بود «مهدی خندان»

• نوشته شده توسط: ramin h

روی بسته سیگارش نوشته بود «مهدی خندان»

خبرگزاری فارس: یکهو دیدم مهدی بر روی یک بلندی ایستاده، فریاد کشید: «از بچه‌های گردان مقداد کسی اینجا هست».چرا این را پرسید؟ ما همه‌مان از گردان مقداد بودیم. مهدی بلند فریاد کشید: «منم مهدی خندان، معاون تیپ شما. آنهایی که می‌خواهند با مهدی خندان بیایند، به پیش.»

خبرگزاری فارس: روی بسته سیگارش نوشته بود «مهدی خندان»

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، همه او را یک فرد شلوغ، خشن، سخت و اهل بگو و بخند می‌شناختند، اما اعتقادش چیز دیگری بود. بعد از مرحله اول عملیات والفجر چهار، برگشته بودیم عقب. یک روز در جمع بچه‌های گردان حدیثی خواندم و چند دقیقه‌ای صحبت کردم. مهدی خندان توی آن جمع حضور نداشت. یکی دو ساعتی بعد از نماز عشاء دیدم که دارد دنبالم می‌گردد. رفتم و دیدمش. گفت که برای بچه‌ها صحبت کرده‌ای و حدیثی خوانده‌ای، برای من هم بخوان. حدیث را بازگو کردم که گریه‌اش گرفت. پرسیدم: «چرا ناراحت شدی، می‌ترسی از عملیات!؟»

این حرف را به شوخی زدم. می‌دانستم نمی‌ترسد. گفت: «نه.»

پرسیدم: «پس چی؟»

گفت: حاجی، این آسمون بوی خون می‌ده.»

گفتم: «باز شروع کردی از این دری وریها می‌گی!؟»

گفت: «دوباره می‌خواد  عملیات بشه.»

گفتم: «والله این قدر را من هم می‌فهمم که می‌خواد عملیات بشه.»

گفت: «نه، لشکر سه روز دیگه عملیات می‌کنه.»

به شوخی گفتم: «بارک‌الله، بابا تو هم علم غیب داری!»

گفت: «نه، سه روز دیگه عملیات می‌شه. بالاتر از این، من می‌روم توی عملیات و شهید می‌شم.»

گفتم: «مهدی این حرف‌ها چیه می‌زنی. از کجا می‌دونی عملیات می‌شه، از کجا می‌دونی شهید می‌شی، نگو این حرفهارو.»

آمد تو حرفم و گفت: «72 ساعت دیگر تیر می‌خوره تو قلب من و شهید می‌شم.»

این حرف را زد و رد شد. از دوستان ساعت را پرسیدم.

گفتند: «یازده و ربع.»

دیروقت بود. برگشتم طرف چادرها.

***
تازه لشگر از دوکوهه آمده بود به اردوگاه قلاجه. توی اردوگاه ایستاده بودیم و مهدی داشت سیگار می‌کشید. یکی از دور آمد و گفت: «آقامهدی، سیگار داری؟»
مهدی دست کرد توی جیب و یک بسته سیگار داد بهش. روی بسته سیگارش نوشته بود: «مهدی خندان». می‌دانستم همین یک بسته سیگار را دارد. اگر نیم ساعت، سه ربع سیگار نمی‌کشید، عصبانی می‌شد، آن هم چه جور! گفتم: «تو که همین یه بسته سیگار رو داشتی، حالا دادی رفت، مرد حسابی نیم ساعت دیگه داد و بیداد می‌کنی سر بچه‌های مردم.»

رفت تو فکر و برگشت و گفت: «حاجی یه چیزی هست که می‌گه اگه یکی بدی، ده تا به تو می‌دهند، این درست نیست!؟» اصلا فکر نمی‌کردم چنین برخوردی بکند. دیگر هیچ چیز نتوانستم بگویم.
خداحافظی کردیم و او رفت سر جاده تا ماشینی پیدا کند و سوار شود برود طرف گردان عمار. تویوتایی آمد و او را با خود برد.
هنوز نیم ساعتی نگذشته بود که دیدم تویوتایی از پایین می‌آید و می‌رود طرف ستاد. مهدی خندان بالای تویوتا ایستاده بود و مرتب مرا صدا می‌زد. خودم را کشیدم کنار جاده تا من هم به آنها بروم ستاد لشکر. ماشین پرگاز می‌رفت و من پشیمان شدم که دست بلند کنم. یکهو دیدم مهدی از لای اورکتش چیزی درآورد. یک باکس سیگار بود. بالای دست گرفت و خندید و رفت.

وقتی برگشت پرسیدم: «مهدی، اون چی بود؟»

گفت: «حاجی، این همون آیه است. من با اعتقاد یک پاکت وینستون دادم. سوار ماشین که شدم. یه ماشین از روبه‌رو می‌آمد. بوق زد. نگه داشتیم. یکی از توی آن ماشین پرید پایین و گفت: «آقامهدی، یه بوکس وینستون!»

فهمیدم که اعتقادات مهدی هم چیز دیگری است.

***

توی اردوگاه همه دور هم نشسته بودیم و گل می‌گفتیم و گل می‌شنیدیم. یکی از بسیجی‌ها وارد جمع ما شد و از مهدی خواست تا روی پیراهنش با خط خوش و درشت چیزی بنویسد. می‌گفت: «هر چی شما دوست دارید بنویسید.»

مهدی با خنده گفت: «بله، حتما.»

فهمیدم که شوخی طبعی‌اش گل کرده. مهدی بسیجی را جلوی رویش نشاند و با ماژیک روی پیراهنش نوشت: «مهدی خندان... هاهاها.»

گفت: «نوشتم، پاشو برو.»

آن بسیجی هر چه خواست بداند که روی پیراهنش چه نوشته، مهدی جوابی نداد. گفت: «برو نشون بچه‌ها بده تا از این خط خوش من سرمشق بگیرند!»

او رفت و چند دقیقه بعد دوان دوان برگشت. مانده بود شکایت کند یا بخندند.

***

محتشم، فرمانده گردان، یا مهدی بگو مگویشان شد. دعوا بر سر سوخته‌های سیگار بود. کف چادر را با پتو فرش کرده بودند. مهدی هر جا می‌نشست سیگاری می‌گیراند و همان جا پتو را کنار می‌زد و سیگار را خاموش می‌کرد. محتشم که جوش آورده بود، می‌گفت: «آخه این چه کاریه که می‌کنی. ده بار گفتم، بازم می‌گم. درست نیست، درست نیست.»

مهدی خندید و گفت: «اگه نمی‌دونی بدون که من دارم بیت‌المال را حفظ می‌کنم. می‌خوام پتوهای لشکر بیدنزنه. باید ممنون من و سیگارهایم باشید!»

***

قبل از حرکت از اردوگاه گفتند که حاج همت گفته است تو و مهدی خندان حق شرکت در عملیات را ندارید. وقتی خبر را شنیدیم، در به در دنبال حاج همت گشتیم. آخر سر، ماشینش را دیدیم که داشت از اردوگاه خارج می‌شد و می‌رفت طرف قرارگاه. به هر زحمتی بود، نگهش داشتیم. حاج همت قبول نمی‌کرد. جر و بحث بینمان بالا گرفت. همت با شرکت من در عملیات موافقت کرد، اما با مهدی خندان نه. یکهو خندان زد زیر گریه. اشک ها کار خودش را کرد. حاج همت رضایت داد ولی از او قول گرفت که احتیاط کند و جز فرماندهی و هدایت نیروها، کار دیگری نکند.
حاجی‌پور فرمانده تیپ عمار شهید شده بود و فقط مانده بود مهدی. حاج همت از این می‌ترسید که مهدی هم از دست برود.

***

چهار لول ضد هوایی یکبند آتش می‌ریخت روی سرمان. ستون گردان توی شیار دراز کشیده بود. مهدی، تنها کسی بود که سرپا ایستاده بود. مهدی یک لای چفیه‌‌اش را انداخت پشتش و چند قدمی رفت جلو. ستون، آرام پشت سر او خزید. تیربارها امان همه‌مان را بریده بودند. این ستون دیگر بلندشدنی نبود. همه کپ کرده بوند.
طاقت نیاوردم. مهدی که آمد از کنارم رد شد، دستش را گرفتم و گفتم:

«آقا مهدی، بشین.»

شناخت مرا. گفتم: «بشین و نگاه کن. چرا وایستادی.»

نشست و در تاریکی صدایش را شنیدم که گفت: «امشب چه خبره، حاجی.»
و بعد رفت جلو، ستون را راه انداخت.
این بار آتش دشمن چنان شدید شده بود که فرشی از تیرهای سرخ، موازی با زمین حرکت می‌کرد. ستون خوابیده و دیگر بلند نشد. تیرها یکی یکی بچه‌های ستون را از کار می‌انداختند.
مانده بودیم چه کنیم. تا قله 500-400 متر بیشتر راه نبود. داشتم به اطراف نگاه می‌کردم که یکهو دیدم مهدی بر روی یک بلندی ایستاده، نمی‌دانستم چه می‌خواهد بکند که یکباره فریادش بلند شد: «از بچه‌های گردان مقداد کسی اینجا هست...  اینجا گردان مقدادی داریم.»

چرا این را پرسید؟ ما همه‌مان از گردان مقداد بودیم و این ستون که اینجا روی زمین دراز کشیده، همه‌شان گردان مقدادی بودند! صدای چند نفری، تک‌وتوک، از توی ستون بلند شد: «ما گردان مقدادی هستیم.»

مهدی بلند فریاد کشید: «منم مهدی خندان، معاون تیپ شما. آنهایی که می‌خواهند با مهدی خندان بیایند، به پیش.»

دیگر هیچ  نگفت. رو برگرداند و رفت.

برخاستیم و به یک ستون دنبالش راه افتادیم. هفت نفر بودیم؛ دنبال او.
چیزی به قله نمانده بود،؛ که باز ایستاد. حجم آتش دشمن، یک دیوار جلوی رویمان درست کرده بود. مرد می‌خواست که رد شود. تو حال خودم بودم که دیدم مهدی برخاست. همه برخاستیم و راه افتادیم.
چند قدم جلوتر، همه که نشستند. بهش رسیدم. از فرط خستگی نشسته بود روی زمین. تا مرا دید، گفت: «حاجی، تو هم اینجایی.»

گفتم: «تو باشی و ما نباشیم. چکار کنیم.»

اول پاهایش را مالش داد و بعد برخاست ایستاد. آتش دشمن حدی نداشت.

دستش را گرفتم و نشاندمش. گفتم: «دراز بکش تا آتیش کمتر بشه.»

دراز کشید روی زمین. یک دقیقه نشده بود که دوباره برخاست. گفت: «تا امروز من جلوی تیر دشمن سرخم نکرده بودم. این هم که دراز کشیدم. چون تو گفته بودی.»

برگشتم سر جایم. چند دقیقه‌ای که گذشت، به نفر جلویی‌ام گفتم: «به مهدی بگو حالا پاشو برو.»

او نگاهی به جلو انداخت و برگشت گفت: «مهدی رفته.»

رفتم روی خط ‌الراس. دیدم مهدی پشت سیم خاردارها است. رفتیم طرفش، اما این بار دو نفر بودیم. بقیه یا شهید شده بودند یا مجروح.
مهدی دست انداخت توی سیم خاردارهای حلقوی. زور زد و سیم خاردار از هم باز شد. زیر نور منور با چشم خودم دیدم که لبه‌های تیر سیم خاردار از یک طرف انگشتانش فرو رفته و از طرف دیگر درآمده است. خون، شرشر ریخت روی زمین. خودش را کشید تو سیم خاردار. چه زوری زد تا توانست دستش را از توی سیم خاردارها آزاد کند!
شروع کرد به برداشتن مینها. وقت نبود آنها را خنثی کند. برمی‌داشت و از سر راه می‌گذاشتشان کنار. مین‌ها را که جمع کرد، دوباره دستانش را انداخت میان کلاف‌ها سیم خاردار، پوست و گوشتش را از هم درید. مهدی برخاست. شده بود خون خالی. دست برد و نارنجکی درآورد که او را دیدند. چهار لول دشمن گرفت طرفش. تیرها به لبه شیار می‌خوردند و خاک‌ها را می‌پاشیدند روی آسمان. وقتی مهدی ایستاد...

یک لحظه چشم از او گرفتم و دوباره که او را دیدم، روی سیم خاردارها افتاده بود. دستهایش از هم باز شده بود. آن دست‌های باز و آن سیم خاردارها... مسیح باز مصلوب... مهدی...

از تنهاکسی که مانده بود، پرسیدم: «ساعت چنده؟»

گفت: «یازده و ربع.»

گفتم: «برمی‌گردیم.»

و برگشتیم. چیزی نمانده بود که مهدی بر بلندای قله 1904 بایستد.

***

توی اردوگاه بودیم. تویوتایی می‌آمد. بچه‌های دیده‌‌بان سوارش بودند. تند جلو رفتم. ماشین ایستاد. پرسیدم: «چه خبر؟»

گفتند: «هیچی، هنوز اون بالاس.»

این کار هر روزم شده بود. از آنان می‌پرسیدم و آنان می‌گفتند که مهدی هنوز روی سیم خاردارهاست.

***

دوازده سال گذشت تا مهدی را آوردند. آن کسی که خبر را برایم آورد، گفت: «مهدی رو از چاقو ضامن‌دار تو جیبش شناختند. یه چاقو تو جیبش بود این هوا.»

و او دستش را از هم باز کرد تا اندازه چاقو را نشان دهد.

*برگرفته از خاطرات: علی پروازی – شهید علی جزمانی

گرامیداشت «سی و یکمین سالگرد هفته دفاع مقدس در خبرگزاری فارس»/

انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900627000313

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

در صورت نبود اسپانسر بودجه‌ای برای تیمداری نداریم/بازیکنان در خانه تمرین می کنند

• نوشته شده توسط: ramin h

مصدق در گفت‌و‌گو با فارس:
در صورت نبود اسپانسر بودجه‌ای برای تیمداری نداریم/بازیکنان در خانه تمرین می کنند

خبرگزاری فارس: نایب‌رئیس بانوان هیئت پینگ ‌پنگ استان گلستان گفت: در صورتی که نتوانیم برای بانوان اسپانسر جذب کنیم، هیئت بودجه ‌ای برای تیم‌ داری در لیگ ندارد.

خبرگزاری فارس: در صورت نبود اسپانسر بودجه‌ای برای تیمداری نداریم/بازیکنان در خانه تمرین می کنند

شهربانو مصدق در گفت‌و‌گو با خبرنگار باشگاه خبری فارس «توانا»، اظهار داشت: میزبانی مسابقات بین‌المللی پینگ‌پنگ را پیش رو داریم و تیم گرگان برای شرکت در این مسابقات از 15 تا 21 مهر اردو خواهد زد.

وی با بیان اینکه یک تیم از تهران و یک تیم هم از گرگان در تورنمنت بین‌المللی پینگ‌پنگ حاضر می‌شوند، ادامه داد: در حال حاضر حرفی از لیگ نیست؛ اما شنیده‌هایم حاکی از این است که سایپا به عنوان اسپانسر تیم بانوان فعالیت می‌کند.

نایب رئیس بانوان هیئت پینگ‌پنگ استان گلستان خاطر نشان کرد: اگر هیچ اسپانسری حاضر نباشد در پینگ‌پنگ بانوان استان گلستان سرمایه گذاری کند، هیئت بودجه‌ای برای تیم‌داری در لیگ نخواهد داشت.

مصدق در خصوص تمرینات بانوان این استان گفت: بازیکنان عموماً در خانه تمرین می‌کنند، البته گاهی هم به هیئت می‌آیند. از آنجایی که اکثر آنها دانشجو هستند، نمی‌توانیم آنان را ملزم به حضور در سالن کنیم.

وی گفت: سانس سالن تمرین برای بانوان ساعت 16 تا 17:30 روزهای زوج است. برنامه صبح سالن هم خالی است و می‌توانند در صورت تمایل در این ساعات تمرین کنند.

مصدق با بیان اینکه فدراسیون از ما حمایت می‌کند، اضافه کرد: سه نفر از بازیکنان ملی‌پوش در استان گلستان هستند، بنابراین ترتبیت بدنی و فدراسیون هم کمک‌هایی به ما می‌کنند.

نایب رئیس بانوان هیئت پینگ‌پنگ استان گلستان گفت: مسابقاتی به نام لیگ استانی در گلستان برگزار نمی‌شود اما برای استعداد یابی با همکاری آموزش و پرورش فعالیت‌هایی انجام داده‌ایم.

وی در خصوص حضور تیم‌های خارجی برای شرکت در تورنمنت بین‌المللی پینگ‌پنگ گفت: تیم‌ها 22 مهر در ایران حاضر خواهند شد و هتل فرهنگیان ناهارخوران را برای اسکان آنان در نظر گرفته‌ایم.
انتهای پیام/د



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710001036

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

قاسم‌پور: به تنهایی نمی‌توان مشکلات دلالی و غیراخلاقی فوتبال را برطرف کرد

• نوشته شده توسط: ramin h

پس از دومین جلسه در سازمان لیگ
قاسم‌پور: به تنهایی نمی‌توان مشکلات دلالی و غیراخلاقی فوتبال را برطرف کرد

خبرگزاری فارس: سرمربی داماش گیلان گفت: به تنهایی نمی توان مشکلات دلالی و مسائل غیراخلاقی فوتبال ایران را برطرف کرد.

خبرگزاری فارس: قاسم‌پور: به تنهایی نمی‌توان مشکلات دلالی و غیراخلاقی فوتبال را برطرف کرد

به گزارش خبرگزاری فارس، ابراهیم قاسم‌پور روز گذشته نشستی در سازمان لیگ در مورد مسائل پشت پرده فوتبال ایران داشت و صحبت‌های خود را به مسئولان سازمان لیگ و هیئت رسیدگی به تخلفات حرفه‌ای زد.

قاسم‌پور در این باره به خبرگزاری فارس گفت: در این جلسه در رابطه با مشکلات داوران، مسائل دلالی و غیراخلاقی که در این چند سال برای من در فوتبال رخ داده، صحبت کردم. نامی از کسی نبردم ولی مسائلی که پیش آمده بود را به اطلاع مسئولان رساندم. در گذشته کسی به این مسائل توجه نمی‌کرد اما اکنون توجه می‌کنند.

وی در مورد اینکه امکان دارد فوتبال ایران پاک شود، گفت: فوتبال ایران اکنون هم پاک است، البته مسائل و مشکلاتی وجود دارد که به تنهایی نمی‌توان تمام مشکلات را حل کرد. یک نفر نمی‌تواند به تمام مسائل و مشکلات رسیدگی کند. از من مربی گرفته تا مدیران باشگاه‌ها و بازیکنان باید دست به دست هم بدهیم تا فضای فوتبال پاک و پاک‌تر شود وگرنه به تنهایی نمی‌توان مشکلات دلالی و غیراخلاقی فوتبال ایران را برطرف کرد.
بازیکنان و مربیانی که پاک فکر و رفتار می‌کنند و همه مدیران و اهالی رسانه‌ها باید دست به دست هم بدهند تا مشکلات کمتر شود.
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900711000132

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

ترور فرزند مفتی ارشد سوریه به دست گروهک‌های مسلح

• نوشته شده توسط: ramin h

پس از حمایت از وحدت مردم و نظام سوریه، اجرا شد
ترور فرزند مفتی ارشد سوریه به دست گروهک‌های مسلح

خبرگزاری فارس: افراد مسلح در کمینی در منطقه بین حلب-دمشق، فرزند مفتی سوریه و یک همراه وی را که در حمایت از نظام سوریه و وحدت مردم این کشور موضع گرفته بود، ترور کردند.

خبرگزاری فارس: ترور فرزند مفتی ارشد سوریه به دست گروهک‌های مسلح

به گزارش فارس، رسانه‌های سوریه از ترور «ساریه احمد بدرالدین حسون» فرزند شیخ احمد بدرالدین حسون مفتی سوریه خبر دادند.

پدر ساریه، مفتی سوریه در ناامنی‌های هفت ماه اخیر سوریه با حمایت از نظام سوریه تاکید کرده بود که دست‌های کشورهای بیگانه در پشت پرده ناآرامی‌های سوریه است.

افراد مسلح وابسته به گروهک‌های تروریستی روز گذشته در کمینی که در جاده حلب-دمشق (در نزدیکی منطقه سراقب) اجرا شد، ساریه حسون را به قتل رساندند.

گروهک‌های مسلح در سوریه که از جانب کشورهای غربی حمایت می‌شوند و چندی پیش نیز سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد که اصلا عجیب نیست مخالفان سوریه اکنون دست به سلاح ببرند، از ماه مارس گذشته در برخی از شهرهای سوریه فعال شدند تا امنیت در این کشور را بر هم بزنند.

به گزارش رسانه‌های سوری، ساریه بسرعت به بیمارستان دولتی ادلب منتقل شد و کادر پزشکی حلب چند عمل جراحی روی وی انجام دادند اما گلوله به کبد، قلب و ریه وی اصلابت کرده بود و وی به هنگام عمل جراحی درگذشت.

در این حمله تروریستی، دکتر محمد عمر استاد دانشگاه حلب (بخش تاریخ) نیز که همراه فرزند مفتی سوریه بود نیز جان خود را از دست داد.

روز گذشته همچنین گروهک‌های مسلح با یک بسته انفجاری یک قطار باربری را در شمالغرب سوریه دچار حادثه کردند که در این حمله تروریستی، راهبر قطار و معاون وی بشدت زخمی شدند.

مسئولان سوری اعلام کردند که گروهک‌های مسلح قصد داشتند قطار مسافربری را هدف بگیرند که موفق به این کار نشدند.

انتهای پیام/.++



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900711000163

نظرات()

دوشنبه 11 مهر 1390

یوونتوس در 5 دقیقه میلان را غرق کرد

• نوشته شده توسط: ramin h

/هفته ششم کالچو ایتالیا/
یوونتوس در 5 دقیقه میلان را غرق کرد

خبرگزاری فارس: دیدارهای هفته ششم سری آ ایتالیا برگزار شد که در مهم‌ترین آن‌ها یوونتوس توانست میلان را با شکست بدرقه کند.

خبرگزاری فارس: یوونتوس در 5 دقیقه میلان را غرق کرد

به گزارش خبرگزاری فارس، در مهم‌ترین دیدار هفته ششم کالچو ایتالیا، یوونتوس و میلان در ورزشگاه جدید تورین با یکدیگر بازی کردند که در نهایت این بازی 2 بر صفر به سود یووه به پایان رسید.

در این بازی حساس، کلودیو مارکیسیو در دقایق پایانی بازی توانست 2 بار دروازه میلان را باز کند تا یووه را به صدر جدول بفرستد. گل نخست در دقیقه 87 و روی دفع نامناسب دفاع میلان رقم خورد. مارکیسیو در دقیقه 92 نیز با شوت از راه دور و اشتباه کریستین آبیاتی دروازه‌بان میلان توانست دیگر گل تیمش را وارد دروازه میلان کند. در این بازی کوین پرینس بواتنگ با دریافت 2 کارت زرد در دقیقه 89 از بازی اخراج شد. یوونتوس با این پیروزی و به‌دست آوردن 11 امتیاز  به همراه اودینزه صدرنشین سری آ شد و میلان نیز با 5 امتیاز در رتبه پانزدهم قرار گرفت.

در دیگر بازی مهم این هفته دو تیم فیورنتینا و لاتزیو در آرتمیو فرانچی دیدار کردند که در پایان تیم میهمان توانست فیورنتینا را با شکست روبه‌رو کند. در این بازی السیو چرچی در دقیقه 8 ویولا را پیش انداخت ولی هنانس در دقیقه 28 بازی را به تساوی کشاند. میروسلاو کلوزه در دقیقه 83 توانست گل پیروزی لاتزیو را به ثمر برساند تا تیمش را با 8 امتیاز به رده هفتم جدول بفرستد، فیورنتینا با این شکست 7 امتیازی و در رده نهم قرار گرفت.

سایر بازی‌ها به شرح زیر است:

*نووارا 3 - کاتانیا 3
گل‌ها: ریگونی 49 (پنالتی)، موریموتو 65، جدا 86 برای نووارا
لگروتالیه 14، لودی 56، گومز 90 برای کاتانیا

*چزنا صفر - کیه‌وو صفر

*لچه صفر - کالیاری 2
گل‌ها: بریویو 10 (گل به خودی)، بیوندینی 40 برای لچه

*پالرمو 2 - سیه‌نا صفر
گل‌‌ها: میگلیاچیو 19، هرناندز 90 برای پالرمو

*پارما 3 - جنوا یک
گل‌ها: جیووینکو 29 و 42، مارونه 50 برای پارما
پالاسیو 90 برای جنوا

*اودینزه 2 - بولونیا صفر
گل‌ها:بناتیا 29، دی‌ناتاله 72 برای اودینزه
انتهای پیام/آ



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900711000153

نظرات()

یکشنبه 10 مهر 1390

توزیع نیروی متخصص بر اساس شاخص‌های جمعیتی است

• نوشته شده توسط: ramin h

رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان:
توزیع نیروی متخصص بر اساس شاخص‌های جمعیتی است

خبرگزاری فارس: رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان گفت: وجود بخش‌های تخصصی در بیمارستان‌ها و توزیع نیروی متخصص بر اساس شاخص‌های جمعیتی صورت می‌پذیرد.

خبرگزاری فارس: توزیع نیروی متخصص بر اساس شاخص‌های جمعیتی است

به گزارش خبرگزاری فارس از زاهدان به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی زاهدان، منصور شکیبا اظهار داشت: یک میلیون و 804 هزار و 194 نفر در مرکز و جنوب استان سیستان و بلوچستان در پنج ماه نخست امسال به صورت سرپایی معاینه شدند و تحت درمان قرار گرفتند.
وی افزود: خدمات معاینه و درمان سرپایی علاوه بر اورژانس‌ها و کلینیک‌های بیمارستان‌ها، در خانه‌های بهداشت و درمانگاه‌ها نیز ارائه می‌شود.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان ادامه داد: بر اساس ارزیابی‌های کارشناسان حوزه‌های بهداشت و درمان، بیش از 62 درصد مراجعات یاد شده به مراکز بهداشتی درمانی و درمانگاه‌ها بوده است.
شکیبا خاطرنشان کرد: افزایش کیفیت خدمات دهی به مراجعان، بهسازی اورژانس‌های بیمارستانی و نیز افزایش تجهیزات از جمله اقدامات سامانه بهداشت و درمان استان در راستای ارتقای رضایتمندی مراجعان بوده است.
وی همچنین تأکید کرد: هم اکنون پزشک عمومی در 93 درصد مراکز بهداشتی درمانی مرکز و جنوب استان مستقر بوده و در حال ارائه خدمات به مراجعان هستند.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی زاهدان یادآور شد: از لحاظ تأمین نیروی متخصص در استان، هم اکنون پنج تخصص اصلی جراحی، داخلی، بیهوشی، اطفال، زنان و زایمان در تمام بیمارستان‌های استان حضور دارند.
شکیبا تصریح کرد: 12 مهر ماه تقسیم نیروهای تخصصی در وزارت بهداشت صورت می‌پذیرد و بر اساس تصمیم گیری انجام شده بخشی از نیروهای متخصص به بیمارستان‌های استان اختصاص خواهد یافت.
وی تأکید کرد: وجود بخش‌های تخصصی در بیمارستان‌ها و توزیع متخصص بر اساس شاخص‌های جمعیتی انجام می‌شود.
انتهای پیام/م30



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710001113

نظرات()

یکشنبه 10 مهر 1390

مورینیو: مادرید نمی تواند مدیری بهتر از فلورنتینو داشته باشد

• نوشته شده توسط: ramin h

حمایت آقای خاص از مدیر خاص
مورینیو: مادرید نمی تواند مدیری بهتر از فلورنتینو داشته باشد

خبرگزاری فارس: سرمربی تیم فوتبال رئال مادرید اسپانیا گفت: مادرید نمی تواند مدیری بهتر از فلورنتینو داشته باشد.

خبرگزاری فارس: مورینیو: مادرید نمی تواند مدیری بهتر از فلورنتینو داشته باشد

به گزارش خبرگزاری فارس و به نقل از لارازون، خوزه مورینیو در آستانه بازی امشب تیمش مقابل اسپانیول تصریح کرد: اوضاع تیم خوب است و کسب 3 امتیاز در کاتالونیا برایمان بسیار مهم و حیاتی خواهد بود.

وی افزود: شرایط ایده‌آلی که امروز در باشگاه رئال مادرید حاکم است به خاطر مدیریت نمونه و کم نقص فلورنتینو پرس است و از او به عنوان سرمربی تیم تشکر می‌کنم. پرس برنامه‌های طولانی مدت بسیار ارزشمندی دارد و اگر در انتخابات آینده رای نیاورد ناکامی بزرگی گریبان رئال مادرید را خواهد گرفت، امیدوارم هواداران به مسائل ریشه‌ای در باشگاه توجه داشته باشند و احساسی تصمیم نگیرند.
انتهای پیام/آ



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000398

نظرات()

یکشنبه 10 مهر 1390

مجتبی واحدی: اصلاح‌طلبان در انتخابات رأی نمی‌آورند

• نوشته شده توسط: ramin h

در رسانه وابسته به جنبش سبز مطرح شد؛
مجتبی واحدی: اصلاح‌طلبان در انتخابات رأی نمی‌آورند

خبرگزاری فارس: مجتبی واحدی در رسانه وابسته به جنبش سبز اعلام کرد: با توجه به ایام باقیمانده به انتخابات اسفند ماه نباید بحث از موضوعیت و شرکت در انتخابات را مطرح کرد بلکه باید تمام تلاش خود را معطوف به تحریم این انتخابات کنیم نه شرکت در آ،ن چراکه اصلاح‌طلبان رأای نمی‌آورند.

خبرگزاری فارس: مجتبی واحدی: اصلاح‌طلبان در انتخابات رأی نمی‌آورند

به گزارش خبرنگار گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس، پایگاه اطلاع‌رسانی جام نیوز نوشت: شبکه «رسا» وابسته به جنبش سبز در برنامه «نقد و نظر» به بررسی انتخابات اسفند ماه 90 پرداخت و اوضاع اجتماعی جمهوری اسلامی را در ایام کنونی، پرتنش قلمداد کرد.

مرتضی کاظمیان (فعال ملی مذهبی) در این برنامه گفت: «هم اکنون اوضاع ایران پرتنش است و جنبش سبز باید از انقلابیون لیبی درس بگیرد و از درون خود را قوی کرده و با اراده بهتری مقابل حاکمیت قرار بگیرد، چراکه بین حاکمیت در ایران و حاکمیت در لیبی دوره قذافی مشابهت‌های زیادی وجود دارد و هر دو حاکمیت قصد دارند یک سرزمین سوخته در کشور خودشان به جا بگذارند.»

در ادامه مجتبی واحدی (مشاور کروبی) اظهار داشت: «منظور حاکمیت از فتنه‌گرانی که دیگر اجازه حضور در انتخابات به آنها داده نمی‌شود، موسوی و خاتمی و کروبی نیست بلکه منظور همین افراد دسته دوم و سوم است که می‌خواهند در انتخابات اسفند ماه به عنوان کاندیدا شرکت کنند.»

واحدی در ادامه افزود: «اکنون دیگر با توجه به ایام باقی مانده به انتخابات اسفند ماه نباید بحث از موضوعیت انتخابات و موضوع شرکت در انتخابات را مطرح کرد و باید تمام تلاش خود را معطوف به تحریم این انتخابات کنیم نه شرکت در آن، چون با توجه به سابقه تقلب حاکمیت در انتخابات ریاست جمهوری (!) شرکت در این انتخابات فرمایشی برای ما فایده‌ای ندارد بلکه تنها به نفع حاکمیت است چون اصلاح‌طلبان رای نمی‌آورند و حاکمیت طلبکار هم خواهد شد و مدعی خواهد شد که اصلاح‌طلبان شرکت کردند ولی رأی نیاوردند.»

انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000247

نظرات()

یکشنبه 10 مهر 1390

مساعدت مشروط مجلس با دولت برای افزایش ظرفیت دکتری

• نوشته شده توسط: ramin h

حیدری به فارس خبر داد:
مساعدت مشروط مجلس با دولت برای افزایش ظرفیت دکتری

خبرگزاری فارس: عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس گفت: به عنوان اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس این قول را داده‌ایم تا با حداکثر توان مشارکت کنیم و از طریق قانون، اعتبار لازم برای افزایش ظرفیت دوره دکتری را فراهم کنیم.

خبرگزاری فارس: مساعدت مشروط مجلس با دولت برای افزایش ظرفیت دکتری

نورالله حیدری دستنایی، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار گروه دانشگاه خبرگزاری فارس، در پاسخ به این سؤال که آیا خبر قول مساعد و کمک کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به دانشگاه‌ها برای جذب 10 هزار دانشجوی دکترای درست است؟ گفت: اتفاقاً بحث در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس عکس این موضوع بوده است.

وی افزود: دولت تصمیم دارد ظرفیت پذیرش تحصیلات تکمیلی را 2 برابر کند که چند جلسه در کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس درباره افزایش پذیرش دوره‌های تحصیلات تکمیلی برگزار شد.

حیدری خاطرنشان کرد: در این جلسات بحث این بود که دولت با کدام آمادگی قصد دارد ظرفیت پذیرش دوره‌های تحصیلات تکمیلی را افزایش دهد؟

این نماینده مجلس با بیان اینکه کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس  اعلام نکرده مجوز این افزایش را صادر می‌کند، تصریح کرد: در نشست‌هایی که اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس با نمایندگان دولت برگزار کردند، قرار شد این بحث بررسی شود و به صورت رشته‌ای و استانی اگر امکان افزایش ظرفیت وجود دارد به این کار اقدام کنند.

نماینده مردم اردل و فارسان در مجلس با بیان اینکه برای افزایش ظرفیت دوره تحصیلات تکمیلی نیاز به اعضای هیئت علمی به اندازه کافی، فضای فیزیکی و محتوای مناسب منابع درسی است، گفت: باید استاندارد مورد نیاز برای برگزاری دوره دکتری فراهم باشد.

عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس تأکید کرد: اکنون در دوره‌های کارشناسی و کارشناسی‌ارشد شاهدیم که برخی رشته‌ها و دانشگاه‌ها استاندار لازم را ندارند و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز مرتباً پیگیر این موضوع بوده و تذکر می‌دهد.

وی افزود: کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به عنوان یک دیده‌بان عمل می‌کند تا رشته‌ها و دانشگاه‌ها در تراز استاندارد موردنظر حرکت کنند.

حیدری با بیان اینکه اگر افزایش ظرفیت دوره تحصیلات تکمیلی بدون ضابطه باشد، کیفیت فدا شده و با یک تهدید جدی مواجه خواهیم بود، اظهار داشت: موضع کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در این باره علم مدارانه و توجه لازم به کیفیت دانشگاه‌‌هاست.

این نماینده مجلس خاطرنشان کرد: ما مدعی بوده‌ایم و معتقد هستیم که حداقل استانداردها برای رشته‌های مختلف دوره دکتری باید فراهم شود و آن موقع به جای افزایش دو برابری می‌شود 3 برابر ظرفیت‌ها را اضافه کرد.

حیدری در پاسخ به این سؤال که آیا مجلس قول مساعدت برای افزایش ظرفیت پذیرش دانشجویان دکتری را به دولت داده است، گفت: حرفی نیست در این خصوص مجلس قول می‌دهد.

این نماینده مجلس اظهار داشت: کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس مخالف افزایش ظرفیت دوره دکتری نیست بلکه مخالف این افزایش بدون ضابطه است.

وی در پایان خاطرنشان کرد: به عنوان اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس این قول را داده‌ایم تا با حداکثر توان مشارکت کنیم و از طریق قانون اعتبار لازم برای افزایش ظرفیت دوره دکتری را فراهم کنیم.
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000309

نظرات()

یکشنبه 10 مهر 1390

شنیده‌ام برادر و داماد ما را شهید کرده‌اید

• نوشته شده توسط: ramin h

جنگ دوست ‌داشتنی/
شنیده‌ام برادر و داماد ما را شهید کرده‌اید

خبرگزاری فارس: در عملیات «کربلای 5» برادر و همسر خواهر معاون گردان در اولین ساعات عملیات به شهادت رسیده بودند و نمی‌دانستیم چگونه این خبر را به او بدهیم؛ او به طرف ما آمد، لبخندی زد و گفت ««شنیده‌ام داماد و برادرم را در نبودن ما شهید کرده‌اید».

خبرگزاری فارس: شنیده‌ام برادر و داماد ما را شهید کرده‌اید

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، یکی از بخش‌های قابل توجه و جذاب دفاع مقدس خاطرات رزمندگان از روزهای حماسه و ایثار است؛ خاطراتی تلخ و شیرین که روایتگر لحظه‌های به یادماندنی زندگی به سبک دفاع مقدس است. خبرگزاری فارس، در سی‌و یکمین گرامیداشت دفاع مقدس قسمت‌هایی از این خاطرات ناب و خواندنی را که در کتاب ارزشمند «فرهنگ جبهه» بخش مشاهدات جمع‌آوری شده است، در اختیار مخاطبان خود قرار می‌دهد.

------------------------------------------------------------
شنیده‌ام برادر و داماد ما را شهید کرده‌اید
------------------------------------------------------------

برای بار اول بود که به جبهه می‌رفتم. موقع اعزام دو دل بودم، نمی‌دانم چرا. مثل کسی که حرفی بزند و بعد پشیمان بشود، فکر می‌کردم برای ثبت‌نام زود تصمیم‌ گرفته‌ام. با خودم قضیه را سبک و سنگین می‌کردم که چشمم افتاد به یک نوجوان. گویا عذر او را خواسته بودند و قرار نبود ببرندش. مثل ابر بهاری گریه می‌کرد. با دیدن این صحنه بود که به خودم آمدم و برای رفتن آماده شدم.

آمدیم منطقه و خوردیم به عملیات «کربلای 5» [19دی سال 65 ـ شلمچه، شرق بصره]؛ دو گروهان شدیم و برای پدافند به شلمچه رفتیم. شب پیش در همان خط، عملیات شده بود اما بچه‌ها نتوانسته بودند سنگرهای دشمن را بشکنند. یک گروهان هم در پشت خط بود. برادرِ معاون گردان ما با شوهر خواهرش همراه‌مان بودند و در اولین ساعات بر اثر ترکش خمپاره به شهادت رسیدند.

همه نگران بودند که چطور این خبر را به گوش او که در خط دوم بود برسانند. نزدیک عصر بود که آمد. طبق معمول لبخندی زد و بعد خودش گفت «شنیده‌ام داماد و برادرم را در نبودن ما شهید کرده‌اید» حالا برادرم مسئله‌ای نیست، یک جوری با ننه‌ام کنار می‌آیم، اما جواب بچه‌های خواهرم را چی بدهم؟‌ بعد اضافه کرد «ناراحت نباشید، آنها از ما جلو زدند و ما عقب مانده‌ایم».
راوی: محمد رضانیا
از گردان نور تیپ 21 امام رضا (ع)
انتهای پیام/



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000379

نظرات()

یکشنبه 10 مهر 1390

وزارت اقتصاد: خاوری باجناق حسینی نیست

• نوشته شده توسط: ramin h

وزارت اقتصاد: خاوری باجناق حسینی نیست

خبرگزاری فارس: درپی انتشار خبری در برخی سایتها با عنوان "خاوری، باجناق وزیر اقتصاد"، وزارت اقتصاد این نسبت خویشاوندی را تکذیب کرد.

خبرگزاری فارس: وزارت اقتصاد: خاوری باجناق حسینی نیست

به گزارش فارس، وزارت اقتصاد اعلام کرد: درپی درج خبری با عنوان "خاوری، باجناق وزیر اقتصاد" در یکی از سایتها به اطلاع می رساند "چنین موضوعی صحت نداشته و تکذیب می شود".
در این اطلاعیه امده است: محمودرضا خاوری، مدیرعامل مستعفی بانک ملی ایران، هیچگونه نسبت خویشاوندی با وزیر امور اقتصادی و دارایی ندارد، تیتر و مطلب " خاوری، باجناق وزیر اقتصاد" صحت نداشته و تکذیب می شود.
انتهای پیام/ص



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000425

نظرات()

یکشنبه 10 مهر 1390

پانگ ‌یان: پیشرفت بانوان عالی است/ انتظار کسب مدال طلا داریم

• نوشته شده توسط: ramin h

همه بازیکنان مانند فرزندانم هستند
پانگ ‌یان: پیشرفت بانوان عالی است/ انتظار کسب مدال طلا داریم

خبرگزاری فارس: سرمربی تیم ملی ساندای بانوان گفت: ووشوکاران از هر نظر آماده ‌اند و ما از آنها انتظار مدال طلا داریم.

خبرگزاری فارس: پانگ ‌یان: پیشرفت بانوان عالی است/ انتظار کسب مدال طلا داریم

پانگ‌ یان در گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی باشگاه خبری فارس «توانا»، درباره آمادگی بانوان برای حضور در مسابقات جهانی ترکیه، گفت: سانداکاران از هر نظر عالی هستند. با وجود حضور حریفانی قوی از چین و ویتنام در این رقابت‌ها امیدوار به کسب مدال هستیم.

وی درباره نحوه انتخاب بازیکنان برای حضور در این رقابت‌ها، اظهار داشت: ابتدا نفرات اول تا سوم مسابقات قهرمانی کشور و بهترین‌های آسیا و جهان را انتخاب کردیم و پس از برگزاری مسابقات انتخابی، ملی‌پوشان مشخص شدند. برای اعزام 4 وزن نیز افرادی که تکنیک بالایی داشتند و از نظر جسمانی در آمادگی کاملی به‌سر می‌بردند برای حضور در رقابت‌های جهانی معرفی شدند.

سرمربی چینی تیم ملی ساندای بانوان در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس مبنی بر اینکه تعدادی از بازیکنان به این امر معترض بودن که وی بین اردونشینان تبعیض قائل می‌شود، عنوان کرد: تمامی بازیکنان حاضر در اردو مانند فرزندانم هستند. در ضمن کمیته فنی فدراسیون تصمیم نهایی را برای اعزام می‌گیرد و من دخالتی ندارم.

پانگ یان با اشاره به پیشرفت بانوان ووشوکار در چند سال اخیر، گفت: پیشرفت بانوان عالی بوده و ما در مسابقات جهانی از آنها انتظار مدال داریم. بهترین وزن‌ها به این رقابت‌ها اعزام می‌شوند.
انتهای پیام/د



منبع: http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13900710000303

نظرات()

  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7